مراقب فقر

* محمد حیدری

مراقب فقر

به گزارش ممتاز نیوز، شاید واژه فقر، در فرهنگ عامیانه طبقه متمول معنایی نداشته باشد اما به لطف سیاست های اقتصادی ضعیف و جیب گشاد برخی آقازاده ها و صاحبان قدرت امروز احساس غالب خانوارهای ایرانی نزدیک به واژه فقر است.

حالا همین فقر هم مرتبه دارد!

شاید مفهوم فقر چندان بخش پذیر به نظر نیاید، اما در واقعیت فقر، دو دندان دارد.

یک دندان کُند که به تدریج غرور و شخصیت، آرمان ها، ایده ها و عزت نفست را می کشد. 

یک دندان تیز، که به ثانیه ای جهانت را، رویایت را، آرزویت را، عشقت را، زندگیت را غارت می کند و روحت را می درد.

خیلی از آدم های معمولی درد هر دو دندان فقر را کشیده اند. 

دندان کند فقر، زیستن متمادی در نداری است، طوری که یاد می گیرید، کیفیت را فدای کمیت کنید. مثلا در میوه فروشی میوه های مرغوب را نه، درشت ها را نه، مناسب ترها را انتخاب می کنید.

مناسب یعنی ارزان تر، مناسب یعنی پولت می رسد، یعنی زیستن به اندازه جیبت، نه به اندازه سلیقه ات، کم کم عادت می کنید و دیگر اصلا به میوه های نوبرانه برای همسر باردارت، به ماهی سفید و سبزی پلو برای دلبری از شوهر خسته ات، به کفش و لباس خارجی برای بچه هایت و حتی به آجیل شب عید فکر نمی کنید که عاشقش هستید.

در محل کار به توهین ها یا به زبان های تیغ‌دار عادت می کنید، چون آموخته اید یک روز بیکاری یعنی دو روز عقب افتادن از خرج خانه و اجاره و مصیبت، دایره انتخاب های عاطفی‌تان محدود می‌شود به دو گزینه: دل بردن از داراهای دماغ سربالای توهین‌گر و تحمل توهینی که بالاخره یک روز از راه می رسد و امید بستن به یک روز عاقبت دل دادن او به مثابه راهی برای فرار از روزهای مندرس عاصی، یا پلکیدن با ندارهایی شبیه خودت؛ باشد که با هم پیرشوید، در خوشی و ناخوشی. 

دندان تیز فقر در بزنگاه های عمرت از راه می رسد، در انتخابهای مهم، در مناسبت های مهم زندگیت، یک مراسم خواستگاری را فرض کنید وقتی با دسته گلی معمولی به قصر پدر دختر دلخواهتان رفته اید و تو را با سرایدار خانه بغلی اشتباه می گیرند. 

یا حتی دختر نابغه ای را فرض کنید که پزشکی نخوانده، چون خانواده اش به او پای دار قالی بیشتر نیاز داشتند. 

در چهل و سومین سال انقلاب، فقر در کشور من یک امر جمعی شده است؛ دقیقا فقرمالی را می گویم، نه شعارهای شیک دلربایی مثل فقر فرهنگی. 

نداری آدمی را بی عزت می کند؛ داریم بی رویا می شویم، درکشوری که عزت و احترام آدم ها به میزان دارایی و اسکناس است، خدا رحمت کند فرهنگ و دانستن را. 

شهر ها پر شده از همین مردم بی‌امید، مردم بی لبخند، مردم خشمگین، مردم ندار، مردم بی عزت، مردم بی غرور، مردم سر به زیر در مواجهه با زندگی، مردم از هم متنفر در هر مواجهه انسانی ساده.

جان کلامم تند بود و تلخ، اما حقیقتی است انکار ناپذیر.

انتهای پیام/

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *