بخش‌های جذاب برنامه «گپ» رامبد جوان با حضور عطاران را که دقایقی پیش به پایان رسید؛ در “کافه‌سینما” بخوانید: حضور در بازار و خاطرات خوابگاه و دانشگاه و «ساعت خوش» و ارتباط با مردم و اینکه: “از هیچ چیز به اندازه مرگ نمی‌ترسم”

کافه سینما-۰۱:۴۹:۵۴ پنج شنبه شب: همیشه قبل ازشروع  فیلم‌هایم به اینجا (ناصرخسرو) سر می‌زنم چون این‌جا حس زندگی و کار وجود دارد. بعضی وقت‌ها انتخاب بازیگرها را این‌جا انجام میدهم. به طوری‌ که گوشه‌ای یواشکی می‌نشینم و مردم را زیر نظر می گیرم.

به گزارش کافه سینما برنامه این هفته گپ ۱۵ تیر۹۱ با حضور رضا عطاران در خیابان ناصرخسرو اجرا شد که دلیل این کار، پیشنهاد رضاعطاران بود که چون ان‌جا زندگی بیشتر از همه جا جریان دارد. در ادامه بخش‌های جذاب این برنامه در کافه‌سینما می‌خوانید:

تمامی برنامه‌های گپ بدون کات دادن فیلمبرداری و ضبط می‌شود اما در این برنامه علی‌رغم قول ابتدایی رامبد جوان مبنی بر اینکه به هیچ وجه به برنامه کات نخواهد داد مجبور شد  در ادامه برنامه به دلیل ازدحام بیش از اندازه مردم به خاطر حضور رضا عطاران چندین بار  کات بدهد

در ادامه رضا عطاران گفت: همیشه قبل ازشروع  فیلم‌هایش به اینجا سر می‌زند چون این‌ جا حس زندگی و کار وجود دارد. بعضی وقت‌ها انتخاب بازیگرها را این‌جا انجام میدهد. به طوری‌که گوشه‌ای یواشکی می‌نشیند  و مردم را زیر نظر میگیرد.

در حالی که اطراف رضا عطاران را مردم مشتاق احاطه کرده بودند و اکثرا با موبایل‌های‌شان در حال عکس گرفتن بودند و حتی  بعضا در حین صحبت‌های عطاران با رامبد جوان و اشکان خطیبی مردم هم سوالات  و نظرات‌شان را می‌گفتند و الفاظی چون :”عطاران یه دونه ای ” ،”عطاران دوست داریم”، “ما طرفدارتیم” و .. از او استقبال می‌کردند.

اشکان خطیبی هم در همین رابطه گفت: یکی از مردم به من گفت اگه تو هم کار طنز انجام بدی همین جوری میشی!

وقتی رامبد جوان پرسید: رضا توقع‌ات از مردم چیه؟ عطاران پاسخ داد: مردم باید از من توقع داشته باشن. وهدفم اینه کاری کنم مردم از ته دل بخندند.

اشکان خطیبی از این بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون پرسید: اگه یه روز بیای اینجا ببینی اینجوری نیست و تحویلت نمی‌گیرن چیکار میکنی؟  رضا عطاران هم با خونسردی جواب داد:خیلی راحت میرم خرید می کنم. البته منکر این‌که این حضور برام مهم هست نمی‌شم. و به ذکر خاطره‌ای در این باره هنگام بازی در «ساعت خوش» پرداخت و گفت: زمان ساعت خوش با بچه ها مسابقه می گذاشتیم بریم بیرون ببینیم چه کسی‌ رو بیشتر می‌شناسن. همیشه هم به رادش می باختم.

در ادامه به دلیل ازدحام مردم عطاران پیشنهاد داد که برویم  کلاه بخریم و دلیل علاقه‌اش به کلاه را این‌گونه عنوان کرد:

کلاه رو دوست دارم یکی به خاطر کچلی‌ام و یکی این‌که به صورتم میاد.

به گزارش کافه سینما در ادامه این گپ و گفت‌گوی جذاب همراه با شوخی‌های عطاران و رامبد جوان، عطاران  درباره دلیل خوانندگی‌اش در سریال‌ها گفت: هر کجا که لازم بوده خوانده است. اولین بار هم برای کوچه اقاقیا بود که حمید صدری به من گفت این رو خودت بخون چون صدات یه فالشی‌ای داره که شبیه صدای گرامافون قدیمیه و تنها آهنگی که خوندم و دوست دارم همونه.

در این لحظه به دلیل ازدحام و هیاهوی بیش ازحد مردم، رامبدجوان توضیح داد که مجبورند کات بدهند.

در ادامه برنامه آن‌ها در یک کلاه فروشی حضور یاقتند و کلاه‌های مختلف را امتحان می کردند ولابه لایش شوخی‌هایی هم با یکدیگر انجام می‌دادند مانند این که عطاران گفت: من فقط از خوش‌تیپی کچلی‌اش را دارم.

بازیگر و کارگردان فیلم «خوابم می‌ٱد» در ادامه از خاطرات دوران دانشگاه‌اش و خوابگاه کوی دانشگاه چنین گفت: با سعید آقاخانی هم اتاق بودیم توی خوابگاه اتاق بغل هم حمید فرخ نژاد و سیروس کهوری نژاد بودند. فرهاد اصلانی و رضا شفیع جم هم به آنجا رفت و آمد داشتند و از همان جا دوستی‌های‌مان شکل گرفت و ایده ساعت خوش همان‌جا به‌وجود ٱمد ولی فرهاد اصلانی  رفت و سریال امام علی را بازی کرد و ما حسرت می‌خوردیم که ما ساعت خوش بازی می‌کنیم و اصلانی سریال  امام علی.

کارگردان سریال «بزنگاه» در ادامه درباره ازدواجش گفت: شانزده سال است ازدواج کرده و همسرش هم در سریال بزنگاه و فیلم صندلی خالی همراه او بازی کرده است.

وی در ادامه گفت: وقتی همسرم در صندلی خالی بازی کرد همان سال در جشنواره کاندیدا شد. بعد دوستانم به من زنگ می‌زدند و می‌گفتند که تو بیست سال بازی کردی هیچ اتفاقی نیافتاد. همسرت بیست دقیقه بازی کرد کاندیدا شد.

در ادامه هم رامبد جوان گفت که با رضا شفیعی‌جم هم‌محله بوده و از خاطراتش با او گفت.

عطاران در پاسخ این سوال رامبد جوان که اصلیت‌ات کجایی هست جواب داد: من خودم متولد مشهد هستم اما پدر و مادرم  گنابادی هستند و فامیل هستند و یک برادر و دو خواهر دارد که هیچکدام هم کار هنری نمی کنند.

عطاران در ادامه از خاطرات جالب تئاتری‌اش گفت و درانتها در جواب جوان که پرسید از چه چیزی میترسی گفت: تنها از مرگ هست که خیلی می ترسم و به همین دلیل اگر کسی خیلی مریض باشد نمی توانم به عیادتش بروم.

کافه سینما


کافه سینما-آخرین اخبار و یادداشت های سینمای ایران و جهان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *