تئاتر شکل‌گرا شده است

گردآوری شده در گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری ممتازنیوز

کارگردان ˝در شوره زار˝ در نشست خبری این نمایش عنوان کرد:

کارگردان نمایش در ˝شوره‌زار˝ با انتقاد عملکرد سیاست‌گذاران تئاتر کشور گفت: در چند سال اخیر مرکز هنرهای نمایشی یا اداره کل هنرهای نمایشی کارکرد خودش را از دست داده و دیگر قادر به ارائه و اجرای سیاست‌های راهبردی برای توسعه تئاتر کشور نیست.

به گزارش خبرنگار ممتاز نیوز؛ پس از گذشت بیش از یک هفته از آغاز اجرای عمومی نمایش “در شوره زار” به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی در تماشاخانه ایرانشهر، نشست رسانه‌ای این نمایش با حضور حسین کیانی، سینا رازانی، الهام علائی و تنی چند از اهالی رسانه صبح امروز در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

کارگردان نمایش “در شوره‌زار” در آغاز این نشست دربارهٔ روند نگارش نمایشنامه “در شوره زار” با بیان اینکه جرقه ابتدایی نگارش این نمایشنامه به انتشار یافتن خبر رها شدن دو بیمار در بیابان‌های اطراف تهران در سال‌های قبل برمی‌گردد، گفت: به محض شنیدن خبر رها کردن دو هموطن بیمار و بخت برگشته‌ در بیابان‌های اطراف تهران که حدود دو سال پیش اتفاق افتاد جرقه مهمی برای نوشتن یک نمایشنامه که در ذهن من زده شد و از همان موقع درگیر پیدا کردن یک ایده نمایشی و یک طرح برای دراماتیزه کردن این خبر شدم. چراکه یک خبر به خودی خود نمی‌تواند دراماتیزه باشد و باید از دل آن خبر که تبدیل به موضوع مورد علاقه نویسنده می‌شود، به یک ایده نمایشی رسید، ایده را تبدیل به طرح و پیوند کرد و سپس آن را تبدیل به یک نمایشنامه کرد.

کیانی ادامه داد: در ابتدا همان دو نفر را مبنای آغاز یک نمایشنامه قرار دادم اما برایم بسیار راضی کننده نبود. به مرور این آن دو نفر تبدیل به یک خانواده از طبقه آسیب‌پذیر و فرودست اجتماع شدند که از بیمارستان در بیابانی رها می‌شوند و در واقع این خانواده هسته اصلی نمایشنامه‌ای به نام “در کشتزار” شد که قرار بود سال قبل در تئاتر شهر آن را اجرا کنم ولی به سبب اینکه قرار بود کار به صورت گیشه و بدون هیچ حمایتی روی صحنه برود از اجرای آن منصرف شدم.

نویسنده نمایشنامه “در شوره زار” افزود: مدتی بعد از انصراف از اجرای نمایش در کشتزار، خبر فاجعه خشک شدن دریاچه ارومیه در صدر خبرها قرار گرفت و من هم پس از مطالعات و بررسی که در این‌باره انجام دادم، اشخاص خانواده تبدیل به اقشار مختلف و در واقع نمایندگان طبقات مختلف اجتماع شدند و “در کشتزار” تبدیل به “در شوره زار” شد.

او با بیان اینکه؛ دو مسئله رها کردن بیماران در بیابان‌های اطراف تهران و فاجعه زیست محیطی دریاچه ارومیه و سایر تالاب‌های ایران طرح‌هایی بودند که تبدیل به نمایشنامه “در شوره زار” شدند، دربارهٔ سبب انتخاب شوره‌زار بجای کشتزار گفت: سبب انتخاب شوره‌‌زار به جای کشتزار این بود که در شوره‌زار راهی برای گریز وجود ندارد اما در کشتزار ممکن است که بتوان کورسویی از امید را پیدا کرد. ضمن اینکه شوره‌زار به لحاظ موقعیت دراماتیک قوی‌تر از کشتزار است.

کیانی با اشاره به اینکه این دو خبر و در واقع اتفاق‌های متاثر کننده‌ای که مبنای این متن شدند پتانسیل‌های نمایشی را داشتند، اظهار داشت: اگر یک نمایشنامه‌نویس نسبت به اتفاق‌های پیرامونش در جامعه چنین حساسیت‌هایی را نداشته باشد نوع تئاتری را که بتواند آینه تمام نمای زندگی امروزی ما و بازتاب دهنده شرایط جامعه ما باشد نیز به وجود نخواهد آمد. در واقع یک نمایشنامه‌نویس امروزی در ایران باید حساسیت‌های بسیاری به اتفاقات پیرامونش در جامعه داشته باشد و این اتفاق‌ها دایره و مجموعه دغدغه‌های او را تشکیل بدهد تا بتواند اثری را خلق کند که این اثر تبدیل به شناسنامه و هویت مردم اکنونی سرزمین ما بشود.

نویسنده و کارگردان نمایشنامه “مشروطه بانو” با اشاره به اینکه در حال حاضر نمایشنامه‌هایی که بتوانند جهان انسان ایرانی امروز را نمایندگی بکند و نشان دهنده واقعی مردم ایران به معنای آنچه که امروز می باشند باشد، اضافه کرد: اگر نمایشنامه‌نویسی نتواند مطرح کننده صادق مسائل و مشکلات انسان‌های مسائل دوره خودش باشد قطعا اثرش ماندگار نخواهد بود.

کارگردان “در شوره زار” در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از سیاست‌های مرکز هنرهای نمایشی و بیان اینکه این مرکز کارکرد خود را از دست داده و تمام کاری که انجام می‌دهد به برگزاری چند جشنواره و نشست محدود شده، در پاسخ به سوالی دربارهٔ تاثیر نظارت و ممیزی بر تئاتر و گرایش به اجرای آثار و متون خارجی اظهار داشت: قطعا این موضوع در به عقب راندن تئاتر معاصر و اجتماعی سهم بزرگی داشته اما این همه دلایل نیست چون دلایل دیگری هم وجود دارد. متاسفانه حذف حمایت از تئاتر سبب شد تئاتر به عنوان موجودی ناقص‌الخلقه در بطن تئاتر خصوصی بیفتد و همین موضوع هنرمندان را به تئاتر شکل‌گرا که گیشه خوبی دارد سوق داد. بنابراین فقط ممیزی در این زمینه تاثیرگذار نیست بلکه اقتصاد بیمار هم به همان اندازه در عقب ماندگی تئاتر اجتماعی تاثیرگذار است.

نویسنده و کارگردانی نمایش”تکیه ملت” در پاسخ به سوال خبرنگار هنرآنلاین دربارهٔ اینکه وارد شدن شوخی‌های خیابانی و حتی بعضا جنسی به بهانه طنز در بعضی آثار نمایشی به ویژه در یکی دو سال قبل، تا حدی که فاصله‌ای بین تئاتری فرهنگی و مدعی فرهیخته بودن با نمایش‌های سرگرم کننده و مشهور به لاله‌زاری نمی‌ماند و آسیب‌هایی که می‌تواند برای تئاتر ما داشته باشد؟ و همچنین اینکه از چه تمهیدی در نمایشنامه‌های خود برای این مسئله استفاده می‌کند، گفت: ورود گونه‌های سخیفی از شوخی‌های جنسی یا به تعبیری خیابانی یکی از آسیب‌های تئاتر گیشه‌ای است. وقتی یک تئاتری تماما منوط به گیشه می‌شود و هیچ حمایتی نیز از سوی متولیان ناکارآمد صورت نمی‌گیرد کارگردان ناچار می‌شود برای جذاب‌تر شدن اثر خود و جذب مخاطب دست به این ترفند تکراری و نخ‌نمای شوخی‌های سخیف، دم دستی و حتی گاه شوخی‌های جنسی بزند.

کیانی گفت: این مسئله پیامدهای خوشی برای تئاتر ما ندارد و قطعا جوهره اندیشه‌مند و فرهیختگی ذاتی تئاتر را دچار تزلزل می‌کند و در دراز مدت از هنر تئاتر تنها هنر سرگرمی‌ساز عامه‌پسندی می‌سازد که تنها در خنداندن مخاطب و خیال درآمد بالاتر را دارد، باقی می‌ماند.

او همچنین با بیان اینکه در حال حاضر نمایش‌هایی تحت عنوان نمایش‌های آزاد وجود دارد که کار خود را انجام می‌دهد و مخالفتی هم با بودن آنها ندارم، تصریح کرد: تکرار این نوع شوخی‌ها که به مرور تبدیل به رونق گیشه و تبدیل به سرگرمی مخاطب می‌شوند سبب می‌شود که نقش مبنایی به خود بگیرند این امر زبان نمایشی ما را دچار تزلزل و اختلال می‌کند. و وقتی جوهر آن نوع نمایش‌های که همان شوخی‌های سخیف است وارد بنیان‌های تئاتر حرفه‌ای، فرهنگی و اصلی ما می‌شود قطعا در دراز مدت تئاتر را از روح فرهیخته خودش تهی می‌کند و حتی آسیب جدی هم به نمایشنامه‌نویسی و زبان نمایشی ما وارد می‌کند. یعنی زبان نمایشی ما را مانند پارازیت‌های نادرست و فرکانس‌های غلط دستخوش ویرانی می‌کند. چراکه مبنا قرار گرفته و وقنی این نوع شوخی‌ها تبدیل به مبنا می‌شوند بسیار خطرناک خواهند بود.

کیانی در ادامه این نشست و در پاسخ به سئوالی دربارهٔ اینکه چرا نمایش “در شوره زار” را در تئاتر شهر اجرا نکرده، با بیان اینکه؛ بی‌تدبیری متولیان تئاتر و سیاسیت‌های غلط آنها تئاتر شهر را دچار بیماری آماتوریسم کرده که در دراز مدت سبب می‌شود این مجموعه تماشاگرهای قدیمی و حرفه‌ای خود را از دست بدهد و تبدیل به مکانی برای تجربه دوستانی بشود که تازه می‌خواهند وارد تئاتر شده و الفبای آن را یاد بگیرند، گفت: متاسفانه در حال حاضر تفاوت یک سالن حرفه‌ای با یک سالن آماتور و تجربی مشخص نیست و تعریف‌ها مخدوش و سالن‌های ما دچار تناقض تعریف شدند و در واقع همین سیاست‌ها، آماتوریسم را که بلای جان تئاتر حرفه‌ای است وارد تئاتر ما کرده است و من هم به همین سبب تمایلی نداشتم که با این شرایط در تئاتر شهر کار کنم.

رئیس کانون کارگردانان خانه تئاتر اضافه کرد: مسئولان تئاتری ما واقعا اگر می‌خواهند از جوان‌های علاقه‌مند به تئاتر حمایت کنند، به نظر من باید یک مرکز مشخصی را با تعریف مشخص ویژه کارهای تجربی به این اشخاص اختصاص بدهند. در حالی که اکنون اینگونه است که در یک سالن این ماه یک گروه کاملا حرفه‌ای اجرا دارد و ماه بعد یک گروه کاملا آماتور در همان سالن روی صحنه می‌رود و این اتفاق خوبی نیست زیرا آماتوریسم همانقدر که می‌تواند به جریان پایه‌ای تئاتر ما کمک کند، همان اندازه نیز می‌تواند آسیب بزند.

او با اشاره به اشخاصی که در اوائل دهه هفتاد کار حرفه‌ای تئاتر خود را آغاز کردند، خاطر نشان کرد: تمام این چهره‌ها که اکثرشان هم در کار خود خوب درخشیدند و تبدیل به یک تئاتری حرفه‌ای شدند، قبل از اینکه پا به صحنه تئاتر حرفه‌ای بگذارند سال‌ها در جشنواره‌های دانشجویی و سالن‌های کوچک و تجربی فعالیت کردند و نسل تازهی را برای تئاتر کشور رقم زدند بدون اینکه داعیه این را داشته باشند که از همان روز اول باید در تئاترشهر کار کنند، به مرور این امکان برایشان فراهم شده که در حرفه‌ای‌ترین مرکز تئاتر کشور روی صحنه بروند.در حالی که امروز دانشجوی سال اول نمایش می‌خواهد در سالن اصلی کار کند و در صورت مخالفت به آنها برمی‌خورد.

انتهای پیام/۳۲/ 


آخرین خبرها
ماخذ: هنرآنلاین
باز نشر: پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com

نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید. نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.