اریک کانتونا؛ بروسلی وارد میشود
کانتونا یک شاهکار واقعی بود. یک تابلوی دیدنی. هرچه زیبایی در فوتبال وجود داشت، در وجود کانتونای شماره ۷ منیو جمع شده بود. قدرت رهبری و از آب درآوردن بازیاش حرف نداشت ولی خب بعضی وقتها شاهکارهای از آن جهتی هم میزد! یکی از همین شاهکارهایش در سال ۱۹۹۵ و در بازی یونایتد مقابل کریستالپالاس رقم خورد. شکل بازی کانتونا کمی مایل به خشن بود. این طبیعت فوتبالش بود. آن شب هم در یک صحنه پیراهن ریچارد شاو، بازیکن کریستالپالاس را کشید و همین حرکت موجب شد داور کارت قرمزش را به اریک نشان دهد. کانتونا داشت زمین را ترک میکرد و وارد تونل ورودی رختکن میشد که ناگهان تبدیل به بروسلی شد. از روی تابلوهای کنار زمین به میان تماشاگران پرید و با یک ضربه جانانه شبیه ضربات پای قوی کنگفوکاران، متیو سیمونز، تماشاگر هوادار کریستالپالاس را از پای درآورد. همهچیز بههم ریخت. بعدها سرالکس فرگوسن در کتاب خاطراتش نوشت: «آن صحنه را ندیدم. حواسم به بازی بود. فقط شنیدم که اریک با یکی از هواداران کریستالپالاس درگیر شده. وقتی بعد از بازی، تصاویر ویدئویی درگیری را دیدم، دهانم از تعجب بازمانده بود. آیا این اریک بود که مثل جنگجویان چینی به آن مردک بیچاره حمله میکرد؟ میدانستم که آن هوادار حتما حرفی به اریک زده. کانتونا آدم تندمزاجی بود ولی نه تا این حد که بخواهد کسی را این طوری لت و پار کند». بعدها گفته شد کانتونا بیدلیل و از روی عصبانیت ناشی از اخراج به متیو سیمونز حمله کرده، گرچه خود اریک گفت کاری که انجام داده در واکنش به حرفهای زشت سیمونز بوده است: «حرف مفت زد، منم حقش را گذاشتم کف دستش». آن شب و بعد از آن بازی جهنمی، در یک اتاق کنفرانس و در جواب سوالات متعدد خبرنگاران، قیافه حق به جانبی به خودش گرفت و مشهورترین جملهاش را به زبان آورد: «مرغهای دریایی واسه این دنبال قایقهای ماهیگیری راه میافتن چون فکر میکنن ماهیهای ساردین ممکنه از توی قایق واسهشون بیرون ریخته بشن. خوش گذشت. قربون شما». اتحادیه فوتبال انگلیس بعد از این جریانات، اریک را ۳۰ هزار پوند جریمه و ۸ ماه هم از حضورش در میادین فوتبال جلوگیری کرد.
الحاجی دیوف؛ به دهانت قفل بزن
نام الحاجی دیوف و مشاجره با هم گره خورده بود. بازیکن توانای سنگالی که همراه دوستانش در جامجهانی ۲۰۰۲، فرانسه مغرور را از کره و ژاپن بیرون کرد، بعد از حضور در لیگ برتر جزیره و درگیر شدن با فضای شلوغ رسانهای و حجم فراوان هوادارانی که بدجوری فوتبالی بودند نتوانست خودش را حفظ کند. او به سرعت وارد حاشیه شد. ظاهرش همیشه عجیب و غریب بود و رفتارش هم. در سال ۲۰۰۳ و زمانی که بازیکن لیورپول بود به اتهام تف انداختن به یک هوادار سلتیکگلاسکو در جریان یکی از بازیهای ۲ تیم در جام یوفا که مستقیما از تلویزیون هم پخش شد به پرداخت جریمهای معادل ۲ هفته حقوقش محکوم شد. خود لیورپولیها هم ۲ بازی محرومش کردند. او بعد از این حادثه از هوادار سلتیک رسما عذر خواست و بلیت بازی برگشت را هم برایش فرستاد. البته دیوف از این جریان درس نگرفت چرا که چند ماه بعد و زمانی که به بولتون رفته بود، در یک دیدار مقابل میدلزبورو با یکی از هواداران حریف درگیر شد و هر چه از دهانش درآمد بار طرف کرد. کار به آنجا رسید که پلیس تحت تعقیبش قرار داد. در همان ماه، دیوف با «آرژان دهزیو» بازیکن پورتسماوث هم دهان به دهان گذاشت و از خجالت او نیز درآمد. اگر میخواهید روزگارتان سیاه نشود، بهتر است دور و بر دیوف آفتابی نشوید.
گری نویل؛ هدف همیشگی لیورپولیهای دیوانه
گری نویل همیشه آدم غیرقابل پیشبینیای بوده، حتی خود هواداران یونایتد هم نمیدانند با او چه رفتاری داشته باشند. نویل در یکی از بازیهای مشهور داربیگونه یونایتد و لیورپول در سال ۲۰۰۶، بعد از آنکه ریو فردیناند گل برتری شیاطینسرخ را به ثمر رساند، ناگهان از کوره در رفت. پیراهنش را کشید و به سمت هواداران دوآتشه لیورپول دوید. او همیشه یکی از هدفهای لیورپولیها برای مسخره شدن و فحش خوردن بود. به همین خاطر آن روز بهترین فرصت را برای گرفتن انتقام از آنها به دست آورده بود. میدوید و رو به آنها داد میزد: «چیه؟ عقبنشینی کردین؟ هان؟ دهنتون بسته شد…؟» لیورپولیها اگر تا آن روز به نویل گیر میدادند، از آن به بعد گیرشان را سهپیچ کردند. او هدف همیشگی آنفیلدیهاست، چه در زمین باشد، چه نباشد.
مارک بوسنیچ؛ امان از دل داغدار تاتنهامیها
دروازهبان بزرگ استرالیایی در روزهایی که از دروازه استونویلا حراست میکرد همیشه حاشیهساز بود. او یک بار در یک رویارویی تک به تک با یورگن کیلنزمن، از خجالت مهاجم گران تاتنهام درآمد. تماشاگران تاتنهام بشدت عصبانی شدند چرا که چشم و چراغ باشگاهشان توسط بوسنیچ مصدوم شده بود. بعدها در اکتبر ۱۹۹۶ این رویارویی با تاتنهامیها به جنگی تمامعیار تبدیل شد. اسپرزیها به او توهین کردند، او هم با کمال خونسردی به سمت آنها رفت و با یک سلام نازی به سبک هیتلر از خجالتشان درآمد. نکته اینجاست که بیشتر تاتنهامیها یهودی هستند و خب این حرکت، آنها را یاد خاطرات تلخ جنگ دوم جهانی میانداخت. پلیس او را تحت تعقیب قرار داد و یکهزار پوند جریمهاش کرد. بوسنیچ بشدت از طرفداران تاتنهام عذرخواهی کرد و گفت: «بیخیال من شوید».
امانوئل آدبایور؛ آن روز، داغ دل آرسنالیها تازه شد
مهاجم توگویی سالهای پیش آرسنال دیگر دل ونگر را زده بود. آرسنالیها دوستش داشتند ولی ونگر او را فروخت. حرفهای ضد و نقیضی درباره روابط او با تماشاگران آرسنال به گوش میرسید. میگفتند دوآتشهها از دستش عصبانیاند. به هر حال او از جمع توپچیها رفت و به منچسترسیتی پیوست. در همان نخستین فصل حضورش در سیتی و در بازی با آرسنال، با پیراهن سیتی به آرسنال گل زد. گل سوم تیمش را زد. یکپارچه آتش شد. عربده میکشید و به سمت هواداران آرسنال میدوید. آنها از جایشان بلند شده بودند و به او فحش میدادند. آدبایور روی چمن لیز خورد، آرنجهایش را به سمت آنها گرفت و به بدترین شیوه ممکن جواب محبتهای ونگر و دار و دستهاش را داد. دوآتشههای آرسنال میخواستند خونش را بریزند ولی چیزی که عوض داشت، گله نداشت. پیش از آن گل، آرسنالیها هر چه میتوانستند به آدبایور توهین کرده بودند. جوابش را هم با یک گل و شادی بعدش چشیده بودند. نوش جانشان!
دیوید بکام؛ کلاهبرداری که لسآنجلسیها را داغ کرده بود
بکس همیشه و به اندازه کافی در زندگیاش حاشیه داشته است. هنوز هم جای استوکی که فرگوسن بالای چشمش کاشته بود، درد میکند. همین چند وقت پیش هم بود که پای یک زن دیگر به زندگیاش باز شد و شکایت و شکایتکشی به راه افتاد. در زمان رفتوآمدهای پیاپی او به آمریکا و اروپا و بعد از بازگشت او از دوران قرارداد قرضی
۶ ماههاش با میلان، یک روز هواداران عصبانی لسآنجلسگالکسی در استادیوم خانگیشان از فرط عصبانیت از دست بکام، پرچمهایی را برافراشتند که رویش نوشته شده بود: «کلاهبردار به خانهات برگرد»! آنها از اینکه باشگاهشان ۲۵۰ میلیون دلار پول را به پای ستاره بیرمقی که بیشتر اوقات یا مصدوم بود یا به اروپا رفته بود یا کاری از دستش برنمیآمد تا تیمشان را قهرمان کند ریخته، به ستوه آمده بودند. تعدادی از هواداران به هنگام خروج بکس از زمین با او درگیری لفظی پیدا کردند. یکی از آنها خواست بکام را بزند البته پلیس بیشتر بکس را گرفته بود چرا که او هم میخواست به میان تماشاگران برود و آن هوادار ناراضی را ادب کند. تماشاگران گالکسی با تمام وجودشان شعاری با این مضمون را فریاد میزدند: «اینجا قبل از اینکه بیایی خوب بود؛ اینجا بعد از اینکه بروی خوب است؛ اینجا در هر صورت بدون حضور تو خوب است!» آنها بکام را دوست ندارند. همین… .
![]()
بولتن نیوز | bultannews.com