مهربانی های امام (ره)؛ رفتار خانوادگی رهبر بزرگ الهی

خبرگزاری آریا-شاید خیلی ها از زندگی حضرت امام خمینی (ره) تنها این را بدانند که رهبری ساده زیست بوده و در حد طبقه متوسط و شاید پایین اجتماع امرار معاش داشته است و از روابط عاطفی و مهربانی های امام خمینی با همسر و فرزندانشان بی خبر باشند.
امام خمینی(ره) به عنوان ولی فقیه و رهبر جامعه اسلامی همواره تأکید داشتند اصلاح جامعه بدون مهیا کردن زمینه تربیتی مناسب و پرورش نسلی خود ساخته و خداجو امکان ناپذیر است. از همین رو، در نظام تربیتی امام خمینی(ره)، خانواده به عنوان محملی برای تربیت و پرورش فکر و تعالی روح انسانی، از ارزش ویژه ای برخوردار است زیرا مبنای بروز و ظهور عواطف انسانی و رکن عمده جامعه است.
در نوشتار حاضر به گوشه هایی از زندگی و رفتارهای زیبا و گاه تعجب برانگیز این رهبر بزرگ الهی در خانواده می پردازیم:

احترام به همسر
رفتار حضرت امام خمینی (ره) در خانواده صمیمی و بر اساس احترام بود. او به افراد خانواده به ویژه همسرش توجه نشان می داد و در مسائل زندگی ، نظر او را بسیار محترم می شمرد. آن رهبر فرزانه که سخنانش تیتر اول روزنامه های کشورهای مختلف جهان بود ، در خانه مردی رئوف و لطیف بود به گونه ای که محبتش را نسبت به همسر و فرزندان به زبان می آورد و به آنها ابراز علاقه می نمود . امام به قدری برای همسر خود احترام و ارزش قائل بود که او را “خانم ” خطاب می کرد. او همسر خود را بی نظیرترین همسر می دانست و به بچه ها نیز این را می گفت که مادر بی نظیری دارند.
همسر امام که سال ها در سایه این آفتاب جهانی می زیسته و صندوقچه ای از خاطرات و حوادث تلخ و شیرین زندگی امام را در سینه دارد؛ درباره رفتار امام می گوید:
“حضرت امام به من خیلی احترام می‎گذاشتند و خیلی اهمیت می‎دادند. هیچ حرف بد یا زشتی به من نمی زدند… امام حتی دراوج عصبانیت هزگز بی احترامی و اسائه ادب نمی‎کردند. همیشه در اتاق جای بهتر را به من تعارف می کردند.”
احترام امام به همسرشان چنان مشهود بود که همه اهل خانه به گونه‎ای صحنه‎هایی از آن را ترسیم کرده و در مورد رفتار کریمانه و احترام‎آمیز امام بسیار سخن گفته‎اند؛ از جمله دختر امام می گوید:
” برخورد حضرت امام با همسرشان در عین صمیمت و محبت بسیار محترمانه بود. در تمام مسائل شخصی و خانوادگی نظر خانم محترم بود و ایشان هیچ گونه دخالتی در امور داخلی منزل نداشتند.”
یکی از نوه های حضرت امام خمینی در این مورد می گوید: « علت علاقه عمیق آقا (امام) به همسرشان، فداکاری خانم بود؛ چرا که همسر امام در خانواده ای ثروتمند بزرگ شده بود و ۱۵ سال بیشتر نداشت که به همسری امام در آمد. آن زمان خانم دوست نداشت که در شهر قم زندگی کند، اما این مسئله را هرگز به امام ابراز نکرد. او همراه امام به قم رفت و در کنار ایشان، زندگی ساده ای را آغاز نمود . خانم، رنج های مختلفی را کشید ولی با صبر و گذشت و بدون گلایه زندگی زیبا و آرامی را برای رهبر انقلاب ساخته بود.»
وی در ادامه می گوید:« روزی از امام پرسیدیم چه کنیم که شوهرانمان (مانند شما) به ما این همه علاقه مند باشند؟ امام پاسخ داد: اگر شما هم (مانند خانم) آنقدر فداکاری کنید، همسر انتان هم تا آخر همین قدر به شما علاقه خواهند داشت.»
در واقع امام خمینی در منش و شیوه زندگی مشترک خود از آموزه های سعادت بخش اسلام پیروی می کرد. همانگونه که رسول گرامی اسلام (ص ) می فرمایند :« هرکس که از دوستان ما باشد به همسرش بیشتر محبت می کند .» امام خمینی نیز این شیوه را در زندگی پیاده می نمود . سیره عملی حضرت امام (ره) در زمینه رعایت حقوق زن و فرزند و قداست خانواده ستودنی و الگویی پایدار است.
 همسر حضرت امام (ره) در این باره می گوید : « حضرت امام به من خیلی احترام می گذاشتند و خیلی به من اهمیت می دادند. امام حتی در اوج عصبانیت هرگز بی احترامی و اسائه ادب نمی کردند. »
 خانم مصطفوی دختر امام خمینی نیز تعریف می کند : « پدر آنقدر نسبت به مادرم محبت و احترام قائل بودند که ما فرزندان هم تحت تاثیر این رفتار پدر قرار گرفتیم و همواره برای مادرمان احترام خاصی قائل بودیم. به طور مثال تا وقتی خانم سر سفره غذا حاضر نمی شدند، امام دست به غذای خود نمی زد و منتظر آمدن همسرش می ماند. بچه ها نیز از این رفتار پدر درس می گرفتند و به احترام مادر، دست به غذا نمی بردند تا اینکه مادر سرسفره حاضر می شد.»

هیچگاه دستور نمی دادند
از آنجا که اسلام ، انجام کارهای خانه مثل آشپزی، شستشو و غیره را بر زن واجب نکرده است، امام خمینی (ره) نیز هیچ گونه توقعی برای انجام کارهای منزل از همسر خود نداشت. همیشه از او سپاسگزار بود . مثلا امام همواره از غذایی که خانم پخته بود تعریف می کرد، حتی وقتی آن غذا طعم خوبی نداشت. امام می گفتند: «زن اگر خودش دلش خواست در منزل کار کند ولی مرد حق ندارد بگوید: این کار را بکن! یا مثلا شام درست کن!»
خانم فریده مصطفوی دختر حضرت امام می گوید: هیچ وقت ما ندیدیم ایشان به خانم بگویند فلان کار را برای من انجام بده یا حتی یک چای برای من بریزید. همیشه ما یا کارگر منزل را خطاب می کردند. اگر یک وقت هیچکس نبود، صدا می زدند:
خانم ! بگویید یک چای برای من بیاورند .
اگر کسی در منزل نبود قهراً خانم این کار را خودشان می کردند ولی ایشان چنین دستوری نمی دادند. همیشه خیلی به خانم احترام می گذاشتند و مقید بودند اظهار محبت و علاقه را جلوی ما فرزندان علنی کنند.

امام کاری را به خانم نمی دادند
خانم ثقفی همسر امام به تواضع و فروتنی امام اشاره می کند و می گوید: « ( امام ) در طول زندگی هیچ گاه حتی یک لیوان آب نیز از من نخواست و همواره خودش برای خوردن آب به آشپزخانه می رفت. درحالی که امام خود برای من و فرزندان آب می آورد و به ما تقدیم می کرد. همیشه در اتاق، جای بهتر را به من تعارف می‌کردند. دوست نداشتند من در خانه کار کنم و همیشه به دختران و کارگری که بود سفارش می کردند که آنها کارها را انجام دهند.»
خانم فاطمه طباطبایی، عروس حضرت امام نقل می کند: امام کاری را به خانم نمی دادند، خانم می گویند وقتی یک دکمه پیراهنشان می افتاد می گفتند: می شود این را بدهید بدوزند. نمی گفتند: خودت بدوز یا احیاناً اگر روز بعد دوخته نشده بود نمی گفتند: چرا ندوخته اید. می گفتند: کسی نبود بیاید بدوزد. تا آخر عمرشان هیچ وقت به خانم نگفتند یک لیوان آب بده.
از طرفی قیودی هم داشتند مثلاً خانم می گفتند که وقتی می خواستند با خانواده های جدید رفت و آمد کنند باید با امام مشورت می کردند. امام به ایشان گفته بودند که ابتداءً و به طور ناشناس خانه کسی نرود. چون ممکن است مناسب نباشد. یا اگر می خواهند بیرون بروند به ایشان بگویند که کجا می خواهند بروند.
خانم ثقفی به نکته مهم دیگری در شخصیت امام اشاره می کند و می گوید:« در همان اوایل زندگی ، حضرت امام به من گفت من در کارهای شخصی تو دخالت نمی کنم. به هر صورت که میل داری لباس بخر و بپوش … اما آنچه از تو می خواهم این است که واجبات را انجام دهی و از معصیت و گناه بپرهیزی .»

کمک به همسر در کار منزل و بچه داری
عروس حضرت امام(ره) خانم فاطمه طباطبایی نقل می کند که: خانم می گفتند: چون بچه هایشان شب تا صبح گریه می کردند و ایشان مجبور بودند تا صبح بیدار بمانند، امام شب را تقسیم کرده بودند. یعنی مثلاً دو ساعت ایشان بچه را ساکت می کردند و خانم می خوابیدند و بعد دو ساعت خودشان می خوابیدند و خانم بچه را نگه می داشتند. البته روزها که مشغول درس و بحث بودند، فرصتی برای نگهداری بچه ها نداشتند.
فرزندانشان تعریف می کنند که ایشان با آن ها بازی می کردند یعنی بعد از تمام شدن درس، ساعتی را به بازی با بچه ها می پرداختند و به این ترتیب به خانم در کار تربیت بچه ها کمک می کردند.
امام به پسر و نوه هایشان القا می کردند که از زنانشان انتظار کاری نداشته باشند واگر کار کردند، محبت کرده اند. البته به دخترها نیز توصیه می کردند که کار کنند.

کمک در آشپزخانه
خانم دباغ نقل می کند: روزی بر حسب اتفاق تعداد میهمانان منزل امام زیاد شد، پس از صرف غذا ظرف ها را جمع کردم و به آشپزخانه بردم. با زهرا- دختر آقای اشراقی- آماده شدیم که ظرف ها را بشوئیم. اما دیدم که خود امام هم بلافاصله به آشپزخانه آمدند. از زهرا پرسیدم:”حاج آقا چرا به آشپزخانه آمده اند؟ ” و حق داشتم که تعجب کنم، زیرا وقت وضو نبود؛ اما امام آستین هایشان را بالا زدند و فرمودند:چون ظرف های امروز زیاد است آمده ام کمکتان کنم.
بدنم شروع به لرزیدن کرد. خدایا چه می بینم! به زهرا گفتم تو را به خدا از امام خواهش کنید که ایشان تشریف ببرند. خود ما ظرف ها را می شوئیم.
دختر حضرت امام خانم فریده مصطفوی نقل می کند: امام همیشه در کارهای منزل کمک می کردند و به ما نیز می گفتند:کمک از بهشت آمده است.
مثلا خودشان چای می ریختند. حتی وقتی لیوان آبی می خواستند، به کسی دستور نمی دادند، بلکه خودشان به آشپزخانه می رفتند و لیوان را آب می کردند.

انسان باید خودکفا باشد
در جمع نشسته بودیم، می دیدیم که آقا دارند به طرف آشپزخانه می روند. از ایشان سوال می کردیم، می گفتند:می روم آب بخورم
می گفتیم: “به ما بگویید تا برایتان آب بیاوریم. ” می گفتند:مگر خودم نمی توانم این کار را انجام بدهم؟بعد با خنده می گفتند:انسان باید خودکفا باشد.

آرامش در کنار خانواده
نعیمه اشراقی نوه امام خمینی(ره) در این باره می افزاید: یک زمانی، هم آقا بیمار بودند و هم همسرشان، ما معمولاً دو سه نفر بودیم. اگر یکی از ما نزد امام می ماند، بی درنگ می گفتند: من کسی را نمی خواهم، بروید پیش مادرتان! امام(ره) قرار گذاشته بودند سالی یک بار همسرشان به تهران بروند و سه ماه تابستان را در تهران بگذرانند. خودشان هم به خمین می رفتند. این برنامه همیشه بود و حتی تا بزرگ شدن ما نیز ادامه داشت. از روزی که خانم به مسافرت می رفتند، اخم های امام درهم بود تا خانم برگردد. امام(ره) موقع ورود همسرشان به منزل می خندید و این یکی از راه های ابراز علاقه امام(ره) به خانم بود.

پدری مهربان
نعیمه اشراقی در این ارتباط یادآور می شود: «حضرت امام(ره) خیلی با عاطفه و مهربان بودند. نسبت به بچه ها خیلی علاقه مند بودند. با یک بچه کوچک مثل همان بچه رفتار می کردند همه عاشق ایشان بودند. نسبت به بچه ها علاقه خاصی داشتند، چون بچه ها را خیلی پاک می دیدند. بچه ها را به فطرت خودشان نزدیک تر می دیدند. بچه های شهدا را در ردیف بچه های خودشان دوست داشتند و خدا می داند که در حق این کودکان چه دعاهایی می کردند و چه سفارش هایی که داشتند.»
وی ادامه می دهد: «صبح شنبه(آخرین روز) حال امام خمینی(ره) نسبتاً خوب بود، با سختی گوشه چشم شان را باز کردند و با اشاره فرمودند: علی(نوه کوچک امام) را بیاورید که ببوسمش.» و این آخرین بار بود که امام(ره) با نوه عزیزش وداع کرد. خانم صدیقه مصطفوی دختر امام(ره) نیز اظهار می کند: «من اولین فرزند بودم و خیلی به من علاقه داشتند و فوق العاده احترام به من می گذاشتند. توی اتاق ایشان که می رفتم می نشستم اگر مثلاً آب می خواستند یا یک دارویی می خواستند به من نمی گفتند. یک وقت می دیدم آقا بلند شده و می رفتند لیوان آب یا دارویشان را می آوردند، من ناراحت می شدم می گفتم آقا به من بگویید. اما احترام می گذاشتند. عقیده شان این بود که من دیگر سنم بالا است، ما در چندین اولاد هستم، بنابراین به من احترام می گذاشتند، البته آقا همه اولادشان را یکسان دوست داشتند هر کدام که به دیدارشان می رفتند عقیده شان این بود که او را از همه بیشتر دوست دارد این اخلاق را نداشتند که فرق بگذارند.
امام با اینکه علاقه و توجه خاصی به فرزندان خود داشت، اما به مسائل اعتقادی و تربیت آنها حساس بود. ایشان می گفت: « تربیت ها باید از اول کودکی باشد. از همان کودکی انسان تحت تربیت قرار بگیرد…» امام معتقد بود که همه انسانها با فطرت الهی متولد می شوند و تربیت صحیح مادر و پدر ، شخصیت فرزندان را شکل می دهد. امام همچنین بر این نظر بود که کودکان باید تا هفت سالگی آزاد باشند و شیطنت و بازی کنند و تربیت در سنین زیر هفت سال نباید محدود کننده باشد. اما از هفت سالگی به بعد، لازم است که والدین فرزندشان را در مواقع لزوم محدود نمایند و فرزندان را با واجبات دین اسلام به ویژه نماز آشنا کنند. امام همچنین با سختگیری و اجبار فرزندان به انجام فرائض دینی مخالف بود. ایشان خود فرزندان را با واجباتی همچون نماز آشنا ساخت، اما هیچگاه آنها را برای انجام آنها مجبور نکرد. مثلاً ایشان تنها زمانی فرزندان را برای خواندن نماز صبح بیدار می کرد که آنها خود از قبل از پدر این را می خواستند. امام عقیده داشت که پدر و مادر باید با فرزندانشان رو راست و صادق باشند. ایشان می گفت :« الگوی بچه، پدر و مادر هستند اگر با بچه درست رفتار کنید ، بچه ها درست بار می آیند. هر حرفی را که به بچه زدید خود ابتدا به آن عمل کنید.»
خانم فریده مصطفوی فرزند امام خمینی می گوید:« امام با ما بسیار صادق و رو راست بود و هیچگاه دروغی از ایشان سر نزد. پدر در اوج صمیمیت آنقدر صلابت داشت که در محضر او سعی می کردیم بهترین فرزندان باشیم و کارهایی را که نمی پسندد ، انجام ندهیم.»
ارتباطات خانوادگی و گفتگوهای صمیمی با افراد خانواده از برنامه های روزانه رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران بود. بعد از ظهرها که می شد خانواده امام، اعم از همسر، فرزندان، نوه ها و عروسها می آمدند و دور ایشان می نشستند. آنها چنان با امام گرم می گرفتند و شوخی و مزاح می کردند که تصور چنین حالتی برای یک رهبر سیاسی با چنان عظمت و آن همه مشغله شاید غیر ممکن باشد. با اینکه امام مقید به برنامه ریزی بودند و همه ساعات شبانه روز ایشان با برنامه ای خاص طی می شد، ایشان زمانی را نیز برای ارتباطات عاطفی خانوادگی گذاشته بودند. یکی از رفتارهای زیبای امام بازی با بچه ها و نوه ها بود. امام در روز دقایقی را نیز برای این کار گذاشته بودند. ایشان به بچه ها علاقه بسیاری داشتند و به آنها محبت می کردند.
 فاطمه طباطبایی عروس حضرت امام می گوید:« علی (فرزند آخرم) کوچک بود، گاهی کارهایی می کرد که اصلا مناسب (شأن امام) نبود، حتی ممکن بود برای آقا ایجاد ناراحتی کند، ولی آقا با کمال خوشحالی و خنده می گفتند: مساله ای نیست، بچه را آزاد بگذارید. » وی خاطره جالبی از امام خمینی و نوه کوچکش نقل می کند و می گوید: « یک بار من پیش آقا رفتم و دیدم علی از امام ساعتشان را خواست. امام هم گفت: “پدرجان! آخر ساعت زنجیرش می خورد به چشمت و اذیت می شوی” علی گفت: “خوب عینکتان را بدهید .” ایشان فرمود: “عینکم هم همینطور، به چشمانت می زنی چشمانت اذیت می شود، چشم تو حالا ظریف است، گل است.” علی اصرار کرد که آقا، عینک را بدهید امام گفت :”…نه، نمی شود بچه به این چیزها دست بزند.”
چند دقیقه ای گذشت و علی در خانه چرخی زد و مجدداً آمد و گفت: آقا! امام فرمود: «جانم » علی گفت: بیا تو بچه شو و من آقا شوم!! امام پذیرفتند. علی به امام گفت:” پس پا شو از این جا، بچه که جای آقا نمی نشیند.” امام بلند شدند و خودشان را کنار کشیدند. علی گفت: “پس عینک را بده، ساعت را هم بده بچه که به عینک و ساعت دست نمی زند.” امام تبسمی کردند و به علی گفتند تو بردی و عینک و ساعتشان را به علی داند. »

آری این رفتار خانوادگی رهبر بزرگی بود که ملتی را از سلطه دولتهای غربی نجات داد و ندای آزادی و عدالت را در جهان سر داد. اما اقتدار، قاطعیت و مقام والای او باعث نشد تا رابطه صمیمی و محبت آمیز با اعضای خانواده خویش را فراموش کند.

منابع:
– صحیفه نور ج ۶
– سرگذشت های ویژه از زندگی امام خمینی(ره)، به قلم جمعی از فضلا و یاران امام(ره).
– خورشید انقلاب؛ زندگی نامه امام خمینی(ره)، زهره شکاری یزدی
– پا به پای آفتاب ج اول، خاطرات خانم نعیمه اشراقی
– شهاب سبز، زندگی خصوصی امام خمینی(ره)، علیرضا متولی


خبرگزاری آریا

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ