یک کمدی درخور

گردآوری شده در گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری ممتازنیوز

نگاهی به نمایش ˝پزشک پوشالی˝ به کارگردانی حسین کشفی‌اصل

نمایش ˝پزشک پوشالی˝ نوشته چارلز دیزنزو، به کارگردانی حسین کشفی اصل و با بازی عباس جمشیدی و سامان دارابی، پس از بیست و دو اجرا در سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران پایان یافت و در این مدت با استقبال خوبی از سوی تماشاگران روبه‌رو بود.

به گزارش سرویس تئاتر هنرآنلاین/ در گام اول به داخل سالن، با نوای موسیقی‌ای از تماشاگر پذبرایی می‌شود که با همراهی گیتار و ساز دهنی، او را به ژرفنای بیابان‌های فیلم‌های وسترن برده و این پرسش را در ذهن مطرح می‌کند که، چرا وسترن و گاوچران و کاکتوس؟ اما به تدریج و با خو گرفتن با فضای نمایش، این موسیقی که هنوز بر همان پایه نواخته می‌شود، بیشتر در خدمت کار قرار گرفته و یادآور فضایی کمدی و شاد می‌شود؛ تا جایی که در بخشی از نمایش، تماشاگر شاهد یک کمدی- موزیکال بر روی صحنه می‌شود.

تماشاگر پس از نشستن بر روی صندلی، با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شود که به شکلی دقیق طراحی شده و یادآوری می‌کند که نمایشی از جنس کمدی‌دلارته در پیش نیست. این طراحی در روند نمایش به خدمت ایفای نقش بازیگران درمی‌آید.

حسین کشفی اصل در مقام کارگردان این نمایش به خوبی توانسته یک نمایش کمدی از یک نویسنده غربی را به تماشاگر ایرانی ارایه کند و شوخی‌هایی را در برابر دیدگان تماشاگران قرار دهد که گویی برای او و با همین فرهنگ ایرانی نوشته شده است.

برخورد تماشاگران و صدای خنده‌های آن‌ها در طول اجرا، گواه این ادعاست. این امر با طراحی میزانسنی کامل در راستای پیشبرد نمایش به سمت هدف مورد نظر صورت گرفته است. طوری که با هر تغییر میزانسن، بخشی از اتفاق صحنه رخ می‌دهد. به عبارتی کشفی‌اصل آگاهانه از افتادن به دام میزانسن بی‌دلیل دوری جسته و این موضوع به بازیگران یاری رسانده، آن‌ها را از سردرگمی و سرگردانی بر روی صحنه نجات داده است. به نظر می‌رسد که گروه نمایشی به خوبی از پس تحلیل نمایشنامه برآمده و نه تنها می‌دانسته چه می‌خواهد، بلکه می‌دانسته چگونه به آن دست یابد. همین تحلیل درست، شخصیت‌های نمایش را به خوبی در دسترس بازیگران قرار داده و آن‌ها توانسته‌اند با ارایه یک بازی درخور و شایسته، شخصیت‌هایی قابل باور را پیش روی تماشاگر قرار دهند تا تماشاگر حتی برای لحظه‌ای حاضر نباشد نمایش را از دست بدهد.

عباس جمشیدی با ارایه شخصیت مرد مسنی که شاید تا اندازه‌ای از مشکلات ذهنی و روانی رنج می‌برد، پزشکی را به نمایش می‌گذارد که تماشاگر به پزشک بودنش شک می‌کند و این شک قابل باور است. هرچند گاهی به نظر می‌رسد این پزشک به سبب نداشتن بیمار به مشکلات روحی دچار شده است. در نقطه مقابل، سامان دارابی است. او شخصیت مردی را بازی می‌کند که او هم از مشکلات روانی رنج می‌برد. با این حال گاهی اشتباهات دکتر را به رخ او می‌کشد. اما در لحظاتی نیاز به کمک در چهره‌اش موج می‌زند و این تغییرات را به خوبی در شخصیت نمایشی‌اش ایجاد می‌کند؛ به نظر می‌رسد که یکی از دلایل موفقیت بازیگران این نمایش، پیوستگی قدرتمند بازی در طول نمایش است که تماشاگر را به دنبال کردن پیوسته نمایش تشویق می‌کند. تا جایی که با پایان یافتن نمایش، تماشاگر در دل خود خواستار ادامه آن است.

اما از سوی دیگر می‌توان به وسواس کارگردان در طراحی شوخی‌ها و ایجاد موقعیت‌های کمیک اشاره کرد که گرچه سبب شده تا شاهد هیچگونه حرکت غیر ضروری نباشیم، اما شاید در بعضی موارد می‌توانست کمی بیشتر شوخی کند و فضای کمیک بیشتری ایجاد کند. به عنوان مثال در بخشی از نمایش که شخصیت بیمار سعی در توضیح اسلایدها دارد، نمایش به سرعت از آن عبور کرده و اجازه تفکر بیشتر را از تماشاگر می‌گیرد.

پایان در نمایشنامه اصلی دچار نوعی سردرگمی است و گویی نمایشنامه‌نویس به خوبی از پس پایان نمایشنامه برنیامده است. اما کارگردان با تغییر پایان نمایش، این مشکل را برطرف کرده و نمایش را به گونه‌ای تسلسل دراماتیک وارد کرده است.

اما نکته دیگری که بیان آن خالی از لطف نیست این است که مسوولان فرهنگسرای نیاوران با زحمت بسیار در یک غروب سرد پاییزی، محیط گرم و امنی را ایجاد کرده¬اند تا تماشاگر از دیدن نمایش لذت ببرد که این خود جای سپاس دارد. اما ای کاش به نکات کوچک اما مهم، از جمله مشخص کردن شماره صندلی‌ها نیز بیشتر توجه می‌کردند تا از سرگردانی تماشاگر در داخل سالن جلوگیری شود.

انتهای پیام/
 


آخرین خبرها
ماخذ: هنرآنلاین
باز نشر: پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com

نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید. نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.