قصاص، فرجام باج‌گیری مرگبار

  عکس های جذاب امروز ارسال برای دوستان

قصاص، فرجام باج‌گیری مرگبار

دیوان عالی کشور حکم قصاص دختر و پسری را که به قصد اخاذی از مردی میانسال او را به قتل رسانده و جسدش را رها کرده ‌بودند، تایید کرد.

به گزارش شرق، این دختر و پسر با طرح نقشه‌ای مقتول را به دام انداختند و بعد از اینکه از او اخاذی کردند با طناب قرمزرنگ مرد ثروتمند را به قتل رساندند.

ماموران پلیس بزرگراه قزوین-زنجان ۲۷اردیبهشت سال ۸۸ جسد مردی میانسال را پیدا کردند که لباسی به تن نداشت و طنابی قرمز‌رنگ دور گردنش پیچیده شده بود.

وضعیت جسد نشان می‌داد این مرد در محل دیگری به قتل رسیده و سپس جنازه‌اش به کنار اتوبان آورده ‌شده ‌است. وقتی جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت مشخص شد یک هفته قبل خانواده‌ای اعلام کرده‌اند پدرشان گم شده است. آنها گفتند پدرشان یک روز بعد از ناپدید شدن با دفتر کارش تماس گرفت و از منشی‌اش خواست یک میلیون تومان پول به مردی جوان بدهد که به دفتر می‌رود. پس از آن دیگر هیچ اثری از مرد میانسال به دست نیامد.

وقتی فرزندان مرد گمشده جنازه ناشناس را دیدند تایید کردند جسد متعلق به پدرشان است. اطلاعات به دست آمده توسط پلیس فاش کرد خسرو مرد ۶۰ساله چند روز قبل از پیدا شدن جسدش به قتل رسیده‌ و آثار جراحت روی بدنش نشان می‌داد در این مدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته است.

آنچه می‌توانست پلیس را به قاتل یا قاتلان نزدیک کند بررسی تماس‌هایی بود که در این مدت با تلفن همراه مقتول گرفته شده بود. بررسی‌ها فاش کرد دقایقی قبل از اینکه مقتول برای آخرین بار خانه‌اش را ترک کند زنی جوان به نام نگار با او تماس گرفته بود. اطلاعات موجود گویای آن بود که نگار و خسرو قبلا نیز با هم مکالماتی داشتند بنابراین زن جوان بازداشت شد. او در بازجویی‌ها اعتراف کرد با پسری به نام فرهاد دست به این قتل زده است.

نگار در بازجویی‌ها گفت: قرار بود با فرهاد ازدواج کنم. مدتی قبل او به خانه من آمد و متوجه شد قبل از او مردی در منزل بود. خیلی ناراحت شد و دعوا کرد. به او گفتم هیچ رابطه‌ای بین من و آن مرد وجود ندارد اما نامزدم حرف‌هایم را قبول نکرد و گفت اگر می‌خواهی تو را ببخشم باید کمک کنی تا از آن مرد اخاذی کنیم. من هم قبول کردم. با خسرو تماس گرفتم و گفتم می‌خواهم او را ببینم. خسرو سر قرار آمد و من سوار ماشینش شدم. کمی با هم صحبت کردیم بعد قرار شد به خانه من بیاید. وقتی وارد منزل شدیم فرهاد هم آمد. او با خسرو درگیر شد و گفت نگار زن من است و باید بگویی با همسرم چه کار داشتی. خسرو گفت نمی‌دانست من متاهل هستم و علاوه بر این اصلا رابطه‌ای با من ندارد. فرهاد دست و پای خسرو را بست و او را به داخل ماشین انداخت. خسرو وقتی این شرایط را دید گفت حاضر است پول بدهد و دیگر هم با من کاری ندارد.
نگار در ادامه اعترافاتش گفت: خسرو با منشی‌اش تماس گرفت و گفت یک میلیون تومان به فرهاد بدهد. فرهاد، خسرو را در صندوق عقب ماشین گذاشت و به سمت شرکت خسرو راه افتاد. بعد از اینکه یک میلیون تومان را گرفت به سمت شمال حرکت کردیم. خسرو هم هنوز در صندوق عقب ماشین بود.

متهم ادامه داد: وقتی به ویلای شمال رسیدیم فرهاد کلید‌ها را از خسرو گرفت و در این هنگام چون دست و پای خسرو باز شده بود آنها با هم درگیر شدند. فرهاد سلاح داشت. آن را بیرون کشید تا خسرو را تهدید و او را وادار به سکوت کند که نتوانست و یک تیر شلیک شد اما به کسی اصابت نکرد. در این حین فرهاد توانست خسرو را مغلوب کند و بعد از من خواست طنابی بیاورم تا دست و پایش را دوباره ببندیم. فرهاد بقیه طناب را دور گردن مقتول پیچید و دوتایی طناب را با هم کشیدیم و خسرو خفه شد. نمی‌دانستیم باید جسد را چه کنیم. بعد از یک روز تصمیم گرفتیم آن را در کنار اتوبان رها کنیم. بعد هم فرهاد ماشین مقتول را آتش زد.

ماموران بعد از شنیدن این اعترافات فرهاد را بازداشت کردند و او نیز گفته‌های نامزدش را تایید کرد. متهمان سپس صحنه قتل را بازسازی کردند و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۸۰ دادگاه کیفری استان تهران واقع در کرج فرستاده شد. فرهاد در جلسه دادگاه به عنوان متهم ردیف اول اتهام خودش را قبول کرد اما نگار مدعی شد گفته‌هایش در دادسرا دروغ بود و او در قتل نقشی نداشت. با این حال هیات قضات دفاعیات او را موثر ندانستند و هر دو متهم را به جرم مشارکت در قتل به قصاص، سرقت مسلحانه به حبس و رابطه نامشروع به شلاق محکوم کردند. رای صادره مورد اعتراض متهمان قرار گرفت اما دیوان عالی کشور اعتراض را وارد ندانست. بنابراین پرونده دو متهم برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای البرز فرستاده شد.

گردآوری : پایگاه اینترنتی ممتازنیوز

www.persianv.com
تاریخ ارسالJuly 11, 2012 12:44 PM  تعداد مشاهده: ۴۰

بازدید از صفحه اول


ممتازنیوز – حوادث

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ