داستان بادمجانی که برنده نوبل زیر چشم مارکز کاشت! +عکس

به گزارش خبرآنلاین، هفدهمین شماره کتاب هفته «نگاه پنجشنبه» با ویژه نامه ای درباره مارکز با عنوان «صد سال تنهایی خزان خودکامه»! منتشر و روی پیشخوان روزنامه فروشی ها و کتابفروشی های معتبر قرار گرفت.  احسان رضایی در یادداشتی برای پرونده ویژه این شماره با عنوان «داستان آن مشت» به کتک کاری مارکز با یوسا بر سر یک موضوع خانوادگی اشاره کرده است. در بخشی از این یادداشت می خوانیم:

«در ماه مارس سال ۱۹۷۶ بسیاری از روشنفکران، نویسندگان و اهالی سینمای امریکای لاتین برای تماشای فیلم های جشنواره مکزیکوسیتی به این شهر سفر کرده بودند. اما هیچ کدام از آنها نمی دانستند که علاوه بر دیدن فیلم های راه یافته به این جشنواره، قرار است یک مسابقه بکس بین دو غول ادبی آمریکای لاتین و دنیا را نظاره گر باشند. چهارسال قبل و در جریان هشتادمین سالگرد تولد مارکز عکس هایی از او چاپ شد که نشان می داد که ماجرا دعوا جدی تر از این حرفهاست. توی این عکس ها پای چشم چپ مارکز کبود است و روی بینی اش هم آثار جراحت هویداست. اما جذاب تر از خود عکس ها ماجرای آن دعوایی است که این عکس ها دو روز بعد از آن گرفته شده اند. ظاهرا ماجرا از این قرار بوده که در مارس ۱۹۷۶ بعد از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم مکزیکوسیتی مارکز به سمت دوست صمیمی اش در آن روزها رفته که «چطوری ماریو؟ خوبی؟» اما جواب ماریو بارگاس یوسا به احوالپرسی دوستانه مشت محکمی بود، که نه بر دهان بلکه زیر چشم مارکز فرود آمد. یوسا برای مشت ش توجیه محکمی هم داشته:«بعد از آن حرف هایی که در مورد به پاتریشیا(زن یوسا) زدی، چطور جرات می کنی که مرا دوست خودت بدانی؟»

مارکز خون از دماغش راه افتاده بود و پخش زمین شده بود. النا پیناتوستا نویسنده مکزیکی دویده بود چیزی برای کبودی چشم مارکز گیر بیاورد و خلاصه کافه به هم ریخته بود. قبل از این دعوا مارکز و یوسا با هم رفیق گرمابه و گلستان بودند و صمیمتشان در حدی بود که مارکز پدرخوانده پسر دوم یوسا هم بود اما بعد از این ماجرا رابطه آنها به کلی شکراب شد و آنها هنوزهم که هوز است با هم حرف نمی زنند. به خبرنگارها هم چیزی نمی گویند. همسراهای آنها هم در این باره صحبتی نمی کنند و خلاصه همه چیز «تاپ سکرت» است.»

بنابراین گزارش، گفته می شود رودریگو مویا، دوست صمیمی گارسیا مارکز این عکس سیاه و سفید را در سال ۱۹۷۶ گرفته اما مدت ها آن را پنهان کرده و در نهایت تصمیم گرفت آن را در کنار چند عکس دیگر که از مارکز داشت به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد او منتشر کند. او همچنین خاطراتش را از شب منازعه مارکز و یوسا، با عنوان جالب «داستان ترسناک زیر چشم کبود» نوشته و منتشر کرده است. عکس های مویا، اولین بار در روزنامه لاژوراندیون مکزیک به چاپ رسید و باعث تعجب تمام کسانی شد که آن روزنامه را خریداری کردند. اگرچه مویا هیچ گاه بصورت مستقیم نمی گوید که دلیل اصلی دعوا چیست اما دوستان صمیمی مارکز و یوسا مساله را فاش می کنند. در زمانی که یوسا و مارکز همراه همسران خود در شهر بارسلونا زندگی می کردند، یوسا تصمیم می گیرد که همسرش، پاتریشیا را که دوست صمیمی همسر مارکز و خود او بوده طلاق بدهد و با زنی سوئدی ازدواج کند. پاتریشیا همسر یوسا، به نزد مارکز و زنش می‌رود و در ملاقاتی که بین آنها صورت می پذیرد، مارکز به پاتریشیا توصیه می‌کند که از یوسا جدا شود. اما ورق برمی‌گردد و یوسا با همسرش آشتی می‌کند و پاتریشیا قضیه توصیه مارکز را به وی می‌گوید و این دلیل مشت محکمی که به صورت گابو فرود آمد، بود…

 

ساکنان پایتخت برای اشتراک و تهیه این شماره و شماره های پیشین نشریه می توانند با شماره ۲۰- ۸۸۵۵۷۰۱۶ سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و نگاه پنجشنبه رادر محل کار یا منزل -بدون هزینه ارسال- دریافت کنند. هموطنان سایر شهر‌ها نیز با پرداخت هزینه پستی ارسال، می‌توانند تلفنی سفارش خرید بدهند.

 

۶۰۶۰

دانلود   دانلود


خبرآنلاین

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ