زندگی خصوصی مکرون که اکنون جوانترین رئیس جمهوری تاریخ فرانسه است، مانند راهیابی ناگهان او به کاخ الیزه، پر از نکات شگفتانگیز است. اخیرا در فرانسه کتابی با عنوان «امانوئل مکرون، جوانی به این کاملی» درباره زندگی و کار این سیاستمدار ۳۹ ساله منتشر شده است.
امانوئل مکرون در یک خانواده مرفه در شهر «آمیان» به دنیا آمد. پدر و مادرش پزشک هستند. او فارغ التحصیل دانشگاه علوم سیاسی پاریس و دانشسرای ملی علوم اداری فرانسه است. کارش را با اداره نظارت و بارزسی بر دارایی آغاز کرد و پس از مدتی به رده مدیریتی بانک بریتانیایی روچیلد رسید.
«برژیت تورونیو» همسر ۶۴ ساله «امانوئل مکرون» که به زودی عنوان «بانویاول» فرانسه را یدک خواهد کشید کوچکترین فرزند یک خانواده ۱۰ نفره بود. او ۷ برادر بزرگتر از خود دارد.
رابطه مکرون و همسرش
رابطه مکرون و همسرش، بسیار پیچیده و مورد توجه رسانهها است. بریژیت هنگامی که ماکرون تنها ۱۵ سال داشت، معلم مدرسه او بود. آن دو در دبیرستان «لا پروویدانس» جایی که برژیت ادبیات فرانسه درس میداد با هم آشنا شدند. والدین مکرون به ویژه پدرش بسیار تلاش کردند این زوج را از هم جدا کنند چرا که به دلیل اختلاف سنی زیاد، آنها را برای هم مناسب نمیدانستند. آنها حتی مکرون را برای ادامه تحصیل به پاریس فرستادند ولی امانوئل و برژیت همچنان باهم ماندند و در سال ۲۰۰۷ ازدواج کردند.

بریژیت تورونیو در زمان آشنایی با مکرون، ۴۰ ساله و متاهل بود و ۳ پسر داشت که یکی از آنها ۲ سال از مکرون بزرگتر بود. مکرون گفته است او و همسرش توافق کردهاند که دیگر بچهدار نشوند.

برژیت وسواس ویژهای نسبت به همسر خود دارد به طوری که در همه جلسات و نشستها او را همراهی میکند. زمانی که مکرون وزیر اقتصاد بود همسرش در جلسهها شرکت میکرد و برنامه ملاقاتهایش را شخصا میچید.
رابطه مکرون و فوتبال
امانوئل مکرون، ذوب در فوتبال و هوادار المپیک مارسی، مردمیترین تیم فرانسه است. یکی از توییتهای آخر او هنوز هم ذهن خیلیها را به خود مشغول کرده است: «چرا من طرفدار مارسی هستم؟ چون این تیم من را رؤیاپرداز میکند! مارسی اشک من را بارها درآورده. آنها من را هیجانزده میکنند».
برای فوتبالیبودن او همین بس که پیش از دور دوم انتخابات، بیش از ۶٠ بازیکن فوتبال حرفهای فرانسه از او حمایت کرده و از مردم خواسته بودند به مکرون رأی بدهند.
امانوئل البته برای اینکه نشان دهد فقط حرف فوتبال را نمیزند بلکه در عمل هم چیزی بلد است، در یکی از همین سفرهای انتخاباتیاش به «سرسل» خودش را به جوانانی که در محله مشغول بازی فوتبال بودند، رساند و یک پنالتی با آن بغل پای معروفش زد.
او البته در صحبتهای سیاسیاش هم بارها از فوتبال و اصطلاحات فوتبالی یاد میکند تا نشان دهد چه اندازه این ورزش ملکه ذهنش شده است؛ همین چندیپیش بود که از ستاد او این جمله فوتبالی به گوش رسید: «حیات سیاسی دقیقا مثل فوتبال است؛ یعنی باید گروهی بازی کرد وگرنه نمیتوان برنده شد».