برچسب: داستان طنز

داستان کوتاه یکی از بستگان خدا

داستان کوتاه یکی از بستگان خدا

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه …
داستان زن نگرفتن ملا نصر الدین

داستان زن نگرفتن ملا نصر الدین

داستان ملانصرالدینبا خرش رو براتون این بار گذاشتیم و امیدوارم که لذت کافی را از این پست ببرید. برای خواندن داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید…   روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، …
بستن تبلیغ