نامه ای iبه خط کوفی

به گزارش تفسیری ممتازنیوز iبه نقل از باشگاه خبرنگاران جوان در تاریخ دوشنبه ۸ آبان ۹۱،

اقا جان گندم هایمان زرد شده است و نزدیک فصل دروست . نخل هایمان نیز امسال محصول خوبی داده اند .

به گزارش تفسیری مجله شبانه ممتاز نیوز، وبلاگ تکبیر در تازهترین یادداشت خود آورده است:

از …..

به حسین ابن علی ابن ابی طالب

آقا جان گندم هایمان زرد شده است و نزدیک فصل دروست . نخل هایمان نیز امسال محصول خوبی داده اند .

راستی شمشیرهایمان را از iبهترین آهن آب دیده درست نموده ایم …

همه با مسلم هم قسم شده ایم .

اهل و عیالمان برای فرزندانت وسایل بازی درست نموده اند .

فرزندانم می­ پرسند شنیده ایم حسین ابن علی دختری بسیارزیبا و شیرین زبان دارد که رقیه نام دارد بسیار دوست داریم او را زیارت کنیم و هم بازیش شویم

زنانمان از علم و کرامت و جلالت عقیله بنی هاشم سخن میگویند و از الان برای استقبال از او بر دروازه های شهر سخن می­گویند

جوانان توصیف عظمت و وقار عباست را از بازرگانانی که iبه مدینه آمده اند شنیده اند و هر کدام دوست دارد تا شبیه عباس بن علی شود

نوجوانان از وقتی شنیده اند علی اکبرت اشبه الناس iبه رسول الله است بی صبرانه انتظار قدومش را می­کشند

به عشق تو والی کوفه را خارج نموده ایم اگر بدانی این دار العماره بدون شما چقدر سوت و کور است…

مردم همه دار العماره را آب و جارو نموده اند تا نشانی از بنی امیه باقی نماند

تمام کوفه دار و ندارشان را روی هم گذاشته اند و قصد دارند iبه سوی شما گسیل دارند

اسبانمان را نعل تازه زده ایم تا iبه سوی شما رهسپار شویم و در رکابت باشیم …

…..

ای کاش می­شکست قلمتان و فرزند فاطمه را اسیر کربات نمی­ نمودید …

و چه بسیارزیبا امیر کونین توصیف نمود شما را :

یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ  

حُلُومُ‏ الْأَطْفَالِ 

وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ  

لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ  

مَعْرِفَهٌ وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً  

قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً  

وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً  

وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً 

وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَان‏

اى مرد نمایان نامرد،  

اى که همچون کودکان فکر مى‏کنید 

و مثل زنان تازه iبه حجله رفته مى‏مانید.  

اى کاش من شما را نمى‏دیدم و نمى‏شناختم.  

که iبه خدا پایان این آشنایى ندامت، و نتیجه‏اش اندوه و حسرت بود.  

خدا شما را بکشد دل مرا چرکین نمودید  

و سینه‏ام را از خشم پر نمودید  

و در هر نفس جرعه اندوه iبه کامم مى‏ریزید  

و با نا فرمانى و تنها گذاشتن من، رأى و فکرم را تباه ساختید.

نهج البلاغه / خطبه ۲۷


باشگاه خبرنگاران

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *