تجلی اطاعت خدا در زندگی خانوادگی فاطمه(س)

کدخبر: ۵۳۳۰۱

تاریخ انتشار: ۱۷ اردیبهشت – ۰۲:۱۴

print نسخه چاپی

send ارسال به دوستان

حمیدرضا تقوی/

تجلی اطاعت خدا در زندگی خانوادگی فاطمه(س)

چند روزی از عروسی فاطمه(س) دختر محمد(ص) نگذشته است. پدرش دوست دارد بداند دامادش علی(ع) از زندگی و تازه عروس خود خشنود است و مشکل و چالشی نیست یا اگر مسئله ای هست به عنوان حکمیت پیش از آنکه سر باز کند و مشکل ساز شود، حل و فصل نماید و تجربیات یک عمر زندگی خود را به این تازه عروسان منتقل کند.
علی(ع) را می خواند و از او می پرسد: کیف وجدت اهلک؟؛ همسرت را چگونه یافتی؟ فقال: نعم العون علی طاعه الله؛ علی(ع) در پاسخ عرض می کند: او بهترین یاور بر اطاعت خدا است. (بحار ج ۳۴ ص .۱۱۷)
اطاعت خدا، هدف ازدواج علی(ع)
در این جمله کوتاه، حضرت علی(ع) هدف از زندگی مشترک خود را به زیبایی بیان می کند. هر کسی از ازدواج و تشکیل خانه و خانواده هدفی دارد که دغدغه او را نشان می دهد. یکی می خواهد به نیازهای جنسی خود پاسخ دهد؛ آن دیگری در اندیشه مودت و محبت، تن به ازدواج می دهد؛ آن دیگری در اندیشه آن است تا از تنهایی در آید و گرفتار افسردگی و روان پریشی نشود و سکونت و آرامش را به دست آورد. یکی هم می خواهد تا همه را با هم داشته باشد که کمی سخت و دشوار است و جالب اینکه برخی هم ازدواج می کنند تا به مال و منال و ثروتی دست یابند و از ثروت همسر خود بهره گیرند. آن یکی در اندیشه آسایش و آن دیگری هم تنها در اندیشه آرامش است.
با نگاهی به انگیزه ها و اهدافی که هر کسی برای ازدواج بیان می کند و یا در دل دارد، می توان دغدغه و فلسفه زندگی او را شناخت و دانست. البته برخی نهان کاری می کنند و آنچه را در دل دارند و انگیزه های آنان را شکل می دهد، بیان نمی کنند و چیز دیگری را بر زبان می رانند و یا در یک فرآیندی در طول زندگی معنا و مفهوم زندگی متحول می شود و انگیزه ها و اهداف اولیه ازدواج در آنان رنگ می بازد و یک چیز دیگر می شود. به هر حال، هر کسی بر نفس خود بصیرت دارد و اگر چیزی را بر زبان آورد، می داند در دل چه می خواهد، هر چند توجیهاتی را بیان کند که گاه موافق و گاه مخالف آن چیزی است که در دل دارد.
با پاسخی که امیرمؤمنان علی(ع) به پیامبر گرامی(ص) می دهد می توان دغدغه و فلسفه زندگی آن حضرت(ع) را دانست که چه هدف و فلسفه ای برای زندگی خود دارد. این گونه است که براساس فلسفه زندگی خود، سبک زندگی خویش را سامان می دهد.
براساس آنچه در گزارش های قرآنی و نیز در تاریخ و احادیث و روایات آمده، معلوم می شود که علی(ع) و فاطمه(س) کفو هم بوده اند و تبیین هر یک بیانگر تبیین دیگری از فلسفه زندگی است. خداوند در آیاتی بیان می کند که هر دو نفس پیامبر(ص) هستند و فلسفه و سبک زندگی آنان یکی است. از این رو، می توان گفت که آنان قرآن مجسم هستند.
امیرمؤمنان(ع) در بیان فلسفه زندگی خود که در پاسخ پیامبر(ص) آشکار می سازد، اطاعت خداوند را همه هدف زندگی خود می داند؛ از این رو زندگی خانوادگی خود را بهترین کمک بر این مهم معرفی می کند و همسرش را بهترین معاون در اطاعت خداوند و عمل به فلسفه زندگی خود می داند.
این گونه است که این خانواده همه وجود خود را در راستای فلسفه زندگی خویش هزینه می کنند و هر دو یار و یاور هم در این هدف زندگی هستند و در امور خیر و اطاعت خداوند به همدیگر معاونت می کنند.(سوره انسان)
فاطمه(س) چون می دانست که زندگی اش می بایست در راستای یاری در اطاعت الهی باشد، هرگز کاری نمی کرد که حضرت علی(ع) مشغول به کاری شود که او را از اطاعت خداوند دور کند.
جلوه ای از اطاعت خدا
روزی حضرت علی(ع) وارد خانه شد و دید چهره فاطمه(س) زرد شده است، از او می پرسد: چرا چهره ات این چنین پژمرده است؟
فاطمه(س) پاسخ می گوید: در خانه هیچ غذایی برای خوردن نداریم.
علی(ع) به فاطمه زهرا(س) می فرماید: چرا به من نگفتید تا برای خانه غذا تهیه کنم.
فاطمه(س) می فرماید: علی جان! من از خدا شرم دارم چیزی از تو طلب کنم که در توان تو نیست.
یعنی فاطمه(س) نسبت به همسرش علی(ع) شناخت کاملی داشت که اگر توان و استطاعت بیشتر می داشت بی گمان آن را برای همسرش انجام می داد و اگر نتوانسته غذایی تهیه کند، حتماً در توان و استطاعت او نبوده است. پس حاضر نمی شود درخواستی از شوهر بکند که او شرمنده شود.
ویژگی این خانواده که سبک زندگی و فلسفه زندگی ایشان از سوی خداوند الگوی همسران و مومنان معرفی شده (سوره انسان) و خداوند ایشان را در قرآن و از جمله همین سوره به عنوان اهل بهشت معرفی می کند، نشان می دهد که زندگی خانوادگی می بایست براساس اطاعت الهی و خشنودی و رضای او شکل گیرد. پس در هر کاری سعی می کردند تا گامی برخلاف خشنودی و رضای خداوند و اطاعت او برندارند، بلکه کاری کنند تا کمک کار همسر بر اطاعت و خشنودی خداوند باشند.
این معاونت در اطاعت الهی تا دم آخر زندگی ادامه داشت. این مطلب را روایات و تاریخ به خو بی گزارش می کند. امیرالمؤمنین(ع) و زهرا(س) در آخرین ساعت ها با هم به گفتگو پرداختند پس حضرت امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: قال: اوصینی بما احببت. قالت: یا ابن عم ما عهدتنی کاذبه و لاخائنه و لاخلفتک منذ عاشرتنی. فقال علیه السلام: معاذ الله انت اعلم بالله و ابر واتقی و اکرم و اشد خوفاً من الله من ان اوبخک بمخالفتی، قد عز علی مفارقتک؛
زهرا (س) در آخرین ساعت های وداع به امیرالمؤمنین(ع) گفت: پسر عمو! در طول عمر هرگز به تو دروغ نگفتم و خیانت نکردم و هیچگاه با تو مخالفت ننمودم.
امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ فرمود: آری ای دختر پیامبر! معاذ الله که تو خلافی را مرتکب شده باشی. مرتبه خداشناسی و نیکوکاری و تقوا و خداترسی تو بالاتر از آن است که با من مخالفت کرده باشی. مفارقت از تو بسیار بر من سخت است. [بحار ج ۳۴ ص ۱۹]

کیهان

شماره پیامک: ۳۰۰۰۱۵۰۵۹۸

Bookmark and Share


۵۹۸٫ir

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ