به سان سوچی احترام می گذاشتم ،اما حالا….

به سان سوچی احترام می گذاشتم ،اما حالا….
اما حالا همه ارزش ها به یکباره فرو ریخت،کوتاه و گویا می نویسم:
۱–تاقبل از انتشار خبر کشتار بی رحمانه حاشیه نشینان زمین در میانمار ،مقاومت آنگ سان سوچی در برابر دیکتاتوری نظامیان را می ستودم ،اورا نماد مستمر در مقاومت و حرکت در گذار به دمکراسی می دانستم.زمانی که متن سخنرانی او درزمان اخذ جایزه نوبل در ژوئن ۲۰۱۲ در ستایش از انسانیت ،حقوق بشر و کرامت انسان ها و اعضای یکدیگر بودن بنی آدم را می شنیدم از این اندیشه های شگرف شادمان می شدم، اما حالا سکوت و موضع گیری منفعلانه او در قبال کشتارهای بی رحمانه و خونریزی آشکارمسلمانان به یکباره همه ی این واژگان را تهی یافتم و به یاد کلام پروردگار که: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟!نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید!
۲—تجربه ای نیک برای ما روزنامه نگاران و جامعه ی روشنگر است که از این نمونه ها بت و اسطوره نسازیم،البته با ذکر این نکته که خدمات و فعالیت های گذشته ی اوقابل چشم پوشی نیست، اماالگوی راستین دمکراسی کسانی هستند که به حقوق بشر یکسویه و یک جانبه ننگرندو به این نکته توجه کنند که ” مردم یا برادر دینی تو هستند و یا در آفرینش باتو برابرند، هر خطایی مرتکب شدند، آنان را مورد عفو قرار ده و در خشم شتاب مکن .

۴۹۴۹

دانلود   دانلود


خبرآنلاین

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ