طنز: حالا من از دماغ و دهن گریه می‌کنم!

۸ م دیماه

فاضل ترکمن در این قطعه شعر بدجوری دارد گریه می​کند و دقیقا هم مشخص نیست به چه سبب اینطور بی​قراری می​کند اما به هر حال شرایط مختلف اشک​آلود خود را بیان کرده است!

شب می‌رسد سه سوته و من گریه می‌کنم

من با تمام زور بدن گریه می‌کنم

سوسول و نازنازی و دخترانه نه

مردانه و کلفت و خفن گریه می‌کنم

من مثل شیر زیر پتو می‌روم وَ بعد

مانند مرده توی کفن گریه می‌کنم

چاه حمام پُر شده از اشک‌های من

دیگر داخل تشت و لگن گریه می‌کنم

گاهی به پارک می‌روم و مثل یک شلنگ

روی گل و درخت و چمن گریه می‌کنم

در بنز و ماکسیما و الگانس و ال‌نود

در مترو و بی‌آرتی و ون گریه می‌کنم

خشکیده چشمه‌های پُر از آب هر دو چشم

حالا من از دماغ و دهن گریه می‌کنم

شب می‌رسد سه‌سوته و من گریه می‌کنم

من با تمام زور بدن گریه می‌کنم

خبرانلاین


.
باز بازنشر: پرتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *