امیر عابدزاده: سرمربی استرالیا گفت لعنتی! پدرت ما را بدبخت کرد

گردآوری توسط گروه ورزش ممتازنیوز

ورزش > فوتبال ملی – پسر عابدزاده یک بار دیگر خاطره بازی تاریخی ایران و استرالیا را برای اوریلیو ویدمار تداعی کرد.

به گزارش خبرگزاری خرآنلاین؛تیم ‌ملی زیر ۲۲ سال ایران در کشور عمان به سر می‌برد و پس از تساوی پر گل برابر ژاپن در بازی اول به مصاف استرالیا رفت و در دیدار بعد با کویت رقابت می‌کند اما در حاشیه حضور ملی‌پوشان در مسقط اتفاق جالبی افتاد. دوشنبه شب و پس از صرف شام امیر عابدزاده و اوریلیو ویدمار سرمربی تیم‌ ملی استرالیا گفت‌وگوی خاصی با یکدیگر داشتند!

اوریلیو ویدمار که در بازی رفت و برگشت ایران و استرالیا در تهران و ملبورن با شماره ۱۰ به میدان رفت و زننده گل دوم استرالیا به تیم کشورمان بود، حالا سرمربی تیم زیر ۲۲ سال این کشور است. پسر احمدرضا عابدزاده که در انگلیس و آمریکا تحصیل و زندگی کرده و تسلط کاملی به زبان انگلیسی دارد، در هتل محل اقامت تیم زیر ۲۲ سال با سرمربی استرالیا کری‌خوانی کرده است! پس از اطلاع از این اتفاق به هر طریقی بود امیر را در عمان یافتیم و دقایقی با او صحبت کردیم.

* شما اوریلیو ویدمار را می‌شناختی؟

بله. گل دوم استرالیا را در دقیقه ۴۸ او به ثمر رساند، البته چند موقعیت دیگر هم داشت که پدرم مهار کرد.

* شنیده‌ایم با او دیالوگ به خصوصی داشته‌ای؟

در هتل دیدمش، رفتم جلو سلام کردم و گفتم مرا می‌شناسی؟ خندید و جواب داد نه! گفتم من پسر احمدرضا عابدزاده هستم که ناگهان شوکه شد و گفت لعنتی! پدرت ما را بدبخت کرد ولی سریع به خودش مسلط شد و گفت عابدزاده یک گلر فوق‌العاده بود و الان کجاست.

* خب؟

گفتم فعلاً ایران است ولی در آمریکا آکادمی دارد. اوریلیو ویدمار کمی دربارهٔ بازی‌های قهرمانی آسیا صحبت کرد و در آخر گفت سلام مرا به پدرت برسان و بگو تو مدتی کابوس ما بودی.

* چه شد یکدفعه هوس کردی بروی جلوی سرمربی استرالیا را بگیری و تجدید خاطره کنی؟

گفتم با این کار قبل از بازی تیم زیر ۲۲ سال ایران و استرالیا خاطرات تلخش را زنده کنم و شاید با این یادآوری کمی تمرکزش به هم بخورد!

* دقیقاً مثل شوک‌هایی بود که پدرت زمان بازیگری به تیم خودی و تیم حریف می‌داد!

به هر حال مرا همان پدر پرورش و تعلیم داده است. وقتی در آمریکا بازی می کردم و پدر آمده بود دیدنم، دروازه‌بان دوم تیم استرالیا در سال ۹۷ در لس‌آنجلس بود و با دیدن پدرم او را در آغوش گرفت و گفت لعنت به آن روز، تو ما را بدبخت کردی!

۲۵۱ ۴۱


RSS
ماخذ: خبر آنلاین
باز نشر: پایگاه اینترنتی خبری تحلیلی ممتاز نیوز www.momtaznews.com

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ