شعر | «میلاد» عزیز «حضرت فاطمه» است

گل و چشمه
«تحسین برانگیز» برای همه است
چون «خانمی» اش همیشه یک عالمه است
مانند «گل» است و چشمه «بانوی بهار»
«میلاد» عزیز «حضرت فاطمه» است

شراب شیعه
آن «باده» که عقل از سر من برده ست
عاری ز «صداع» و خالی از هر «درده» ست
باب است برای «مستی» و «حضرت حق»
یک پیک «شراب» ناب «شیعه» خورده ست

مصطبه
ترک «خوف» و دوری از «وهن» کنید
«مسجد» را بهر «میکده» رهن کنید
بر خمره «موذن» است عجل به «صلوه»
«سجاده» کنار «مصطبه» پهن کنید

بانوی بهار
با «عشق» و «غزل» سروده با اشک: «سه تار»
در خاک «فدک» ، «بقیع» لاله ست : «نگار»
فرمود به مکه «فاطمه»: تا «محشر»
در سوریه «زینب» است «بانوی بهار»

عصر ظهور
از «عرش» و «خدا» ، دین و «محمد» ، عالم !
«آزادگی» و «عشق» قرین است با هم
در عصر ظهور «حضرت» گل: «مهدی»
این است «تمام» آنچه که می خواهم

آرنج
«دل» دایره المعارفی از «رنج» است
«شیعه» به جهان ز «رنج»: صاحب «گنج» است
«شیطان» به شعف شور تماشا دارد
چون من «تکیه گاه» او «آرنج »است

قحطی آدم
گفت «شیطان» به «تمرد» رمق از «عده» برم
در «مکافات» بر آنم که هر آن «عُده» برم
من شرمنده ز «عصیان» به فراخای «زمین»
نیست «آدم» که بخواهم که بر او «سجده» برم

فانوس
«میراث» بشر حکایت: «افسوس» است
این زندگی ماشینی: «کابوس» است
در این شب تیره تا «سحر» : ماه فروغ
از جنس «رباعیات» من «فانوس» است

دعای فرج
یک «ابرهه» گر سوار صد «پیل» شده ست
«مستعمره» گردیدن : «تعطیل» شده ست
برخیز «دعای فرج» اش را خوانیم
در عصر «ظهور»، «شیعه»! تعجیل شده ست

جوان آنلاین – آخرین عناوین فرهنگی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ