مرداد ۱۴۰۵

ورزش > لیگ برتر – برای داود نصیری ، مردی که بخشی گرانبها از تاریخچه ورزش ایران بود . بخشی جاودانه و طلایی.
حمیدرضا صدر:همیشه همین اطراف بود. نامش با ورزش ایران گره خورده بود. حضورش با ورزش این مرز و بوم عجین شده بود. همه می آمدند و می رفتند و او با شوق پایان ناپذیرش برجای می ماند. نمی توان تاریخ ورزش ایران را نوشت و در گوشه و کنارش به داود نصیری اشاره نکرد. همان قدر که دیرپا بود – متولد ۱۲۹۴ شمسی، سال ۱۹۱۵ میلادی در تب و تاب جنگ جهانی اول – به صورت حیرت آوری چند وجهی بشمار می رفت. در دانشسرای تربیت بدنی درس خوانده بود. هم اهل فوتبال بود، هم وزنه برداری، هم بسکتبال و هم واترپلو. داور بین المللی در هر چهار رشته. مدرس ورزش و تربیت بدنی در دانشگاه تهران، دانشسرای عالی و دانشکده افسری ارتش. اهل کارهای اجرایی بود و می گفتند استخرهای امجدیه بدون او ساخته نمی شد. در دهه ۱۳۳۰ مربی تیم ملی شیرجه ایران بشمار می رفت. به چند زبان خارجی اشراف داشت و وقتی زدراکو رایکف در آبان ۱۳۴۷ به عنوان مربی تیم ملی فوتبال معرفی شد او برای مدتی عنوان مترجم رایکف را گرفت.
فوتبالی ها داود نصیری را برای حضورش در میادین به عنوان داور به یاد سپردند. سال ۱۳۱۶ در صف بازیکنان فوتبال قرار گرفته بود. در عصر پهلوی اول طی اولین بازی رسمی تیم ملی فوتبال در ۱۳۱۹ برابر افغانستان به میدان رفته بود. قد بلندی داشت و می گفتند مرد میانی بازی ساز بوده. او اولین داور ایرانی بود که راهی مسابقات بین المللی شد شد و دیدار سودان – اوگاندا را قضاوت کرد. فروردین ۱۳۳۹ که عنوان رئیس کمیته داوران را داشت سر استنلی راس رئیس کمیته داوران جهانی که سال بعد رئیس فیفا می شد نامه ای به سرهنگ مکری رئیس فدراسیون فوتبال نوشت که این جمله در آن خودنمایی می کرد “… امیدوارم که تشکیل کمیته داوران تحت توجهات ریاست فدراسیون تازه آن آقای داود نصیری بتواند پیشرفت و موفقیت های بیشتری نائل گردد…”. او بعدها، بسیار بعدها در ۱۳۸۸ لوح افتخار فیفا و همین طور جایزه ویژه کنفدراسیون آسیا را دریافت کرد.
در اوایل دهه ۱۳۴۰ به داود نصیری در میادین فوتبال به عنوان داور نگاه می کردیم. دورانی که او را داوری می خواندند که بازی ها را در عین قضاوت، اداره هم می کند. همان دورانی که می گفتند ده دقیقه آخر بازی ها به داور تعلق دارد… احتمالا تماشاگران فوتبال آن سال ها بازی های ویژه ای از داود نصیری را به یاد سپرده اند. او مرد سیاهپوش دیدار دوستانه ۵ آذر ۱۳۴۴ دارایی – رستف شوروی بود. دیداری که به سیاق بازی های دوستانه آن سال ها چندان دوستانه هم نبود. روس ها با یک گل جلو افتاده بودند که نصیری در دقیقه ۷۲ اکبر افتخاری را اخراج کرد و اعتراض تماشاگران را برانگیخت. او سه دقیقه بعد ضربه پنالتی به سود دارایی تقدیم کرد گرفت که اعتراض روس ها را برانگیخت. جلال طالبی ضربه را گل کرد و دقایق پایانی با خشونت و عتاب هر دو جبهه پایان یافت.
احتمالا جنجالی ترین بازی که داود نصیری در بطن رخدادها قرار گرفت در ۱۳ دی ۱۳۴۷ برابر بیش از بیست هزار تماشاگر در امجدیه بود. در بازی های پنج جانبه تیم های بزرگ تهرانی. در نبرد پاس و تاج. منصور پور حیدری، پرویز قلیچ خانی، عزت جان ملکی، حسین فرزامی، جلال طالبی، داریوش مصطفوی و علی جباری و اکبر افتخاری در صف تاجی ها قرار داشتند و فرامرز ظلی، حشمت مهاجرانی، حسن حبیبی، همایون شاهرخی، محمود یاوری، پرویز میرزا حسن، مهدی مناجاتی و اصغر شرفی در جبهه پاسی ها. عبدالرضا موزون و حبیب الئه پورامید داوران کنار بودند. دقیقه ۴۰ که رسید میرزاحسن از جناح راست نفوذ کرد و با شوت سرکشی دروازه تاج را باز کرد. نصیری به علامت پذیرش گل در سوتش دمید، ولی حسین قاضی شعار دروازه بان تاج به تور پاره کنار دروازه اش اشاره کرد. کاپیتان طالبی جلو رفت و محل پاره شدن تور را نشان نصیری داد. تاجی ها نصیری را دوره کردن و او لحظاتی بعد رای اش را تغییر داد و دستور به آغاز بازی داد. ولی بازی آغاز نشد. مردی که با پالتو مشکی اش از روی صندلی ها بلند شده بود پا به میدان گذاشت. مرد مشکی پوش سرهنگ صادقی رئیس باشگاه پاس بود. سرهنگ صادقی به نصیری اعتراض کرد و به پاسی ها فرمان داد میدان را ترک کنند. بلندگوی امجدیه اعلام کرد “هیئت فوتبال گل را بی ارزش تشخیص داده”. نصیری پنج دقیقه به پاسی ها برای بازگشت به میدان فرصت داد. ولی بازگشتی در کار نبود و نصیری بازی را مختومه اعلام کرد. ۳- صفر به سود تاج… وقتی فرانتس بکن بائر و گرد مولر با بایرن مونیخ در تیر ۱۳۵۱ برای رویارویی با منتخب تهران به تهران آمدند، داود نصیری مرد سیاهپوش میدان بود. همان دیداری که مونیخی های فرسوده از شب زنده داری ۶-۳ مغلوب شدند.
داود نصیری در همه آن سال ها با تار و پود فوتبال ایران گره می خورد. سال ۱۳۴۷ – همان سالی که ایران در آن نبرد نهایی پیروزی تاریخی ۲- یک برابر اسرائیل در امجدیه رقم خورد – او و محمود بیاتی و امیر مسعود برومند مسئولیت انتخاب بازیکنان را برعهده داشتند. وقتی او در بهار ۱۳۴۹ از فدراسیون شنا جدا شد و دوباره پا به فدراسیون فوتبال سرهنگ مصطفی مکری گذاشت همه این عناوین را با هم داشت: رئیس کمیته داوران، رئیس کمیته فنی، داور مسابقات، عضو هیئت رئیسه فدراسیون، مشاور عالی فدراسیون، سرپرست مسابقات باشگاه ها در رضاییه به علاوه عضو هیئت انتخاب کننده بازیکنان تیم ملی کنار مصطفی مکری، جعفر نامدار، مهدی اسدالهی و محمد بیاتی.
نصیری در آذر ۱۳۴۹ با ایگورنتو مربی روسی تازه وارد راهی بازی های آسیایی بانکوک شد و در بازگشت با متن نیشداری استعفا داد “… تیمسار سرتیپ مکری رئیس محترم فدراسیون فوتبال ایران. با عرض تشکر از این که مدتی اینجانب را به اسم سر مربی فدراسیون فوتبال ایران مشغول داشته اید چون مراعات اصول سازمانی در آن فدراسیون به دلایلی نمی تواند انجام شود لذا استعفای خود را از سرمربیگری فدراسیون فوتبال ایران که فقط اسمی بوده است تقدیم می دارد. با تقدیم احترام داود نصیری”.
نصیری در بازی های آسیایی بانکوک ۱۹۷۰ عنوان معاون کمیته داوران فوتبال آسیا را گرفت و کمی بعدتر کنفدراسیون فوتبال آسیا از او دعوت کرد در تورنمنت آسیای مرکزی سوت بزند. او هشت جلد کتاب دربارهٔ فوتبال نوشت که میان شان ” تمرینات برای آغازگران فوتبال” و “تمرینات فوتبال سالنی”، ” تمرینات تیم ملی آلمان” و “دانستنی های داوری برای تماشاگران فوتبال” شاخص می باشند… ولی کتاب خواندنی و پرآب و تابش زندگی اش بشمار می رفت. نزدیک به هشتاد سال حضور مستمر در قلمرویی گره خورده با تاریخ سیاسی و اجتماعی این مرز و بوم… داود نصیری زمانی وداع کرد که داوران سیاهپوش ایرانی از هر سو زیر تازیانه رفته بودند. زمانی که هر بار از ورزش حرف زد اشک بر گونه های چروکیده اش جاری شدند. در ۹۸ سالگی.
۴۱۴۱
![]()
RSS
ماخذ: خبر آنلاین
باز نشر: پایگاه اینترنتی خبری تحلیلی ممتاز نیوز www.momtaznews.com