تیر ۱۴۰۵
نگاه امام خمینی(ره) به غدیر چیست؟ شخصیتی که دوران ما را به نام او نامیده و آن را عصر امام خمینی دانسته اند، چگونه به غدیر می نگریست؟ او که توانست پس از قرن ها افسون اندیشه خلفا و پادشاهان را مبنی بر جدایی دین و سیاست باطل کند، چه تحلیل و نظری از واقعه غدیر ارائه می داد؟
مقام شامخ حضرت امیر(ع) مسئله غدیر را ایجاد کرده است
امام(ره) در این دیدار مسئله غدیر را مسئله نصب حاکم شمردند و فرمودند: «مسئله غدیر، مسئله ای نیست که به نفسه برای حضرت امیر یک مسئله ای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، سبب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است.
خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول ا… کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مامور می کند رسول ا… را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن.
نصب حضرت امیر به خلافت این طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود و این که در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر از آن تجلیل کرده اند، نه از باب این که حکومت یک مسئله ای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می گوید که «به قدر این کفش بی قیمت هم پیش من نیست»،
آن که هست اقامه عدل است. آن چیزی که حضرت امیر – سلام ا…علیه- و اولاد او می توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، این ها می باشند، لکن فرصت نیافتند.
قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است
زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود و مداحی بشود، این ها خوب است، اما مسئله این نیست.
مسئله این است که به ما یاد بدهند که چه طور باید تبعیت کنیم، به ما یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است باید روش ملت ها و دست اندرکاران باشد.
قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است، این است که قابل نصب است و الا مقامات معنوی قابل نصب نیست یک چیزی نیست که با نصب آن مقام پیدا بشود؛ لکن آن مقامات معنوی که بوده است و آن جامعیتی که برای آن بزرگوار بوده است، اسباب این شده است که او را به حکومت نصب کنند و لهذا، می بینیم که در عرض صوم و صلاه و امثال این ها می آورد و ولایت مجری این هاست.
ولایتی که در حدیث غدیر است به معنای حکومت است، نه به معنای مقام معنوی و حضرت امیر را همان طوری که من راجع به قرآن عرض کردم که قرآن – در روایات است این – نازل شده است به منازل مختلف، کلیاتش سبع و الی سبعین و الی زیادتر، تا حالا رسیده است به دست ماها به صورت یک مکتوب، حضرت امیر هم این طور است، رسول خدا هم این طور است. مراحل طی شده است، تنزل پیدا کرده است. از وجود مطلق تنزل پیدا کرده است، از وجود جامع تنزل پیدا کرده است و آمده است پایین تا رسیده است به عالم طبیعت، در عالم طبیعت این وجود مقدس و آن وجود مقدس و اولیای بزرگ خدا.
بنابراین این که حدیث غدیر را ما حساب کنیم که می خواهد یک معنویتی را برای حضرت امیر یا یک شأنی برای حضرت امیر درست کند نیست. حضرت امیر است که غدیر را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست که اسباب این شده است که خدای تبارک و تعالی او را حاکم قرار بدهد.
مسئله، مسئله حکومت است. مسئله، مسئله سیاست است، حکومت عِدلِ سیاست است، تمام معنای سیاست است. خدای تبارک و تعالی این حکومت را و این سیاست را امر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کنند، چنان چه خود رسول خدا سیاست داشت و حکومت بدون سیاست ممکن نیست. این سیاست و این حکومتی که عجین با سیاست است، در روز عیدغدیر برای حضرت امیر ثابت شد. این که در روایات هست که بُنیَ الاسلامُ عَلی خَمس این ولایت، ولایت کلی امامت نیست. آن امامتی که هیچ عملی مقبول نیست، قبول نمی شود، الا به اعتقاد به امامت، این معنایش این حکومت نیست.
خوب، ما بسیاری از ائمه مان حکومت نداشتند. ما الان معتقدیم که حضرت امیر در یک برهه از زمان به حکومت رسید، حضرت امام حسن هم یک مدت بسیار بسیار کمی به حکومت رسید، باقی ائمه حکومت نداشتند. آن که خدای تبارک و تعالی جعل کرد و دنبالش هم برای ائمه هدی جعل شده است، حکومت است؛ لکن نگذاشتند که این حکومت ثمر پیدا بکند. بنابراین، حکومت را خدا جعل کرده است برای حضرت امیر- سلام الله علیه- این حکومت یعنی سیاست، یعنی عجین با سیاست.
آن که می گوید دین از سیاست جداست، خدا را تکذیب کرده
از اعوجاج هایی که پیدا شده است مع الاسف، این است که، یعنی اعوجاج زیاد پیدا شده اما بزرگترینش این است که دست هایی از زمان سابق از زمان خلفای اموی و خلفای عباسی- علیهم لعنه الله – از آن زمان دست هایی پیدا شده است که بگویند که دین علی حده از مسائل است و سیاست علی حده از حکومت است. هرچه طرف پایین آمده است، این قوت گرفته است تا وقتی بازیگرهای دنیا که دیدند باید دین را یک چیز تعبدی قرار داد.
این بازیگرها آمدند و این طور کردند که ماها هم باورمان آمده بود که دین چه کار دارد به سیاست، سیاست مال امپراتورها. این معنایش این است که تخطئه کنیم خدا را و رسول خدا را و امیرالمومنین را، برای این که حکومت سیاست است، حکومت که دعاخواندن نیست، حکومت که نماز نیست، حکومت روزه نیست. حکومت، حکومت عدل، اسباب این می شود که این ها اقامه بشود، اما خود حکومت یک دستگاه سیاسی است.
آن که می گوید دین از سیاست جداست، تکذیب خدا را کرده است، تکذیب رسول خدا را کرده است،تکذیب ائمه هدی را کرده است.
با اقامه ولایت، همه انحرافات از بین می رود
و این که این قدر صدای غدیر بلند شده است و این قدر برای غدیر ارج قائل شده اند- و ارج هم دارد- برای این است که با اقامه ولایت یعنی با رسیدن حکومت به دست صاحب حق، همه این مسائل حل می شود، همه انحرافات از بین می رود. اگر حکومت عدل به پا شود، اگر گذاشته بودند که حضرت امیر- سلام الله علیه- حکومتی را که می خواهد به پا کند، تمام انحرافات از بین می رفت و محیط یک محیط صحیح و سالم می شد که آن وقت مجال برای همه اشخاص که دارای افکار می باشند، عرفا که دارای افکار می باشند، حکما که دارای افکار می باشند، فقها، همه برای آنها مجال هم پیدا بشود، از این جهت، اسلام بُنیَ عَلی خَمس، نه معنایش آن است که ولایت در عرض این است، ولایت اصلش مسئله حکومت است، حکومت هم این طوری است، حکومت حتی از فروع هم نیست.»ماخذ: سایت جماران
![]()
باشگاه خبرنگاران
باز نشر: پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com