یادداشت / موقعیتی گران بها که از کف می رود

گردآوری شده در گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری ممتازنیوز

آرشیو خبرنمایشکد مطلب: ۴۲۳۲۹     

تجربه تماشای کنسرت – تئاتر˝ در روزهای آخر اسفند˝

ارسال به دوست    نسخه چاپی نسخه چاپی   

مازیار فکری ارشاد: کنسرت –تئاتر ˝ در روزهای آخر اسفند˝ کار جدید محمد رحمانیان به اندازه کافی ویژگی های کنجکاوی برانگیز دارد که بتواند در این روزهای آخر سال و آماده شدن برای رسیدن به سال نو ، مخاطب خسته و دلزده از این همه هیاهوی بیهوده را به تالار وحدت بکشاند.برای مخاطبان جدی تر رویداد های فرهنگی و هنری این اثر می تواند دستمایه ای جدی برای مطالعات میان رشته ای هنر قرار گیرد.

۱۳۹۲ چهارشنبه ۱۴ اسفند ساعت ۱۲:۳۰

نام محمد رحمانیان به عنوان یکی از محبوب ترین و پرمخاطب ترین نمایشنامه نویسان و کارگردانان تئاتر این روزگار، حال و هوای ترکیبی موسیقی و نمایش که بر اثر حاکم است، حضور دو چهره شناخته شده (بیشتر در سینما) که روی صحنه آواز می خوانند و البته نام یک خواننده محبوب راک و پاپ که در بروشور نمایش با فونت درشت و چشمگیر ثبت شده است.
اما به نظر می رسد ” در روزهای آخر اسفند” انتظار مخاطبان جدی تر تئاتر و حتی موسیقی را برآورده نخواهد کرد.این نمایش به رغم بلیت های گران قیمت خود تقریبا هرشب دارد با سالن مملو از تماشاگر اجرای خود را ادامه می دهد.نکته ای که در این هیاهوی نیمه اسفند ماه بسیار خوشحال کننده است.
رحمانیان ماجرای قتل عام فجیع اعضای یک گروه راک زیرزمینی ایرانی مقیم آمریکا را دستمایه روایت قرار داده و به این بهانه مخاطب خود را درلابلای یک درام به ظاهر روانکاوانه ، مهمان شنیدن اجرای زنده قطعاتی از موسیقی پاپ دهه های گذشته جهان ، با صدای اشکان خطیبی و غزل شاکری می کند.
اما همین جا نقطه آغاز انحراف نمایش از متن است.اعضای گروه زیرزمینی “سگ های زرد” در سبک راک می خواندند و این سبک و رویکرد زیرزمینی شان نشان از اعتراضی بودن لحن و اساسا ساختار کارشان داشت.اما اینجا در نمایش هرگاه با ارجاع به ترانه ها از ریل تئاتر به ریل اجرای موسیقی تغییر مسیر می دهد، با اجرای قطعاتی عاشقانه و متعلق به دوران گذشته مواجه می شویم.این قطعات بی شک حس نوستالژی مخاطب را قلقلک می دهند و چه بسا گروه قابل توجهی از مخاطبان را راضی از سالن بیرون بفرستند.اما با رویکرد ها و فلسفه وجودی گروه های زیر زمینی موسیقی راک و همین طور متن نمایش در تضادی جدی قرار می گیرند.

واضح است که در تماشای “آخرین روزهای اسفند” با یک نمایش موزیکال مواجه نیستیم.به همین خاطر عوامل نمایش نام “کنسرت – تئاتر ” را برای کار خود برگزیده اند.اما هیچ یک از قطعات موسیقی اجرا شده ( به رغم کیفیت مناسب اجرا که ناشی از تسلط دو بازیگر اصلی به زبان انگلیسی و صداهای پخته و نسبتا پرورده شان است) به لحاظ ارگانیک با متن داستان نمایش چفت وبست منطقی پیدا نمی کنند.به همین دلیل است که هرگاه موقعیت از نمایش به اجرای زنده موسیقی تغییر می کند ،با گسستی ذهنی و فاصله گذاری اجتناب ناپذیری روبرو می شویم.
صحنه های نمایشی و بده بستان کلامی و حرکتی اشکان خطیبی و غزل شاکری ، لحظه های خوب “در روزهای آخر اسفند” را رقم می زنند.این دو بازیگر با توجه به تجربه های اندک تئاتری خود بازی های قابل تاملی ارائه داده اندو متن نیز واجد جذابیت و کشش لازم برای درگیر ساختن ذهن مخاطب هست.اما هنگام اجرای زنده به دلیل مرتبط نبودن قطعات موسیقی با متن این درگیری ذهنی مخاطب با اثر به حداقل می رسد.این قطعات موسیقایی صرفا به پاساژ هایی برای فاصله گذاری میان دو بخش نمایش تبدیل می شوند.
نکته دیگر استفاده از نام رضا یزدانی به عنوان یکی از عوامل اصلی نمایش است.با توجه به بروشورهای تبلیغاتی و بنرهای منتشر شده به نظر می رسد یزدانی نقشی مهم و پررنگ در این اثر داشته باشد.اما هنگامی که یزدانی در پایان نمایش برای اجرای یک قطعه روی صحنه می رود و بازهم قطعه ای بی ربط به متن و تنها خاطره انگیز ( به واسطه اجرای بی نظیر زنده یاد فرهاد مهراد) را می خواند، بیش از هرچیز نچسب بودن این حضور و شباهتش به اجرای ترانه تیتراژ پایانی سریال های تلویزیونی را در ذهن تداعی می کند.
به رغم ایراد های یاد شده حال و هوایی خوشایند برکلیت نمایش حاکم است و این نکته به نظر می رسد که ای کاش گروه از وسوسه اجرای موسیقی زنده روی صحنه دست می کشید و به متن نمایشی اکتفا می کرد که به عنوان اثری مجزا و منتزع از ترکیب دو حوزه تئاتر و موسیقی ، اثری تامل برانگیز و گرم است.حیف که این موقعیت گران بها در اثر ناهمگونی دو مدیوم موسیقی و تئاتر در این کنسرت – تئاتر از کف می رود.

 


Loading...


آخرین اخبار
ماخذ: هنرآنلاین
باز نشر: پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com

نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید. نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.