من اگر ملک خریده بودم سرمایه ام پنج برابر می شد. کدام فعال اقتصادی سرمایه اش را در جایی تا این حد پر خطر به جریان می اندازد؟»

سرمایه گذار کی اف سی در ایران
من اگر ملک خریده بودم سرماه ام پنج برابر می شد. کدام فعال اقتصادی سرمایه اش را در جایی تا این حد پر خطر به جریان می اندازد؟»

۱۶:۲۸ (جمعه ۳۰ تیر )
اخبار مرتبط
نسخه چاپی نسخه چاپی

نماینده کی اف سی در ایران می گوید: من اگر ملک خریده بودم ارزش سرمایه ام پنج برابر شده بود. اینجا باید به شما بگویم که پروژه KFC یک اشتباه اقتصادی است که چالش ها و دردسر های زیادی را برای من به دنبال داشت و اگر می دانستم که اینقدر موانع و مشکلات پیش پای من قرار می دهند و اگر می توانستم زمان را به عقب برگردانم قطعا وارد این پروژه نمی شدم.

راه اندازی اولین شعبه کِی اِف سی در ایران
آیا KFC واقعا در ایران شروع به کار کرده است؟ این سئوالی است که به ذهن هر کسی که اخبار KFC را دنبال می کند، خطور می نماید. در پاسخ باید گفت بله، در کرج؛ و چندین شعبه دیگر نیر در حال راه اندازی است.
خبر افتتاح اولین شعبه KFC در کرج در سوم اسفند ماه ۱۳۹۰ با یک انعکاس رسانه ای گسترده، همراه بود. این خبر آنقدر اهمیت داشت که حتی رادیو چین هم آن را در سایت خود درج نمود. سایت رادیو بین المللی چین در گزارشی با عنوان تاسیس نخستین نمایندگی کی اف سی در ایران نوشت: با وجود تحریم های شدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی، رستوران زنجیره ای کی اف سی، کارهای خود را همچنان گسترش می دهد. اخیراً نخستین نمایندگی کی اف سی در شهر کرج واقع در استان البرز تاسیس شده است.

البته تعدادی از رسانه های داخلی و خارجی، اعلام این خبر را همراه با قضاوت منفی آوردند. برای نمونه برخی از این قضاوت ها بدین قرار است:
–  افتتاح رستوران فست فود جعلی کی اف سی در ایران؛
– چه دستی پشت این ماجراست؟( فعالیت رستوران آمریکایی در ایران)؛
–  شرکت KFC با توجه به شهرت و مارک خود که مستقیما نظام ” سلطه ” را ترویج و تبیلغ می کند با مجوز چه افراد و نهادهایی فعالیتش را آغاز کرد و بالابردن تابلوی یک کلنل آمریکایی با چراغ سبز چه دستگاه هایی صورت گرفته است. چه شده است که KFC آنقدر عزیز شده که علم کش و مبلغ آن نه رسانه ها و دستگاه های خصوصی بی طرف که رسانه های اصولگرا و دو آتشه مثل فارس و باشگاه خبرنگاران شده اند.
اما در یک همسویی آشکار با مخالفان داخلی، برخی از رسانه های اسراییلی هم از اینکه ایران توانسته است نمایندگی KFC را به دست آورد، ابراز خشم کرده اند. «خشم هاآرتس از راهیابی کی اف سی به ایران»؛ این عنوان خبری از خبرگزاری باشگاه خبرنگاران است که در آن آمده است: روزنامه صهیونیستی «ها آرِتس» نتوانست نهایت حیرت و خشم خود را از افتتاح نخستین شعبه کی اف سی در ایران پنهان کند. بر اساس این گزارش، امیرحسین علیزاده مدیرعامل کیهان افتخار سینا و نماینده رسمی کی اف سی در ایران تاکید کرده شعبه وی شرکتی ایرانی است و آمریکایی نیست و کی اف سی ایران نامیده می شود. هاآرتس با ناباوری آورده است: مشخص نیست علیزاده چگونه این مجوزها را در ایران و آمریکا به دست آورده، ولی این مورد یک استثنا بوده و نباید دیگر تکرار شود.


ولی آیا واقعا KFC ایران را می توان یک شرکت آمرکایی قلمداد کرد؟ امیر حسین علیزاده، مدیرعامل شرکت کیهان افتخار سینا در این باره می گوید: «ما نمی توانیم بگوییم که با آمریکایی ها تعامل اقتصادی داریم، بنابراین نمی توانیم بگوییم که مثلا کارکنان KFC ایران کارکنان شرکت آمریکایی هستند. اساسا کارتل های بزرگ دنیا خودشان باید در جایی سرمایه گذاری کنند، نه بخش خصوصی کشور مقصد. مثلا کارخانه کوکاکولا هیچگاه امتیاز تولید نوشابه در اسپانیا را به شما واگذار نمی کند، بلکه خود شرکت کوکا با سرمایه خودش در آنجا کارخانه را دایر می کند. عاملین فروش ممکن است از بخش خصوصی آن کشور باشند، اما بحث اصلی که همان سرمایه گذاری و تولید است دست خود شرکت کوکاکولاست».

وی در پاسخ به این سئوال که چه فرقی بین KFC ایران و مثلا ً KFC ترکیه وجود دارد، پاسخ می دهد: «در ترکیه خود کمپانی KFC آمریکا، سرمایه گذاری مستقیم انجام داده و ساختمانی را خریده، چند کارگر هم استخدام کرده و ممکن است حتی مدیر عامل یا مدیران ارشد KFC ترکیه، اهل آمریکا باشند. ممکن است مثلاً آشپز لبنانی برای آنجا استخدام کند. اما در KFC ایران اینگونه نبود و ما در واقع مدیریت برند را از آنها گرفتیم. زمانی من می توانم بگویم که KFC آمریکایی هستم که سرمایه گذاری های اولیه از سوی آنها انجام شده باشد اما وقتی که حمایتی از جانب آنها نمی شود و تمام منابع مالی مورد نیاز توسط سرمایه های داخلی تامین شده، بایستی بگویم که ما یک KFC ایرانی هستیم».

مدیرعامل شرکت کیهان افتخار سینا در باره مشکلات پیش روی خود برای راه اندازی KFC در ایران می گوید: «واقعیت این است که نمی شود گفت که یک رویه مدون و تعریف شده و آیین نامه مشخصی برای برندها و شرکت های خارجی وجود دارد. در این وادی نوعی حیرانی وجود دارد و انگار سلیقه ای عمل می شود. کسی نمی داند که اگر خواست در ایران سرمایه گذاری کند باید چه کارهایی انجام دهد و از کجا شروع کند. البته مقررات پراکنده ای وجود دارد اما کامل و دقیق نیست. سرمایه گذار در واقع باید بتواند نظر ساختارهای قدرت را جلب کند. البته منظورم دولت و حکومت نیست بلکه منظور کسانی هستند که امروز بر صنعت غذای کشور یا فعالیت های دیگر مثل صنعت پوشاک و صنعت نساجی حاکم هستند. البته خود دولت هم به دنبال رفع این موانع است و در حال رصد کردن این شرایط است. شما برای اینکه احساس امنیت اقتصادی داشته باشید باید آن ساختارهای مانع ساز را شناسایی کنید».

به علیزاده می گویم به نظر می رسد که راه اندازی نمایندگی KFC در ایران از دو سو زیر بار مخالفت ها و کارشکنی های داخلی و ممنوعیت ها و محدودیت های خارجی قرار دارد و می توان گفت که شما با پذیرش نمایندگی KFC در ایران، شرایط سخت و در عین حال، ریسک زیادی را متقبل شدید. در صورتی که اگر به جای وارد شدن به این کار و تحمل مشقات فراوان به عنوان مثال در بازار طلا و یا مسکن فعالیت می کردید، چه بسا الان ارزش سرمایه شما چند برابر افزایش یافته بود. در واقع این دستمزد کسی است که در راه سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال و تولید گام برداشته است.


علیزاده ضمن تایید این موضوع می افزاید: «این دستمزد کسی است که می خواهد در صنایع غذایی سرمایه گذاری انجام دهد و یک غذای خوب و با کیفیت برای مردم ایران عرضه کند. من اگر ملک خریده بودم ارزش سرمایه ام پنج برابر شده بود. اینجا باید به شما بگویم که پروژه KFC یک اشتباه اقتصادی است که چالش ها و دردسر های زیادی را برای من به دنبال داشت و اگر می دانستم که اینقدر موانع و مشکلات پیش پای من قرار می دهند و اگر می توانستم زمان را به عقب برگردانم قطعا وارد این پروژه نمی شدم. قاعدتاً شما در جایی سرمایه گذاری می کنید که از بابت امنیت سرمایه گذاری خیالتان راحت باشد. کدام فعال اقتصادی سرمایه اش را در جایی تا این حد پر خطر به جریان می اندازد؟»
از او که جوانی پرشور و پرانرژی است می پرسم در حال حاضر با چه انگیزه و امیدی این همه مشکلات و مضایق گوناگون را تحمل می کند. وی ضمن بیان این شعر سعدی که می گوید:
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
که گر مراد نیابم به قدر وُسع بکوشم
ادامه می دهد: «من دوست دارم پرچمدار رستورانداری مدرن در ایران باشم. من دوست دارم اولین کسی باشم که یک تحول عمده در صنعت مواد غذایی کشور ایجاد کرده است. من می خواهم اولین کسی باشم که در ایران در حوزه تولید و عرضه محصولات غذایی وارد حوزه برندینگ شده است. برندینگ فقط یک اسم نیست و KFC فقط یک تابلو ندارد که ما با آن عکس یادگاری بیاندازیم. KFC دنیایی از استانداردها و دریایی از خدمات است. رستوران داری یکی از حوزه های فعالیت KFC است. برای KFC رعایت معیارهای کیفی و روش صحیح پخت مرغ مهم است. مرغی که پودر کمتری در پخت آن استفاده شود، طعم بهتری بدهد، در زمان کمتری بپزد و روغن کمتری برای پخت آن مصرف شود. KFC فقط یک اسم نیست بلکه یک راه و روش است».

با توضیحاتی که می دهد به طور ناخودآگاه به یاد مفهوم کارآفرینی می افتم. ما در اقتصاد به افرادی مثل او، کارآفرین می گوییم. کارآفرینان افراد نوآوری هستند که اولین گام را در یک میدان برمی دارند تا از یک ایده، ارزش اقتصادی ایجاد کنند. کارآفرینان، افرادی هستند که خطر می کنند و ریسک پذیر هستند و می خواهند یک راه و روش جدید را در یک حوزه در پیش بگیرند و به اصطلاح به تخریب خلاقانه می پردازند. حتی جوزف شومپیتر که پیشرو مفهوم سازی کارآفرینی در حوزه علم اقتصاد قلمداد می شود، معتقد است که رشد و پیشرفت یک جامعه بستگی به وجود و ظهور کارآفرینان دارد و اگر جامعه ای بستر مناسب فعالیت کارآفرینان را فراهم کند و به آنان میدان بدهد و از آنان حمایت کند، توسعه آن کشور سریع تر صورت می گیرد.


مدیرعامل شرکت کیهان افتخار سینا اظهار می دارد: «من می خواهم بگویم اگر کسی من را حمایت و همراهی نکند اشکالی ندارد، ولی اگر سنگ اندازی و مانع تراشی در مقابل من ایجاد نشود، خدا شاهد است تحول اساسی در صنعت غذایی کشور به وجود می آورم و منافع این کار هم به دولت می رسد(از طریق مالیات) و هم به مردم(از طریق ایجاد شغل و عرضه غذای سالم). البته نه خودم به تنهایی بلکه به کمک تمام کسانی که در صنعت غذایی کشور فعال هستند. منتها به ما اجازه دهند که پیش قراول این کار باشیم».
او در مورد اینکه چرا روی KFC حساسیت زیادی وجود دارد و مخالفت های زیادی با آن صورت می گیرد، می گوید: «دلیل حساسیت روی KFC وجود منافع اقتصادی و ساختارهای مستقل مالی است که در صنعت غذای کشور وجود دارد. امروزه حجم نقدینگی و سرمایه در گردش صنایع غذایی کشور ما حتی از صنعت فولاد یا صنعت ساختمان بیشتر است. تازه این در شرایطی است که هنوز به طور کامل ظرفیت های بالقوه صنعت غذا از سوی فعالان اقتصادی شناسایی نشده است و اگر شناسایی شود شما باید منتظر یک جهش بزرگ در این صنعت باشید. یعنی الان اگر شما یک میلیارد تومان پول داشته باشید، اولویت سومتان تاسیس یک رستوران است. اولویت های بالاتر شما ممکن است سرمایه گذاری در ساختمان یا جاهای دیگر باشد. اما روزی خواهد رسید که اولویت اول شما سرمایه گذاری در صنعت غذا خواهد بود.

یک مشکل دیگر در این زمینه، نگاه سیاسی است که به فعالیت های اقتصادی و از جمله فعالیت های شرکت KFC وجود دارد. اصلا نگاه سیاسی بایستی از روی بسیاری از امور برداشته شود. به علاوه، ما سال هاست که در ایران تعداد زیادی برند خارجی در حوزه های مختلف داریم. به عنوان مثال هم اکنون این همه برند غیر ایرانی در صنعت پوشاک فعال هستند. آیا واقعا فعالیت آنها باعث شده که صنعت پوشاک کشور فلج شود؟ اگر صنعت پوشاک فلج شده است پس چرا از فعالیت برندهای خارجی پوشاک جلوگیری نمی شود؟ در صنعت مواد خوراکی هم برندهای خارجی زیادی هم اکنون در کشور فعال هستند».

انتخاب به عنوان کارآفرین برتر

وقتی از او می پرسم چه انتظاری از مسئولان کشور دارد و خواهان چه نوع حمایت هایی است، می گوید فقط انتظار دارد که در راه او مانع ایجاد نکنند: « ما جزو کسانی هستیم که به تعبیر مقام معظم رهبری روی پای خودشان ایستاده ایم. ما واقعا انتظار داریم که اگر حمایت نمی شویم، لااقل جلوی راه ما سنگ اندازی نکنند. من انتظارم از مسئولان این است که افرادی را که در فعالیت های سالم اقتصادی حقیقتاً زحمت می کشند را ببینند و به آنها اجازه دهند که به رشد این مملکت کمک کنند. کشور ما افراد کارآفرین و توانا زیاد دارد اما نگرانی و هراس ناشی از نبود امنیت اقتصادی آنها را از ورود به فعالیت های سالم اقتصادی باز داشته است.
من برای راه اندازی KFC در ایران، مرارت ها و سختی های زیادی را متحمل شدم و با اینکه همواره در مسیرهای قانونی حرکت کرده ام هنوز هم نگرانم که هر لحظه بیایند و دفتر ما را پلمپ کنند. اگر می دانستم که با این همه موانع و مشکلات مواجه خواهم شد هرگز قدم در این راه نمی گذاشتم. اگر به جای اینکه سرمایه و انرژی هنگفتی که برای اینکار صرف کردم در بازار مسکن یا اتومبیل یا ارز یا خیلی چیزهای دیگر گذاشته بودم، اینقدر عذاب نمی کشیدم و با انواع ناملایمات روبرو نمی شدم، سود بیشتری هم کسب می کردم، راحت می آمدم دفترم، پا روی پا می انداختم، روزی دو سه ساعت کار می کردم، یک پورشه ۳۰۰ میلیونی می خریدم و یک زندگی راحت و بی دردسر داشتم. اما من دلسوز مملکتم هستم و به سهم خود تلاش می کنم در جهت کاهش معضلاتی همچون بیکاری، آسیب های اجتماعی و یا کاهش بیماری های ناشی از مصرف اغذیه نامناسب گام بردارم».

اما همه ما می دانیم که برای مردم، کیفیت و سالم بودن غذاها از همه چیز مهم تر است. KFC چه برنامه هایی برای تهیه و پخت غذای سالم و با کیفیت در نظر دارد و نظارت بر کیفیت شعب چگونه صورت می گیرد؟ علیزاده: « من همینجا به مردم عزیز ایران این اطمینان را می دهم که غذاهایی که در KFC ایران عرضه خواهد شد از اکثریت قریب به اتفاق واحدهایی که اغذیه آماده عرضه می کنند، سالم تر است. به خاطر نوع روغن و نحوه پخت مختص به خود. حال این بماند که ما در مرغداری ها مرغ هایی پرورش می دهیم که با دان سالم تغذیه می شوند و نه با روزنامه. ما از روغن های سالم استفاده می کنیم و غذاهایی طبخ می نماییم که اصلا با روغن تماس ندارد. شما اگر امروز در بهترین رستوران تهران بروید که مرغ سوخاری عرضه می کند و دو سه تکه مرغ بخورید، بعد از آن حالت عصبی به شما دست می دهد و انواع تبعات منفی گریبانگیر شما شود. ولی شما حتی اگر سطل KFC را بخرید و بخورید(یعنی پنج، شش برابر مقدار مرغی که در آن رستوران خورده اید) احساس سنگینی و خستگی و رخوت نمی کنید. به خاطر همین نوع پخت است که KFC یکی از پرطرفدار ترین اغذیه فروشی ها در سطح دنیاست.


اما در مورد بحث نظارت، ما بر روی کلیه شعب خود نظارت مستمر و دقیقی خواهیم داشت و تمام تلاش خود را به خرج می دهیم که غذای سالم به دست مردم برسانیم. منتها این را می خواهم اضافه کنم که حداقل استاندارد ما از حداکثر استاندارد صنعت غذایی ایران بالاتر است. یعنی مثلا یکی از حداقل استانداردهای تعریف شده در KFC این است که روغن بیش از دو بار در طبخ غذا استفاده نشود و این استاندارد از تمام واحدهای غذایی که ده بار از یک روغن استفاده می کنند به طوری که حتی روغن به اسید تبدیل می شود، بالاتر است. حال این بماند که ما در طبخ غذاهایمان از روغن با کیفیت خوب؛ دستگاه های پیشرفته و بهداشتی؛ آشپز آموزش دیده، مرغ خوب و ادویه جات استاندارد استفاده می کنیم».

علیزاده در مورد اینکه راه اندازی و گسترش KFC چه منافعی برای ایران به همراه خواهد داشت، چنین بیان می دارد:« ما فعالیت هایی مثل مرغداری، تولید روغن با فرمول ویژه، لوازم و ملزوماتی مثل کاغذ و چاپ و بسته بندی، حمل و نقل، فرآوری پودر و مواد اولیه غذایی مخصوص را خودمان در داخل کشور انجام می دهیم و هر یک از این فعالیت ها برای کشور اشتغالزایی و درآمدزایی به همراه دارد.

من همیشه این جمله مقام معظم رهبری را در ذهن دارم که فرمودند ما در شرایط تحریم به خود کفایی می رسیم. شرکت کیهان افتخار سینا مضایق و سختی های زیادی را تحمل کرد اما بالاخره ما هم به نوعی به خودکفایی رسیدیم. البته برخی مواد اولیه پودرها ازخارج وارد می شود اما در ایران با مواد دیگری ترکیب و فرآوری می شود. مثلا به آن زعفران تولید ایران اضافه می کنیم.

اگر فضای مناسب ایجاد شود و اگر به من اجازه دهند که طبق برنامه ریزی هایم شعب KFC را گسترش دهم، حداقل دو کارخانه در سه فاز شروع به فعالیت خواهند کرد. درست است که من نمایندگی یک برند آمریکایی را گرفته ام اما حتی یک دستگاه خارجی وارد نکرده ام و تمام دستگاه های مورد نیاز ما ساخت داخل است. من می توانستم دستگاه آلمانی یا ایتالیایی وارد کنم اما این کار را نکردم. برآورد ما این است که بالغ بر ۱۵ هزار نفر نیروی کار کشور به طور مستقیم و یا غیر مستقیم در مراحل مختلف تولید و عرضه محصولات KFC به کار مشغول خواهند شد و مهم تر از آن خدمت به مردمی است که امکان مصرف انواع غذاهای رستورانی و فست فود های سالم را نداشته اند. اغذیه KFC علاوه بر اینکه از کیفیت مرغوبی برخوردار است به لحاظ اقتصادی هم مقرون به صرفه است. به فرض اگر قیمت یک نوع غذای KFC را به مبلغ ۹ هزار تومان عرضه می کنیم، این در واقع معادل ۱۵ هزار تومان غذای سایر رستوران ها و اغذیه فروشی هاست. یعنی اگر فردی همان غذای KFC را با همان کیفیت و همان مقدار بخواهد از جای دیگری غیر از شعب KFC تهیه کند بایستی ۶ هزار تومان گران تر بخرد. ما ۱۵۰ گرم مرغ سوخاری را حدود ۸ تا ۹ هزار تومان می فروشیم، در حالی که استاندارد اتحادیه ۱۰۰ گرم است. ضمن اینکه نوشابه مجانی و دسر مجانی هم در کنار آن به مردم می دهیم.

از دیگر منافع اجتماعی تحول در صنایع غذایی ایران می توان به کاهش هزینه های بهداشتی و درمانی اشاره کرد، چرا که مردم اگر غذای سالم بخورند مسلما هزینه های درمانی آنها کاهش می یابد. تقریباً تمامی متخصصان علوم پزشکی اعتقاد دارند که بخش عمده ای از بیماری های مردم ناشی از خوردن غذاهای ناسالم است. به عبارت دیگر، ما سعی می کنیم هم برای جوانان در حد توان خود ایجاد اشتغال کنیم و هم اینکه غذای سالم و با کیفیتی به دست مردم برسانیم».

اکنون مناسب است پرسشی راجع به قیمت غذاهای KFC بپرسم. سئوالی که شاید مردم علاقمند باشند بدانند حدود قیمتی محصولات شما چقدر است؟ به اعتقاد علیزاده، « اساسا فست فود یک غذایی که مردم روی قیمت آن حساس باشند، نیست. توجه به آن دارند اما حساسیت ندارند. یعنی مثلا اگر مرغ سه تکه از ۹ هزار تومان به ۹۵۰۰ تومان برسد، شما ممکن است به فروشنده بگویید چرا گران شده، اما به خاطر ۵۰۰ تومان از خوردن آن صرفنظر نمی کنید. به طور کلی سیاست ما در KFC بیشتر بر حفظ و افزایش کیفیت تمرکز دارد. همچنین برنامه ریزی ما این است که شعب KFC را در مناطق محروم کشور هم دایر کنیم. مثلا در جنوب تهران یا مناطق دوردست کشور شعبه هایی را تاسیس کنیم. گرچه باید تاکید کنم که معیار قیمت گذاری محصولات KFC در ایران بر مبنای قیمت تمام شده است و بر عرضه و تقاضا استوار نیست».

گفته می شود که قوانین و مقررات اقتصادی کشور قدیمی است و منطبق با شرایط روز جامعه نیست. اگر ما بخواهیم از دل این مصاحبه به سیاستگذاران کشور هم کمک کنیم، به نظر شما چه اصلاحاتی باید در این قوانین صورت بگیرد و شما با چه موانعی از جهت قوانین و مقررات مواجه شدید؟ مدیرعامل شرکت کیهان افتخار سینا اعتقاد دارد: « امروزه دنیا توجه به فعالان اقتصادی بخش خصوصی و آزادی کسب و کار و کاهش دخالت دولت را سرلوحه سیاستگذاری های خود قرار داده است. یک مشکل همیشگی اقتصاد ایران بحث تعریف نقش بخش خصوصی و دولتی و تعیین قلمرو حضور این دو بوده است. بایستی آزادی اقتصادی به معنای واقعی کلمه مشمول فعالین اقتصادی بخش خصوصی شود. البته برخی از بخش ها هست که لزوم حضور پررنگ دولت را می طلبد.

مثلا در حوزه ورزش اگر دولت و سازمان ها و شرکت های دولتی عمده، ورود پیدا نکند، ورزش کشور زمین می خورد. به نظر من در برخی حوزه ها خصوصی سازی مضر است ولی آزادسازی و کاهش مقررات دست و پاگیر باید صورت گیرد. واقعاً شروع یک فعالیت اقتصادی با موانع و فراز و نشیب های زیادی مواجه است. چرا من باید برای آغاز یک فعالیت اقتصادی از هزار جا مجوز بگیرم؟ در حالی که من بایستی آزادانه و با کمترین مانع بتوانم ایده اقتصادی خود را به اجرا در آورم. در این شرایط است که رقابت سالم بین فعالین اقتصادی ایجاد و منافع آن شامل همه کشور می شود. در مجموع، نقش دولت بایستی به حمایت گری، سیاستگذاری و نظارت محدود شود و دولت، بستر ساز و فراهم کننده تسهیلات برای فعالین اقتصادی باشد و در تصمیم سازی ها و سیاستگذاری های خود نظرات کارآفرینان، نخبگان علمی و سرمایه گذاران را دخیل نماید».


نتیجه گیری
در امثال و حکم آمده است که زنی شبانگاه بر بام بر بالین دختر و داماد شد و گفت: هوا سرد است کمی مهربان تر خفتن به سلامت نزدیک تر است. سپس به دیگر سوی بام بر سر بستر پسر و عروس رفت و گفت: هوا گرم است، اندکی دوری تندرستی را سزاوراتر است. عروس که هر دو گفته شنیده داشت، گفت: قربان می روم خدا را، یک بام و دو هوا را، این سر بام گرما، آن سر بام سرما.

حالا حکایت KFC در ایران، حکایت یک بام و دو هواست. چگونه است که انواع و اقسام برندهای معروف خارجی اعم از خوراکی(مثل نستله، کوکاکولا، پپسی کولا و…) و غیر خوراکی ( مثل بی.ام.و، تویوتا، بنتون، آدیداس و…) به کسب و کار مشغولند، ولی در مقابل فعالیت KFC مانع تراشی می شود؟

به علاوه، در دنیایی که اقتصادش هر روز بین المللی تر و جهانی تر می شود، دیگر به واقع سخت است که بگوییم یک شرکت حتماً و صد در صد آمریکایی یا اروپایی یا ژاپنی است، چرا که سهامداران آن ممکن است از ملیت های مختلف باشند. مثلا شرکت ساب(دومین تولیدکننده اتومبیل سوئد) توسط دو شرکت چینی یانگ مان و پانگدا خریداری شد. مدیر عامل شرکت یانگ من گفته بود فقط قسمتی از خط تولید این کارخانه به چین منتقل می شود و ساب در سوئد باقی می ماند. یعنی در حالی که همه «ساب» را به عنوان یک شرکت سوئدی می شناسند اما در واقع چینی ها مالک آن هستند. پس به صِرف اینکه یک شرکت در آمریکا پایه گذاری شده، نمی توان نتیجه گرفت که الزاماً در حال حاضر هم آمریکایی است، بلکه به ترکیب سهامداران فعلی آن بستگی دارد. ضمن آنکه ترکیب سهامداران نیز در طی زمان تغییر می کند و خریداران جدیدی ممکن است جای سهامداران قدیمی را بگیرند.

در حقیقت طوفان هجمه هایی که در جهت تاسیس و راه اندازی رستوران های زنجیره ایی KFC در ایران به راه افتاده، یا ناشی از موج احساسی استکبار ستیزی و یا ناشی از نیروی قوی تر منافع اقتصادی پشت پرده است که تحمل ظهور صنعت رستورانداری مدرن را ندارند. صنعتی که سعی می کند ضمن اشتغالزایی، غذای سالم تر و با کیفیت بالاتری در اختیار مردم قرار دهد.

و مهم ترین نکته این است که درست است شرکت کیهان افنخار سینا نمایندگی یک کمپانی معروف مواد غذایی را گرفته، اما در واقع به غیر از نام KFC همه چیزش ایرانی است. هم سرمایه اش و هم نیروی کارش. لذا در سالی که «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه ملی» نامیده شده، شایسته است تا حمایت بیشتری از این تولید و سرمایه و کار ایرانی و ملی به عمل آید.

.

.

..

.

.

..

.

.

گزارش: رضا احمدی – فراسو نیوز


Foodna RSS Feed

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ