شعر خنده دار :می‌خواستم که یار تو باشم ننه‌م نذاشت

۴شنبه ۱۰م آبان به نقل از منبع ذکر شده در انتهای خبر در پورتال خبری ممتاز نیوز منتشر گردیده است

شعر خنده دار :می‌خواستم که یار تو باشم ننه‌م نذاشت

عکس

ماجرای زن ذلیلی و حضور مقتدرانه «مادر شوهر» اصلا وقت و دوره نمی‌شناسد و یک عنصر همیشه حاضر تاریخی است؛ آنقدر که مجله توفیق هم حدود ۱۰۰سال پیش آن را به نظم درآورده.
ممتازنیوز:

می‌خواستم که یار تو باشم ننه‌م نذاشت
پیوسته در کنار تو باشم ننه‌م نذاشت
می خواستم به عشق تو بار گران کشم
در روز و شب حمار تو باشم ننه‌م نذاشت
می خواستم به کوی تو باشم به روز و شب
در رفته چون زوار تو با شم ننه‌م نذاشت
می‌خواستم به همرهت آیم به هرکجا
چون اشتری مهار تو باشم ننه‌م نذاشت

می‌خواستی که صید نمایی مرا به مکر
یک عمر من شکار تو باشم ننه‌م نذاشت
می‌خواستی به حیله بدام آوری مرا
آشفته و نزار تو باشم ننه‌م نذاشت
می‌خواستم به وصف تو پرچانه تر شوم
شاعر به رهگذار تو باشم ننه‌م نذاشت

عکس

طبقه بندی: اس ام اس روز, طنز   |   تعداد بازدید: ۱۲۱ نفر   |   تاریخ انتشار یافتن: چهارشنبه ۱۰ آبان
برچسب: , jazab, شعر, شعر خنده دار, شعر طنز, طنز, طنز نوشته, نوشته طنز

مجله اینترنتی عکس ، دانلود اهنگ ، اس ام اس ، خبرها روز

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *