نقشه پدر و پسر برای سرقت مسلحانه بانک

حادثه > داخلی– گروه حوادث:
راز دستبرد مسلحانه به یکی از بانک‌های کرج با دستگیری پدر و پسر فاش شد.

۱۶مهرماه سال‌جاری مأموران پلیس استان البرز در جریان سرقت مسلحانه از بانکی در شعبه امامزاده حسن(ع) کرج قرار گرفتند و بلافاصله راهی بانک موردنظر شدند. بررسی‌ها نشان می‌داد که دو سارق مسلح ساعت یک بعدازظهر زمانی که جز دو متصدی بانک هیچ فردی در آنجا حضور نداشت، وارد بانک شده و پس از تهدید کارمندان با کلت کمری، مبلغ ۳۷میلیون تومان را به سرقت برده و با یک خودروی پراید پا به فرار گذاشته‌اند.

در تحقیقات نخست مشخص شد که کارمندان بانک موفق شده‌اند شماره پلاک خودروی سارقان مسلح را هنگام فرار یادداشت کنند. اما در ردیابی‌ها مشخص شد که خودرو سرقتی بوده و پیش از این سارقان مسلح با تهدید اسلحه این خودرو را از یک زن به سرقت برده بودند. تیم تحقیق در ادامه به بررسی تصاویردوربین مداربسته داخل و خارج بانک پرداخت و موفق شد تصویری از چهره متهمان به‌دست آورد. مأموران جست‌وجو برای شناسایی متهمان تحت تعقیب را ادامه دادند و متوجه شدند که آنها همان سارقانی هستند که در تیر و شهریور‌ماه سال‌جاری نیز با استفاده از اسلحه وارد دو ساختمان پست‌بانک در منطقه باغستان کرج شده و دست به سرقت از آنجا زده بودند. مأموران که تصویر متهمان را در اختیار داشتند به جست‌وجو در بانک اطلاعاتی پلیس و آلبوم عکس مجرمان سابقه‌دار پرداختند و در نهایت توانستند هویت یکی از دزدان مسلح را شناسایی کنند.

این مرد که ناصر نام داشت، چند سال پیش نیز با همدستی یکی از دوستانش به یک بانک دستبرد زده بود اما مدتی بعد دستگیر شده و به زندان افتاده بود. با این اطلاعات، مخفیگاه ناصر در محله‌ای در کرج شناسایی شد و مأموران با محاصره آنجا موفق شدند او و همدستش را دستگیر کنند. همدست ناصر کسی جز پسر ۲۲ساله‌اش نبود و هر دو متهم بعد از دستگیری به سرقت مسلحانه از بانک و پست‌بانک اعتراف کردند. مأموران در مخفیگاه متهمان یک قبضه کلت کمری و ۱۵میلیون تومان پول نقد کشف کردند و هر دوی آنها را به اداره آگاهی انتقال دادند.

سرهنگ علیرضا صالحی، جانشین فرمانده انتظامی استان البرز با بیان این خبر گفت: برخلاف سرقت بانک، سرقت‌های قبلی این سارقان با اسلحه قلابی بوده و در حال حاضر تحقیقات از این پدر و پسر سارق همچنان ادامه دارد.

سرقت پس از ورشکستگی

ناصر طراح اصلی نقشه سرقت‌ها بود. او پیش از اینکه تبدیل به یک خلافکار شود، مغازه‌دار بود اما وقتی چک‌هایش برگشت خورد، ورشکسته شد و مغازه‌اش را از دست داد. او پس از مدتی بیکاری تصمیم گرفت برای به‌دست آوردن پول دست به سرقت بزند اما پس از نخستین سرقت دستگیر شد و به زندان افتاد. این سارق سابقه‌دار در گفت‌وگو با همشهری از سرقت‌هایش می‌گوید.

  • اولین باری که دست به سرقت زدی، همدست تو چند‌کسی بود؟

مدتی بعد از اینکه ورشکست شدم، با یکی از دوستانم تصمیم به سرقت از بانک گرفتیم. در آن سرقت من چاقو داشتم و او اسلحه. اما پس از همین سرقت بود که دستگیر شدیم و افتادم زندان.

  • چه سال حبس کشیدی؟

۶سال حبس بودم و بعد آزاد شدم.

  • چه شد که دوباره رفتی سراغ سرقت؟

بی پولی و بی‌کاری. فشار زندگی آنقدر زیاد بود که تصمیم گرفتم دوباره دست به سرقت بزنم. این بار از پسر ۲۲ساله‌ام که او هم بیکار بود خواستم کمکم کند و او هم قبول کرد.

  • اولین سرقتی که با پسرت انجام دادی چی بود؟

من نقشه سرقت از پست بانک‌ها را کشیده بودم و برای این کار نیاز به یک موتور داشتیم. نخستین سرقتمان، سرقت موتور بود. وقتی موتور مورد نظرمان را شناسایی کردیم، با تهدید اسلحه قلابی صاحبش را ترساندیم و آن را سرقت کردیم. بعد با موتور مسروقه به دو پست بانک دستبرد زدیم.

  • در این سرقت‌ها چقدر گیرتان آمد؟

در سرقت اول که پنجم تیرماه انجام دادیم چهار و نیم میلیون تومان و در سرقت دوم که ۱۴شهریور‌ماه بود، ۶۰۰ هزار تومان.

  • بعد چه کار کردید؟

بعد از آن بود که تصمیم به سرقت از بانک گرفتیم. برای این کار نیاز به یک ماشین داشتیم. یک روز سد راه زنی شدیم که پشت فرمان پراید نشسته بود. با تهدید اسلحه قلابی، ماشینش را دزدیدیم و چند روز بعد به سراغ بانک رفتیم.

  • بانک مورد نظرتان را بر چه اساسی انتخاب کردید؟

من می‌دانستم که آن بانک به‌دلیل اینکه ساختمان کوچکی دارد و در منطقه خلوتی قرار گرفته، همیشه مشتری کمی دارد. از طرفی این بانک محافظ هم نداشت و جای مناسبی برای سرقت بود. برای همین آن را انتخاب کردم.

  • می‌دانی چه سرنوشتی در انتظارت است؟

من اشتباه کردم و بزرگ‌ترین اشتباهم این بود که آینده پسرم را تباه کردم. امیدوارم قانون ما را ببخشد.


RSS

تا این لحظه ۱نظر ثبت شده
  1. امیر گفت:

    سلام
    این سارق سراغ منم اومد و دست من روهم با چاقو زخمی کرد که شکایت هم کردم با مدرک فیلم ظبط شده ولی متاسفانه یک بارهم مارو دادگاه نخواستند

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ