“خبرنگاری” امر پیامبر(ص) در غدیر/ “بفهمید و به دیگران برسانید”

پیامبر در خطبه غدیریه همراه با معرفی علی بن ابیطالب (ع) به امامت مسلمانان خطاب به حاضران و همه مردم امر فرمودند “تَنْتَهُوا إِلَی قَوْلِی ” سخن مرا درباره امامت بفهمید ” وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ ” و آن را به کسانی که حاضر نیستند، برسانید ” وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّی ” و از طرف من از آنها بخواهید که قبول کنند.

به گزارش ممتازنیوز به نقل از ایسنا، امر پیامبر(ص) به حاضران، برای ابلاغ و اطلاع رسانی این واقعه بزرگ مسئولیتی سخت و عظیم است که پیامبر(ص) به دوش همه حاضران در صحنه و دیگرانی که حضور ندارند (یعنی همه مردم) گذاشته‌اند و همه شاهدان ماموریت پیدا کردند آنچه را که دیده ‌و شنیده‌اند،   برای دیگران بازگو کنند. با این دستور این جمعیت وسیع که قصد دارند به دیار خود باز گردند، همچون خبرنگاران، ماموریت یافتند علاوه بر شرح اعمال حج،   واقعه متمم و کامل کننده حج را برای مردم باز گو کنند، همین وظیفه‌ای که خبرنگاران امروزی  به عهده گرفته‌اند.

واگذاری مسئولیت ابلاغ امامت از سوی پیامبر(ص) به حاضران (خبرنگاران)، و تاکید بر فهم واقعه و قبول آن  نشان از مسولیتی بزرگ برای  خبرنگاران دارد که وقتی  شاهدان  واقعه هستند، امانت دارانی باشند که صادقانه آنچه را دیده و شنیده و درک کرده‌اند، درست و صحیح بدون جهت‌گیری برای دیگران بازگو کنند.

سال دهم هجرت است، بیست و سومین سال بعثت خاتم الانبیا(ص) تقریبا تمامی مردم عربستان یا مسلمان شده‌اند و یا تحت لوای اسلامی  زندگی می‌کنند.

با نزول آیات الاحکام، نحوه انجام عبادات و دستورات  و احکام الهی صادر شده، چگونه به جای آوردن  نماز پنج گانه، فریضه روزه ماه رمضان، شرایط جهاد فی سبیل الله، نحوه پرداخت خمس و زکات، ‌ چگونگی امر بمعروف و نهی ازمنکر و دیگر اعمال عبادی، برای مسلمانان مشخص شده و براساس آنچه از طریق پیامبر(ص) آموخته‌اند، اعم از وحی و پیروی از رسول الله(ص)، برای رضای خدا به جای می‌آوردند. اما  اعمال حج هنوز توسط پیامبر(ص) به انجام نرسیده و تکلیف آن مشخص نیست. از سوی دیگر، پیامبر(ص) هنوز تکلیف مسلمانان بعد از خود را مشخص نکرده اند، پیامبری که هروقت از شهر مدینه برای انجام غزوه و یا ماموریتی خارج می شدند، یک نفر را به عنوان جانشین به مردم مدینه معرفی می‌کردند و مردم از او پیروی می‌کردند. چگونه است که برای آینده دین اسلام پس از خود فکری نکرده است!؟

شهر مکه درسال هشتم  فتح  شد، در سال نهم این شهر از مشرکان تخلیه و رسما اعلام شد مکه شهری اسلامی است و ورود غیر مسلمان به آن ممنوع است.

 پیامبر(ص) در سال دهم تصمیم به سفر رسمی برای انجام فریضه حج تمتع گرفتند. قرار است اعمال حج برای اولین بار براساس آیین دین مبین اسلام به انجام برسد، آیینی که تا ابد مسلمانان  بایستی براساس آن، همه ساله  به شرط  داشتن استطاعت مالی، جانی، جسمانی به انجام این حرکت عظیم  وفریضه واجب، همت گمارده و استمرار ببخشند.

حجی که یادگار ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) است، با اعمالی که پیامبر(ص) انجام داد و مسلمانان پیروی کردند، به اتمام رسید و مهر تایید بر آن گذاشته شد و حکمی شد برای  همه مسلمانان جهان، ماندگار و ابدی. همه ساله میلیون‌ها دل داده، این مسیر را از سراسر جهان پی نموده برای انجام مناسک حج ابراهیمی که به مهر تایید رسول الله (ص) رسیده، سر از پای نشناخته راهی سفر قبله می‌شوند.

مسلمانان حجی را که با پیامبر خدا (ص) شروع کرده بودند، به اتمام رساندند و مناسک حج تمتع کامل شد، با اتمام اعمال حج ابراهیمی(ع) و پس از وداع باکعبه، حاجیان به سمت دیار و خانه خود حرکت کردند.

در گرمای شدید مسیر، حاجیان به منزلی رسیدند که بایستی راه را به قصد دیار خود تغییر داده و از توفیق ادامه همراهی با پیامبر(ص) باز مانند.

در این چند راهی؛ هر کس بایستی راه خود را به مقصدی  انتخاب کند، به یمن برود یا به عراق و یا به مدینه و یا به شام، در این مکان برای رسیدن به مقصد، انتخاب راه لازم است. اما در این محل فرمانی رسید و راه دیگری را برای آینده اسلام ترسیم کرد. راهی که کمتر به آن می‌اندیشیدند و اگر در دل حال و هوایی داشتند، که داشتند!! به زبان نمی‌آوردند!. در این مسیر فرمانی ابلاغ شد، گران‌سنگ، آینده ساز، باشرطی سخت، گویا متمم حج است.

 چه ابلاغی مگر حج تمام نشده است!؟ نه، گویا حج  تمام  نشده! حج مکمل می‌خواهد!؟ حج  نه! دین مکمل می‌خواهد.

 ‌با اتمام حج می‌پنداشتیم دین کامل شد، اگر دین کامل شده پس این دستور چیست؟

خطاب به پیامبر(ص) ” یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ”  ابلاغ کن آنچه برتو نازل  شده دستور آمده، امر امر الهی است و باید ابلاغ کرد. چه ابلاغی!! ابلاغی که” وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ” بدنبال دارد. اگر ابلاغ نکنی گویا رسالت را انجام نداده‌ای!

عجب ابلاغ سختی!

بار سنگینی است! برای رسول خدا و امت اسلام! چه حکم مهمی است از سوی  خداوند!   چه ابلاغی! مساوی است با طول عمر رسالت!؟

 ۲۳ سال رنج و مشقت، ۱۳ سال سختی و مقاومت و پذیرش شکنجه در مکه، قبول هجرت و گذشتن از محل زندگی، ۱۰ سال جهاد و مبارزه در راه خدا، شکست و پیروزی و شهادت بهترین یاران، این دستور چه وزن سنگینی دارد، معادل ۲۳ سال نبوت!

چه مقایسه سختی، عدم ابلاغ یک فرمان و اجرا نکردن یک دستور، برابری کند با ۲۳ سال فعالیت سخت و جانفرسا! چاره‌ای نیست، اطاعت واجب است. امری مهم پیش آمده؟ چقدر اهمیت دارد که اجرای آن  همتای بیست و سال تلاش و کوشش و دعوت ورسالت است.

تازه نکته دیگری دارد ” وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ “(آیه ۶۷ سوره مائده) تضمینی هم بابت اجرای این ابلاغ آمده! چه تضمینی!؟ ما شما را از مردم‌حفظ می‌کنیم. چرا حفظ از مردم!! مردمی که در کنار رسول خدا (ص) در این دوره چنان به اطاعت نشسته‌اند که اطاعت از رسول را اطاعت خدا می‌دانند و به دستور او ایمان دارند و او را به خود اولویت می‌دهند. خداوند می‌خواهد از چه مردمی، پیامبرش را حفظ کند، کمی صبر لازم است! زمانی که قدرت را باید به هر قیمتی بدست آورد مشخص می‌شود.

پیامبر (ص) دستور توقف می‌دهند. در کنار یک برکه آب، رفته‌ها برگردند، نرسیده‌ها برسند، حاضرین اجتماع کنند! چه امر مهمی پیش آمده! ش در این بیابان سوزان، باحداقل امکانات، بر سرچند راهی!؟ همه اجتماع کردند، و منتظر فرمان رسول خدا!

وقت نماز شد، همه به امامت پیامبر(ص) به نماز ایستادند، پس از ادای فریضه واجب، باید امری واجب اجرا شود. همه منتظر این ابلاغ هستند؟ چه دستوری آمده است که پیامبر(ص) همه ما را جمع کرده است؟ اینقدر مهم!

 با دستور پیامبر (ص) از جهاز شترها منبری برافراشته شد، پیامبر(ص) در بالای بلندی قرار گرفت، به صورتی که همه حاضران که  امر او را برخود واجب که نه مقدم برخود می‌دانند، در رکاب او از جاهلیت نجات یافته‌اند، موحد شده‌اند، شخصیت پیدا کردهاند، و در آخرین بار بدستور او فریضه حج به جای آوده‌اند، همه  گوش بفرمان رسول خدا هستند، همه حضرت را می‌دیدند و صدایش را می‌شنیدند!

 پیامبر(ص) سخن آغاز کردند، خطبه‌ای خوانند، خطبه‌ای عجیب، مخاطب خطبه ” مَعاشِرَ النّاسِ ” است!

حاضران همه مسلمان هستند، حج بجا آوردند، اطاعت خدا و رسول(ص) را واجب می‌دانند، اما در خطبه مخاطب حاضران، حاجیان، مسلمانان واین جمع حاضر نیست، مخاطب معاشر الناس است، همه مردم  روی زمین حال و آینده!.

چرا همه مردم؟ حتما این ابلاغ در زندگی دنیوی و اخروی همه مردم  اثر گذار است؛ وگرنه مخاطب  رسول الله(ص) محدود می‌شدند.

پیامبر(ص) خطاب به مردم حاضر سخن می‌گویند اما افق دور و مرمان و نسل‌های آینده را هم مخاطب قرار می‌دهند!   امروز که از ماجرا بیش از ۱۴۰۰ سال گذشته است، باز مخاطبان  پیامبر(ص) در این خطبه همه مردم  امروز و فردا هستند.

ابتدا از خود دفاع می‌کنند و صداقت در کارش را بیان می‌فرمایند، حاضران خود می‌دانند اما تاکید است برای قبول امری مهم، ” مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَی” ای مردم من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکرده‌ام… م. ابتدا از خود دفاع می‌کنند! گویی قصد دارد به موضوعی اشاره کنند که مخاطبان نباید به هیچ وجه در آن تشکیک کنند. چرا که او وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی (آیه ۳ سوره نجم) است خدای او گواهی داده است که از روی هوای نفس سخن نمی‌گویند.

 پیامیر(ص) ادامه می‌دهند: همه بدانید ” أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی (عَلی أُمَّتی) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِی بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَالله وَ رَسُولِهِ. ” همانا علی بن ابیطالب برادر واجرا کننده سفارش‌های من و جانشین من برای امت و امام بعد از من است، جایگاه و منزلت علی(ع) نسبت به من مانند هارون است به موسی با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست. (هارون برادر ووزیر موسی بود و بعد از موسی جانشین برادرش شد).

پیامبر(ص) بعد از ذکر فضایل حضرت علی(ع) و دلایل ابلاغ آن، با حاضران احتجاج و طلب حجت کردند! این بار خطاب به حاضران ” یا ایهاالناس الست اولی بکم من انفسکم “؟ ای مردم، ای حاضران،   چه کسی بر شما از خودتان صاحب اختیارتر است؟ همه پاسخ دادند:  “الله و رسوله”، خدا و رسولش از خود ما برما اولی ترند. (یعنی اینکه آنچه خداوند و رسولش فرمان دهند برتصمیم خودما برما مقدم‌تر است). سپس  فرمودند از جانب خدا ماموریتی دارم که به همه شما ابلاغ کنم. ” یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ” و خطاب به مردم ادامه دادند، ” ما قَصَّرْتُ فی تَبلیغِ ما اَنزَلَ اللهُ تَعالی اِلَیَّ من “،   ای مردم من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کردند کوتاهی نکرده‌ام، سپس دستان علی بن ابیطالب (ع) را بلند کردند و فرمودند “اَلا من کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلی مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. ” آگاه باشید، هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا (ع) و سرپرست اوست، بدین صورت ولایت وادامه راه را به علی ابی طالب(ع) انتقال دادند و سپس دعا فرمودند، خداوندا دوست بدارآنکه سرپرستی او را  بپذیرد و دشمن بدارهر آن که او را دشمن دارد  و یاری کن یار او را و تنها بگذار آن را که او را تنها بگذارد  .

باز ادامه دادند، این بار همه مردم را  تکلیف عمومی، مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ کتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیهِ…” ای مردم: این علی برادر و وصی و نگهبان  و جامع دانش من و جانشین من در میان امت و پیروان من  در تفسیر  کتاب خداوند و دعوت مردمان به سوی اوست.

باز ادامه دادند، “إِنَّهُ خَلیفَهُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَ الْإمامُ الْهادی مِنَ الله ” همانا علی(ع) است جانشین رسول الله(ص) و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا.

حضرت بعد از معرفی حضرت علی(ع) به جمع برای جانشینی و ادامه راه خود فرمودند” اللهمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ الْآیَهَ فی عَلِی وَلِیِّکَ عِنْدَتَبْیینِ ذالِکَ وَنَصْبِکَ إِیّاهُ لِهذَا الْیَوْمِ: (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً)، (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ). اللهمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی قَدْ بَلَّغْت. “

معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی که:امروز آیین شما را به کمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم و آن که به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانکاران خواهد بود. خداوندا، تو را گواه می‌گیرم که پیام تو را به مردمان رساندم.

 سپس به وظایف امامت پرداختند و خطاب به همه مردمان تاریخ فرمودند: ” معاشر الناس إِنَّما أَکمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَکمْ بِإِمامَتِهِ همانا خداوند دین خود را با امامت حضرت علی (ع) کامل فرموده است.

در بخش دیگر از خطبه فرمودند: هذا عَلِی، أَنْصَرُکمْ لی وَأَحَقُّکمْ بی وَأَقْرَبُکمْ إِلَی وَأَعَزُّکمْ عَلَی این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیک‌ترین و عزیزترین شما نزد من است.

 و در جایی دیگر فرمودند: إِنّی قَدْبَینْتُ لَکمْ وَأَفْهَمْتُکمْ، وَ هذا عَلِی یفْهِمُکمْ بَعْدی من پیام خدا را برایتان آشکار کرده تفهیم نمودم. و این علی است که پس از من شما را آگاه می‌کند. أَلاوَإِنِّی عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتی أَدْعُوکمْ إِلی مُصافَقَتی عَلی بَیعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدی. أَلاوَإِنَّی قَدْ بایعْتُ الله وَ عَلِی قَدْ بایعَنی اینک شما را می‌خوانم که پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اکنون از سوی خدای عزّوجل برای امامت او پیمان می‌گیرم.

پس از اتمام خطبه یکایک حاجیان بیعت کردند و امامت را به امام علی (ع) تبریک گفتند و پذیرا شدند و دین پیامبر(ص) با نزول آیه الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دیناً کامل شد.

مراسم به پایان رسید و هر کس به سمت شهر خویش حرکت کرد؛ با دو پیام ویژه؛ یکی انجام مناسک حج که پیامبر(ص) به آنان آموخت و الگویی شد برای انجام حج و دیگری انتخاب امیرمؤمنان علی (ع) به امامت و جانشینی رسول خدا (ص) در مراسم غدیر خم. هر دو پیام اطاعت امر الله و ابلاغ رسول الله (ص) بود و هر دو پیام همچنان باقی است و برکات آن استمرار دارد. یکی را حجه الوداع نامیدند و دیگری را عیدالله اکبر.

در این مراسم ولایت و جانشینی امیر مومنان علی (ع) در جمع حاجیان اعلام شد و همه حاضران از ملیت‌های مختلف از ابلاغ امر الهی که هم‌سنگ رسالت بود، مطلع شدند. و از کلام رسول خدا برداشت کردند که اعلان ولایت و جانشینی علی (ع) امر الهی است که در این گرمای طاقت‌فرسا توسط پیامبر ابلاغ و کلام حق در کریمه “الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا” تحقق یافت.

اما وظیفه ما :

تقارن روز خبرنگار با عید سعید غدیر روز ابلاغ پیام الهی و با توجه به محتواب خطابه رسول خدا (ص) مسوولیتی بس سنگین  برای خبرنگاران دارد.

چرا که خبرنگاران در تمامی صحنه‌ها شاهدان و راویان واقعه هستند و پیامبر(ص) هم در خطبه غدیریه پس از معرفی علی بن ابیطالب (ع) به امامت مسلمانان خطاب به همه شاهدان و حاضران و همه مردم فرمودند ” تَنْتَهُوا إِلَی قَوْلِی ” سخن مرا درباره امامت بفهمید ” وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ ” و آن را به کسانی که حاضر نیستند برسانید ” وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّی ” و از طرف من از آنها بخواهید قبول کنند.

امر پیامبر(ص) به حاضران، برای ابلاغ و اطلاع رسانی این واقعه بزرگ مسئولیتی سخت عظیم است که پیامبر(ص) به دوش همه حاضران در صحنه و دیگرانی که حضور ندارند (یعنی همه مردم، خبرنگاران دیروز و امروز و آینده) گذاشته است، و همه شاهدان  حاضر در صحنه ماموریت پیدا کردند  آنچه را که دیده‌اند و شنیده‌اند را برای دیگران بازگو کنند. با این دستور این جمعیت وسیع که قصد دارند به دیار خود بازگردند، همچون خبرنگاران،   ماموریت یافتند، علاوه بر شرح اعمال حج،   واقعه متمم و کامل کننده حج که انتصاب علی بن ابیطالب (ع) به جانشینی پیامبر(ص) را برای مردم بازگو کنند،   همین وظیفه‌ای که خبرنگاران امروزی به عهده گرفته اند.

واگذاری مسوولیت ابلاغ امامت از سوی پیامبر(ص) به حاضران (خبرنگاران)، و تاکید بر فهم واقعه و قبول آن  نشان از مسولیتی بزرگ برای  خبرنگاران دارد که وقتی  شاهدان  واقعه هستند، امانت دارانی باشند که صادقانه آنچه را دیده و شنیده ودرک کرده‌اند، درست و صحیح بدون جهت گیری برای دیگران  بازگو کنند.

انتهای پیام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ