اخلاق حاج بر جامعه

* محمد حیدری

اخلاق حاج بر جامعه

به گزارش ممتاز نیوز، لابلای نوشته های سابقم یک جمله از کارل مارکس نظرم را جلب کرد ؛اخلاق طبقه حاکم،اخلاق حاکم بر جامعه است

اگر فیلم “شب های زاینده رود” ساخته محسن مخمل باف را دیده باشید  در یک بخش از فیلم استاد دانشگاه به دانشجوهایش می‌گوید :

در فرهنگ ما .. پدر فرزندش رو تنبیه می‌کند ،معلم شاگردش رو ،و حکومت شهروندش رو.

اینکه امروز مردم را به عناوین متعدد متهم جلوه نماییم و قصور و گرانی و مشکلات را به عهده مردم بیاندازیم ،در هیچ جای دنیا مرسوم نیست.در کتاب البدایه و النهایه نوشته عمادالدین اسماعیل بن کثیر دمشقی که علاوه بر تاریخنامه در البدایه در بخش النهایه بر نقل هایی مربوط به ملاحم و فتن و اخبار جهان و پایان جهان اشاره دارد.

برخی از این نقل ها پیرامون رابطه طبقه حاکم و ارتباط آن با مردم بسیار جذاب است  

در زمان “حجاج بن یوسف ثقفی”، مردم که به هم می رسیدند از یکدیگر می پرسیدند که “دیروز که را کشتند؟ که را به صلیب کشیدند و که را شلاق زدند؟”

در زمان ولید بن عبدالملک، کشتزارها آباد شد و تجارت رونق گرفت و پرس و جوی مردم از یکدیگر، در مورد بناها و تجارت و احداث آبراه ها و کشت درختان بود.

وقتی سلیمان بن عبدالملک با آن خوش اشتهایی و علاقه به کنیز و کلفت ، خلیفه شد، حرف و حدیث مردم همه از ماکولات و مشروبات و زنان بود و آنچه از آن زمان به دست ما رسیده از این مقولات است.

در زمان “عمر بن عبدالعزیز”، مردم از هم می پرسیدند که:” چقدر قرآن خوانده ای؟ ذکر مناجات دیشبت چه بود و در فلان ماه چقدر روزه گرفته ای؟”

 حتما ضرب المثل “الناس علی دین ملوکهم”  را شنیده اید. به هر حال این سخن بیانگر یک واقعیت اجتماعی است مردم بر اساس آنچه می بینند و با هر شیوه ای که با ان ها برخورد می شود شکل می گیرندو آنچه  به عنوان باوری صحیح  توسط حاکمان به مردم تحویل می شود  می پذیرند.مردم هم عموماً نگاهشان به آنها است و رفتار و کردار خویش را بر اساس همان باورهای تحمیل شده تنظیم می نمایند.

و در نهج البلاغه از فرمایشات حضرت علی (ع) آمده است:

کار ملت جز با اصلاح زمامداران و وضع زمامداران جز با رو به راه بودن کار ملت اصلاح نمى شود، بنابراین وقتى مردم حقوق حکومت را دادند و زمامدار حق مردم را ادا کرد، آن گاه حق در میان همه طبقات قوى و امور دینى استوار و نشانه هاى عدالت و اعتدال، و راه و رسم هاى درست در مجراى خود به کار مى افتد، در چنین روزگارى مردم اصلاح شوند و به بقاى حکومت امیدوار باید بود و دشمنان هم مأیوس مى گردند. اما اگر ملت بر زمامدار مسلط شد و یا آن که زمامدار به مردم ستم کرد، وحدت و نظام جامعه دچار اختلاف و نشانه هاى ظلم آشکار گردد، بدعت در دین فراوان و آداب دینى متروک شود، در چنین روزگار است که به هواى نفس عمل شود و احکام خدا تعطیل و بیمارى هاى اخلاقى فراوان گردد

انتهای پیام/

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *