به بهانه شروع انتقادات مربیان سنتی از کارلوس کروش/ وقتش است ؛ این اجنبی را اعدامش کنید!

« دلم به حال دایی و قلعه نویی می سوزد…» این جمله ای است که میرشاد ماجدی در مقام رئیس دپارتمان فنی فدراسیون گفته است.
این بخشی از انتقاد سرپرست جدید استقلال است از سرمربی پرتغالی تیم ملی بعد از تساوی تیم در تهران برابر قطر. حالا انگار بهترین فرصت است. بهترین فرصت برای انتقام. آن هم برای یک بازی بد که خیلی قابل دفاع نیست اما فاجعه ای هم به بار نیاورده. این البته آغازی ست برای حملات توفانی به سرمربی سرشناس پرتغالی.
بهترین زمان برای تاختن به این اجنبی و همه آنها که حرف از نیاز مبرم فوتبال مان به داشتن مربی خارجی می زنند. این «اجنبی پرستان» بودند که حتما سبب «افتضاح بزرگ ملی» شدند. چون از روز ازل تا امروز ، ما هر بار با تیمی عربی در تهران بازی کردیم ، اقلا دیگر ۶ گل را وارد دروازه اش کرده بودیم !
پس حالا تراژدی رخ داده و باید دلمان بسوزد برای این راه غلطی که فوتبال مان طی کرده. این بی آبرویی بزرگ را حتما باید در نطفه خفه کرد و چه خوب است که بنا به فرموده این تحصیلکرده جدید ورزش ایران خیانت در حق مربیان وطنی را تمامش کنیم و چمدان های کروش را دستش بدهیم که برگردد. اوست عامل همه ناکامی های فوتبال ما.
فوتبال ما همیشه توفانی بود. خروشان مثل سیل . اصلا همین ۵ سال قبل در جام ملتهای آسیا ، یادتان هست در مالزی و در ۳ بازی مرحله گروهی بازی ها تیم با مربی مورد علاقه آقای ماجدی با داشتن یکسری بازیکن احتمالا درجه ۳ چون علی کریمی ، هادی عقیلی ، مهدی مهدوی کیا ، وحید هاشمیان ، فریدون زندی ، جلال حسینی ، رضا عنایتی ، جواد نکونام ، آندو تیموریان و… که آن روزها ۵ سال هم جوانتر بودند ، آنچنان با صلابت از سد حریفان گذشتند که در چشم به هم زدنی تیم ملی مان را قهرمان کردند! و حالا ۷ سال بعد که این بازیکنان در مرز بازنشستگی که به اوج پختگی رسیده اند و همه با بازگشت از لیگ های درجه چندم اروپایی ، اینچنین در تیم بی برنامه کروش در جا می زنند.
سخن گفتن درباره دایی و تیمش هم شاید دلیلی نداشته باشد که نه او هیچ گاه دنبال بهانه ای برای انتقاد از کروش بوده و نه هنوز فوتبالدوستان اتفاقات دوره قبل را از یاد برده اند که چه شد و چه اتفاقاتی برای فوتبال مان افتاد که رویای رسیدن مان به جام جهانی ، آن شد.
فارغ از انتقاد میرشاد ماجدی ، آنچه نباید به فراموشی سپرد دو بازی نه چندان زیبای تیم ملی است که کروش هم به آن اذعان دارد. چرا این اتفاق برای تیم ملی افتاده؟ چرا ترکیب تیم آنی نیست که باید باشد و چرا میانگین سنی تیم مان این قدر بالاست؟ این ها همه دلایلی روشن دارند که دیگرانی غیر از کروش باید پاسخگویش باشند آنها که در تیم های مختلف لیگ برتری ، خواه در مقام مدیر، عضو هیات مدیره ، رئیس آکادمی یا مربی باید استعدادها را کشف کنند اما نشسته اند تا به جای استخدام بازیکن با استعداد ، بازیکنان را بر اساس نامه پدران شان از فلان نهاد یا ، فلان دستگاه معظم دولتی و یا حتی توصیه فلان وزیر و نماینده مجلس برای تیم های شان جذب می کنند و ستاره های میلیاردی لیگ برتر همگی بالای ۲۸ سال هستند تا دست های سرمربی تیم ملی بسته باشد و راهکارش برای انتخابی جدید ؛ هیچ.
حالا زمانی مناسب است برای تاختن به کروش که بی شک با بردن تیمش به اردویی بلند مدت ، بخش عمده ای از مشکلات تیمش را به وجود آورده است اما آنچه مغفول مانده ، این است؛ اینکه ما و شما ، بسیاری از دوستداران فوتبال ایران به ستوه آمده از بی دانشی سطح فوتبال داخلی مان رویای استفاده از یک مربی بزرگ را داشتیم و حالا تنها با یک نتیجه ، اینچنین برایش شمشیر را از رو بستیم. چندان دشوار نیست . هر اتهامی امروز به او می چسبد از عدم دانش فنی تا عدم تمرکز و بیانیه نویسی یا… پس این اجنبی را اعدامش کنید.
می توانیم هم برخوردی ملایم تر داشته باشیم ضعف ها را بگوییم و دنبال راه حلی باشیم برای حل شان. نه به سان آنها که به دنبال مجالی هستند برای اجنبی و اجنبی ستیزی. این غیر قابل کتمان است که ما نیاز به علم روز داریم. جام جهانی تنها راه فرارمان است از این رخوت فوتبالی . بیایید دست در دست هم ، آینده ای روشن بسازیم.
۴۱۴۱

دانلود   دانلود


خبرآنلاین

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید *

بستن تبلیغ