دشمنان ما ضد ریش می باشند!

۰۲خردادماه،

ممتازنیوز: اعتماد سخنان دیروز شمخانی در تلویزیون را مورد توجه قرار داده است که در بخشی از آن گفته است: نباید اجازه دهیم اشخاص از قطار انقلاب پیاده شوند. مگر ما چند نفریم؟ شمخانی در مورد مرزبندی با دشمنان هم خاطرنشان کرد:« متاسفانه دیواره حساسیت ما فروریخته است. البته این دیوار یک طرفه فرونریخته و اشخاصی این دیوار را کلنگ زده اند. ما دستگاه تولید کلام مختصرمان خیلی قوی است و مرتب برای انگ زنی واژه جدید تولید می کنیم. بیشتر از اینکه به فکر این باشیم که وقتی شمخانی خطا کرد آن را له کنیم، باید به او کمک کنیم و دستش را بگیریم و به او اجازه آغاز مجدد دهیم.»وی افزود:« نباید اجازه دهیم اشخاص از قطار انقلاب پیاده شوند. مگر ما چند نفریم؟ شما الان یک نفر را پیدا کنید که در تقسیم بندی هایی که انجام شده، مثل فتنه گر، انحرافی، ساکت فتنه، بی بصیرت و… نباشد! ما در منطقه و دنیا در اقلیت هستیم و دیگر خودمان نباید بیاییم به یک دیگر انگ بزنیم. ما همه سوار یک کشتی هستیم. دشمنان ما ضد ریش می باشند، چه ریش اصلاح طلب چه ریش اصولگرا! دشمنان ما ضد امام خمینی می باشند، با هر قرائتی! و ضد ولایت وفقیه و ولی فیه می باشند. پایداری ما در دفاع از این اصول است.»

همین روزنامه در مطلبی دیگر به بازخوانی سالگرد ترور هاشمی رفسنجانی به وسیله گروه فرقان پرداخته است. رستگاری در مقدمه این مطلب نوشته است: ۴ خرداد سالگرد ترور هاشمی رفسنجانی به دست گروه فرقان است: افراطیون جوانی که در پی حذف فیزیکی چهره های اصلی انقلاب بودند. هاشمی سومین نفر در لیست ترور آنها بود، پیش از او شهید مطهری و سپهبد قرنی قرار داشتند و در هر دو مورد گروه فرقان موفق به عملی کردن نقشه خود شدند. بازخوانی صحنه ترور او بعد از ۳۴ سال حاوی نکاتی قابل تامل است. شامگاه ۴ خرداد ۵۸ دو نفری که در سر نقشه کشتن هاشمی را دارند به بهانه داشتن پیامی خصوصی برای او وارد خانه اش می شوند. هاشمی خیلی زود به نقشه آنها پی می برد اما آنها سلاح دارند و هاشمی ندارد. جالب اینجاست که در این لحظه همسر اوست که می تواند نجاتش دهد. او به یادش می آید که «منافقین به سر آقای مطهری شلیک کرده بودند. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دست هایم را دور سر او گرفتم. هیچ ابا نکرد. دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر پشت سر هم خالی کرد. یک تیر هم زد به دیوار اتاق و از در رفت.»در آن شب در خانه هاشمی دو ماشین بود اما راننده یی برای راندن آنها نبود. همسایه یی هم که برای کمک می آید در برخورد اول با نگاه وحشت زده زنی روبه رو می شود که نمی داند آیا آن مرد برای کمک آمده یا برای مطمئن شدن از موفقیت پروژه اش. او حتی نمی تواند با خیالی آسوده همسرش را به دست دکترهایی بسپارد که از هویت آنها آگاه نیست. او در آن شب حتی فرصت پوشیدن کفش هایش را هم پیدا نکرد. نقش همسر هاشمی در قبال او تا به امروز هم بی تغییر مانده است چرا که او هرگاه شایبه تخریب همسرش را جدی می بیند عدم حضور او را بر حضورش ترجیح می دهد.


باز نشر: پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ