سهشنبه ۱۶آبان۹۱ به نقل از باشگاه خبر نگاران جوان در پورتال خبری ممتاز نیوز انتشار یافته است،
جنگ نرم هم ، درست مثل جنگ سخت ، همان شرایط و ضوابط را در حمله ، دفاع ، کمین و سایر مسائل دارد ؛ تنها تفاوتش این است که جنگ نرم ، خونی که ریخته می گردد از بدن انسانها نمی باشد بلکه قربانیان این جنگ ، روح و روان آدمهاست.
به گزارش تفسیری مجله شبانه ممتاز نیوز، وبلاگ حدیث در تازهترین نوشته خود آورده است:
جنگ نرم هم ، درست مثل جنگ سخت ، همان شرایط و ضوابط را در حمله ، دفاع ، کمین و سایر مسائل دارد ؛ تنها تفاوتش این است که جنگ نرم ، خونی که ریخته می گردد از بدن انسانها نمی باشد بلکه قربانیان این جنگ ، روح و روان آدمهاست . در جنگ نرم هم خاکریز دارم … آنها که خاطرات جبهه را در ذهن دارند ، می دانند خاکریز خط دفاعی خودی در برابر دشمن است . جایی است که مانع از دید مستقیم دشمن و مانع از اصابت تیر مستقیم دشمن می گردد و محل امن پناهگاهی مطمئن برای برنامه ریزی های دفاعی و آفندی در برابر دشمن است . در جنگ نرم ، خاکریزها ، خانواده های متدین جامعه می باشند . آنها می باشند که مانع تهاجم مستقیم دشمن می شوند و جلوی تیرهای زهر آگین شبیخون فرهنگی را می گیرند … در واقع خانواده های متدین بسیار با ارزش می باشند برای اجتماع ، زیرا فداکارانه خود را در برابر تیر مستقیم دشمن قرار می دند تا بخش های دیگر جامعه از این تهاجم کم تر آسیب ببیند .
خانواده های متدین در شرایط فعلی بیش از سایر اقشار جامعه در خطر آسیب های اجتماعی قرار دارند ، زیرا ارزش های مورد پذیرش آنها با معیارهای تبلیغی از سوی گردانندگان شبیخون فرهنگی فاصله بسیار بسیاری دارد … گردانندگان شبیخون فرهنگی ، معیارهایی را در عرصه خانواده تبلیغ و ترویج می نمایند که دقیقاً منطبق با معیارهای خانواده غربی است . از نوع پوشش و حجاب گرفته ، تا نوع روابط با نامحرمان و نوع جهان بینی آنها نسبت به دنیا ، همه و همه تحت تاثیر معیارهایی است که در غرب وجود دارد . این معیارها با ارزشهای خانوده های معمولی ایرانی ، یعنی آنها که چندان متدین نمی باشدند ، فاصله دارد چه برسد به فضای خانواده های دینی و اعتقادی که کاملاً با با آن شرایط فاصله دارند .
مثلاً در زمینه حجاب ، در یک خانواده متدین ، معیار حجاب ، چادر است و نحوه استفاده از آن هم به صورت روگیری است ، اما آنچه در شبیخون فرهنگی تبلیغ می گردد نه استفاده از چادر بدون روگیری است و نه حتی استفاده از چادر یا مانتوی سنگین است . در شبیخون فرهنگی ، دختران و زنان جامعه به بی حجابی تشویق می شوند و در خلال تبلیغات آنها ، اساساً فلسفه ی حجاب زیر سوال می رود . اینجاست که می بینید یک خانواده متدین ، خانوداه ای که روگیری با چادر را بعنوان حجاب انتخاب نموده ، بیشترین صدمات را می بیند . خودم وقتی می بینم خانمی در خیابان با حجاب کامل با چادر و در حالیکه روگیری هم دارد ، در کنار دختری قدم بر می دارد که اولیه های حجاب را هم در مانتوی تنگ و کوتاه و اجق وجقش رعایت نکرده ، بیش تر از دیدن خانواده هایی که همه آنها حجاب بدی دارند ناراحت می شوم ، زیرا احساس می نمایم در اینجا یک خانواده متدین جامعه ما هدف دشمن قرار گرفته است و تیرهای مسموم ابتذال فرهنگی بر آنها کارگر افتاده است . بنابراین اعتقاد دارم باید در باره خانواده های متدین بیشتر مراقبت نمود ، زیرا وقتی یک خانواده متدین مورد هجمه نرم فرهنگی قرار می گیرد یعنی خاکریز دفاعی در برابر این هجوم فرو ریخته است و این عرصه ( خاکریز دفاعی ) در جنگ نرم بسیار اهمیت دارد .
خاکریز دفاعی جنگ نرم
جنگ نرم در شرایط فعلی به مهمترین مقوله فعالیتهای مربوط به حوزه شبیخون فرهنگی تبدیل شده است … غرب همه توان خود را بکار گرفته و به عرصه این جنگ آورده و با همه وجود به دنبال نتیجه گیری در این نبرد است …. بعضی تأثیرات مخرب این نبرد بر جامعه ما و شیوع ارزشهای مخرب غرب ، آنها را امیدوار نموده که در صورت استمرار این حرکت ، به اهداف اهداف شومی که برای آن طراحی نموده اند برسند … آنها خانواده های ایرانی را هدف گرفته اند و در این میان به دنبال جدا نمودن این طیف از خانواده ها از جبهه ارزشهای اعتقادی می باشند تا پس از آن با خیال راحت و آسوده و بدون برخورد با هیچ مقاومتی به ترویج ارزشهای ضد اخلاقی خود در جامعه ما بپردازند . البته شبیخون فرهنگی اقدامی نمی باشد که صرفاً مربوط به کشور ما باشد ، غرب در یک برنامه ریزی گسترده ، درصدد تهی نمودن همه جوامع بشری از ارزشهای فرهنگی بومی و جایگزینی فرهنگ غرب به جای آنهاست ، تا بتواند در این جوامع به راحتی دیدگاه استعماری خود را حاکم کند .
در سال ۲۰۱۰ معادل ۱۵ هزار و ۱۶۶ شبکه تلوزیونی و رادیویی ماهواره ای پخش برنامه داشتند و اکنون این رقم به ۱۷ هزار رسیده که ۳ هزار شبکه از آن با یک دیش قابل رؤیت و ۱۳۰ شبکه نیز به زبان فارسی پخش برنامه دارند … موضوع اصلی برنامه های شبکه های تلوزیونی ماهواره برای فارسی زبانان ، ورزش ، فیلم ، موسیقی ، مستند ، علمی ، کودکان ، سیاسی ، تجاری و اقتصادی ، تبلیغ دین ،مد ، لباس آرایش است …. بررسی ۶۵ شبکه ماهواره ای و ۹۷ پیام در یک ماه در این شبکه ها نشان می دهد یکی از شبهات القایی برنامه هایشان رابطه بین دختر و پسر ، زن و مرد را عشق مشخص می نماید نه ازدواج … هدف آنها از چنین القایی این است که جامعه را ارزش های اعتقادی که هر گونه رابطه ای را بین دختر و پسر ، زن و مرد موکول به ازدواج میکند ، تهی کند و از این طریق بی بند و باری و ابتذال را به جامعه القا نماید .
متاسفانه طبق آمار ۸۷ درصد زنان ، محور اولیه جنگ نرم می باشند و ۵۳ درصد موارد در شبیخون فرهنگی اشاره مستقیم به زنان دارد … غربی ها با تغییر لایه های بنیادین فرهنگ و سبک زندگی ، تغییر هویت جنسی و شخصیتی این نوجوانان و اینکه نوجوان به سرعت باید عاشق شود ، پیامدهای فرهنگی ، روانی و فکری را دنبال می نمایند و البته تاثیرات مخربی ره هم از این رهگذر ایجاد نموده اند … شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و برنامه های هدفمند و هدایت شده آنان ، اجزای خانواده را به مسلخ می برند و تلاش می نمایند مؤلفه های گوناگون آن را به چالش بکشند … کیان خانواده در جامعه ما بسیار اهمیت دارد و در واقع این خانواده است که اشخاص در آن هویت پیدا می نمایند و از بین بردن این هویت مشخصا هدف اصلی این شبکه هاست .
این شبکه ها هویت خانواده را قطعه قطعه می نمایند و به ترویج بحث هایی می پردازند که شاخصه یکی از آنها زندگی آخر هفته ای است … زندگی که پدر و مادر روزهای هفته را در محل کارشان می گذرانند و در پایان هفته سگ و گربه و وسایل تفریح شان را بر می دارند تا به گردش بروند ؛منتهاخانم با دوستهای خودش به پیکنیک می رود و آقا هم با دوستان خود !!! بعد از تعطیلات هم دوباره روال عادی زندگی آغاز میشود … این شیوه زندگی اگر در جامعه ما فرهنگ سازی شود بدترین اتفاقی است که می تواند در ایران بیافتد … مسئله دیگری که در سریالهای شبکه های تلوزیونی ماهواره ای مطرح میش ود ، ارتباطات نا هنجار است . بدین معنی که اشکال ندارد شما هم می توانید خارج از خانه هرطور که دوست دارید نیازهایتان را پاسخ دهید و هیچ قید و بندی وجود ندارد ، اینجاست که وقتی خانواده را از بین بردید تقریباً می توانید مطمئن باشبد که در جامعه دیگر هیچ چیز وجود ندارد که نگرانش باشید ، زیرا دیگر خانواده ای وجود نخواهد داشت که اشخاص در آن معانی را فرا بگیرند .
اگر از بعد آسیب شناسانه نگاه کنیم ، در جنگ نرم ، شبکه های تلوزیونی ماهواره ای ، بخش فرهنگی و رسانه های فرهنگی ما را دور می زنند و پیام های آنها را نا کار آمد می سازند … به طور مثال تلوزیون جمهوری اسلامی ، فرهنگی را بنیان می گذارد و از طرف دیگر شبکه های تلوزیونی ماهواره ای این فرصت را نقض می نمایند ، یعنی در بعد ملی ماهواره ها ابزاری برای تهاجم علیه ما می شوند ، این رسانه ها تحت عنوان محتوای مستهجن ، محتوای فرقه ای ، محتوای غیر اخلاقی و ضد فرهنگی ، دائم در حال هجمه به ما می باشند و کیان خانواده ها را با فحشا های سازماندهی شده و باندهای فحشایی که جرایم شا نبه صورت کاملاً هدفمند و گسترده می باشد ، هدف قرار می دهند .
![]()
باشگاه خبرنگاران