اصل عملیات اینه: قراره پل صراط رو منفجر کنن!

فارس گزارش داد: کتاب «شطرنج با ماشین قیامت» نوشته حبیب احمدزاده روایت سه روز از زندگی در جنگ یک نوجوان بسیجی است که دیده بان توپخانه و تجسس گر مقر توپخانه ی دشمن است. آدم هایی غیرمتعارف نسبت به جنگ با او همراه می شوند و ۳۶۰ صفحه کتاب شکل می گیرد. «این کتاب با موضوع بدیع خود، پدیده ای منحصربه فرد در مجموعه کتاب های جنگ هشت ساله است و جسارت ها و نوآوری هایی در تمامی فصول کتاب به چشم می خورد. شاید بتوان این کتاب را بیشتر یک اثر فلسفی-اجتماعی خواند، که در صفحه ی جنگ به تصویر کشیده شده است.» دکتر پل اسپراکمن، استاد دانشگاه راتجرز نیوجرسی آمریکا، «شطرنج با ماشین قیامت» را به انگلیسی ترجمه کرده که توسط انتشارات مزدا در آمریکا به چاپ رسیده است.

کتاب جوایز زیادی هم گرفته است: جایزه ادبی اصفهان – کتاب سال شهید غنی پور – کتاب سال دفاع مقدس و …متن زیر دو برش از قسمت های جالب این کتاب خواندنی است:

*

– نگاه کن آقا! خیلی سریع می گم که به کارتون برسین. وقتی خدا آدم رو خلق کرد؛ فرشته های لوس و عزیزکرده، می رن پهلوی خدا که این چیه خلقت کردی؟‌خدا چی می گه؟ می گه شماها به چیزی که دانایی ندارید دخالت نکنید! بعد، حضرت آدم رو صدا می زنه و مخفیانه و درگوشی، اسم اعظم رو بهش یاد می ده. بعد بار عام می ده:‌ خب، فرشته های خورده و خوابیده! ببینم، شماها اسم اعظم رو بلدید؟ اگر بلدید، بگید بشنوم؟ این از همه جا بی خبرا، می گن: نه! اسم اعظم چیه دیگه؟ بعد خدا رویش را می کنه به حضرت آدم و می گه: خب، خلقت تازه ی من! عزیز دردانه ی من! اسم اعظم را بگو! حضرت آدم هم اسم اعظم رو می گه و تمام فرشته ها، صورت آویزون و روسیاه، از عرش خارج می شن. خب، اگه خدا این سیاست رو به کار نمی بست و مخفیانه اسم تعظم رو یاد جد شماها نمی داد؛ کار و بار آدم این طوری می گرفت؟ نه که نمی گرفت.

– خب؟

– خب، اولین کسی که سیاست بازی را در جهان مرسوم کرده، خود خداست دیگه!

و مقتدرانه سر تکان داد.

*

– خب، با این تفاصیل که گفتم، شما چرا باید در این نبرد نابرابر، که مرگ درش حتمیه شرکت کنید؟ حتی بنده با کمترین اطلاعات نظامی، می تونم ادعا کنم که شما شکست خورده ید. درست مثل حضرت آدم و همه ی آدم های قبل و بعد از ما! و چرا من هم باید در این نبرد احمقانه شرکت کنم؟

… و این جا بود که نقشه ی جدیدم کم کم شکل گرفت! ..

… – آقا مهندس! در مورد هدف عملیات بهت دروغ گفتم. ما می خوایم کار دیگه ای بکنیم.

– دروغ گفتید؟

– آروم باش! نباید خدا بفهمه.

– تو درست می گی. اون دو نفر توی گود، حتماً شهید می شن. این عملیات در ظاهر شکست می خوره؛ ولی … اصل عملیات تو اون دنیاس!

– اون دنیا؟

… – اصل عملیات اینه که اسدالله و محمد شهید بشن. بعد می رن اون دنیا. قراره طی یک عملیات برنامه ریزی شده، پل صراط رو منفجر کنن و از خدا انتقام بگیرن!

مهندس پس رفت و بر و بر نگاهم کرد.

– دروغ می گی!

… – پل صراط هم که خیلی نازک و باریکه؛ تا کسی نتونه ازش عبور کنه. طبق محاسبات ما، یک گلوله ی ۱۲۰ میلیمتری عمل نکرده، کافیه این پل رو دود کنه بفرسته هوا! حالا این دلیل، برای کمک کردن تو به عملیات کافی هست یا نه؟

– آره! خدا فکر همه چی رو کرده؛ به جز این یکی! وقتی پل منفجر بشه؛ همه ی بساط قیامت به هم می ریزه. عجب نقشه ای! عجب شاهکاری! خوشم اومد. انتقام خوبیه؛ از اون چه که تا خالا به سرمون اومده.


ساکنان تهران برای تهیه این رمان خواندنی که تا کنون بارها تجدید چاپ شده، کافی است با شماره ۲۰- ۸۸۵۵۷۰۱۶ سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. باقی هموطنان نیز با پرداخت هزینه پستی می توانند این کتاب را تلفنی سفارش بدهند.

۶۰۶۰

دانلود   دانلود


خبرآنلاین

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ