چادر،تاج بندگی من است

خانم صفاریان یکی از خوانندگان ثابت ما می باشند این مطلب را که در مورد نحوه چادری شدنشان است برای ما ارسال کرده است.


مجله شبانه باشگاه خبرنگاران؛

حتما با سلسه مطالبی با عنوان “خانم‌ها حتما بخوانند” یا محوریت مسئله حجاب که هر شب در مجله شبانه منتشر می‌شود آشنا میباشید.

اگر شما دوستان گرامی نیز مطلب، خاطره،دلنوشته و … در مورد مسئله حجاب دارید می توانید به ایمیل bashgaheshabaneh@gmail.com ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود شما حتی می توانید در این بخش مطالب دیگر عزیزان را نقد نکنید.

—————————————————————-

نه اینکه از چادر بدم می آمد ها نه! اصلا! تا جاییکه یادم می یاد هیچ وقت بی حجاب یا بدحجاب نبودم. روی روسری و لباسم از بچگی بسیار حساسیت داشتم اما چادربه نظرم دست و پاگیر می آمد می گفتم نمی تونم جمع و جورش کنم روسری یا مقنعه رو می کشه عقب و بیشتر موهام می یاد خارج. اصلا مگه الان پوشش من چه عیبی داره والبته بعضی اوقا ت خاص مثل وقتی می رفتیم زیارت چادر سرم بود اما برای همیشه نه همیشه به این فکر میکردم که یه روز چادری بشم ولی نمیدونم چی میشد که نمی شد!

حتی اینکهپدرم غیر مستقیم موقع نگاه کردن به تلویزیون با دیدن یه دختر چادری می گفت چقدر چادر برای یک دختر وقار می یاره یا همیشه کتاب هایی در مورد چادر بهم هدیه می داد و منم می دونستم چقدر دلش میخواد من چادر بپوشم هم منو چادری نکرد. من که حجابم مشکل نداشت چرا باید خودم رو به دردسر می انداختم سخته جمع و جور کردنش خب….

خلاصه به نظرم چادر هم مثل خمس مثل نماز مثل هرچیزیکه آدم باید فقط به خاطر معشوقش انجام بده ظاهر سختی داره و حلاوتش رو تا وقتی انجام ندی نمی تونی بفهمی باید فقط به خاطر او به قصد قربت او این کارها رو انجام بدی تا بفهمی تا حالا خودت رو از چه موهبتی محروم کردی

اما می دونید برای من از کجا آغاز شد؟

از اون روزی که وارد دانشگاه شدم فکر اینکه چادری بشم بیشتر دغدغه ذهنیم شده بود بارها با دوستانم سر این قضیه صحبت کرده بودیم ولی باز هم به نتیجه نمی رسیدم چون دلم میخواست از کاری که دارم می کنم از عمق وجود مطمئن بشم و البته کابوس اینکه بخوام یک مدت چادری باشم و بعد دربیارم ذهنم رو آشفته می کرد چون در کل آدمی هستم که اصلا دلم نمیخواد از تصمیمات مهم زندگیم برگردم و نظرم عوض بشهخیلی ساده این اتفاق افتاد

نزدیکترین و صمیمی ترین دوستم آدم معتقدی بود و البته چادری… یه روز که باز بحث چادر رو پیش کشیدیم گفت تو تاج بندگی رو سرت نیست…این جمله منو واقعا تکون داد طوری که کمتر از یک هفته بعد از شنیدن اون جمله چادری شدم…

هیچ وقت شوق و ذوق چشمان پدرم رو موقعی که این خبر رو شنید از یادم نمیره…هر وقت صحنش یادم میاد علاقم به چادرم بیش از پیش میشه و این طوری شد که من برای همیشه چادری شدم… برای همیشه به حرمت امام زمان

من عاشق چادرم هستماینم تاج بندگی منه برای خدا و نشونه ی حرمتی که برای آخرین حجتش دارم . و شاهدی که هر لحظه بهم یادآوری می کنه الان جلوی چشم امام زمانت هستیشاید براتون جالب باشه هیچ کدوم از دوستان و آشنایان و فامیل هیچ عکس العمل سختی نشون نداند که هیچ همه بسیار هم استقبال کردندشاید این از مکرهای شیطانه که آدم رو از بهترین ها محروم می کنه با تهدید و ترس از واکنش دیگران وگرنه واقعا واکنش دیگران چقدر اهمیت داره وقتی آدم به درستی کارش مطمئنه


باشگاه خبرنگاران
باز نشر: پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com

تا این لحظه ۱نظر ثبت شده
  1. زهرا گفت:

    وصیت یک شهید عزیز.خواهرم بدان که چادر برسر تو همان سنگر آغشته به خون من است وبدان چادر تو. همان تفنگی است که من در دست دارم پس سرخی خونم را به سیاهی چادرت امانت داده ام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ