داستانک/ وارث یا دشمن!؟

یکی از ملوک عرب رنجور بود و در حالت پیری امید از زندگانی قطع کرده بود که سواری از در درآمد و بشارت داد که فلان قلعه به دولت پادشاه گشودیم و دشمنان اسیر شدند و سپاه و رعیت آن طرف جملگی مطیع فرمان گشتند. پادشاه آه سردی کشید و گفت: «این مژده برای من نیست بلکه برای دشمنان من یعنی وارثان مملکت است.»
گلستان سعدی

برای مشاهده مجله شبانه اینجا کلیک کنید


باشگاه خبرنگاران
باز نشر: سایت خبری تحلیلی ممتاز نیوز www.momtaznews.com

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *