۰۲م آذر ،
اعتقاد و باور خاص مردم به حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حضرت علی اکبر(ع) ، حضرت علی اصغر(ع) ، حربن یزید ریاحی و زنان و کودکان سیدالشهدا(ع)، در ایام ماه محرم الحرام و برگزاری آیینهای ویژه سوگواری به نام آنان نمونهای از باورهای مذهبی مردم استان گیلان است.
اعتقاد و باور خاص مردم به حضرت ابوالفضل العباس (ع)، علی اکبر(ع) ، علی اصغر(ع) ، حربن یزید ریاحی و زنان و کودکان سیدالشهدا(ع)، در ایام ماه محرم الحرام و برگزاری آیینهای ویژه سوگواری به نام آنان نمونهای از باورهای مذهبی مردم استان گیلان است.
آنچه در ذیل آورده می گردد بعضی مراسم ویژه محرم در مناطق استان گیلان است:
علم واچینی
در سده های قبل مراسم علم واچینی، مراسم جشن خرمن محسوب می شد. در این روز شرکت کنندگان بهترین لباس خود را می پوشیدند و از محل های مختلف به جایگاه مراسم که وادی بقعه محل بود و اغلب درخت هایی سایه گستر داشت، می رفتند. زمان این جشن در نقاط کوهستانی گیلان پس از درو گندم و جو با به دست آوردن اولین محصول سال و در قسمت جلگه پس از برداشت محصول برنج انجام می گرفت تا دست کشاورزان برای خرج کشی باز باشد. روز برگزاری معمولا جمعه و گاهی دوشنبه بود که متولی(شیخ) بقعه محل با مشورت ریش سفیدان معین می کرد و به مردم محل اطلاع می داد؛ هر بقعه برای خودش ابواب جمعی داشت که کسانی را در برمی گرفت که مرده هایشان را در قبرستان بقعه دفن می کردند و اصطلاحا این اشخاص را تکیه شریک می گفتند؛ تکیه شریکان به اندازه توانایی مالی خود برای خرج کشی علم واچینی تدارک می دیدند.
صبح روز علم واچینی دسته های گوناگون از محل های مختلف به جایگاه بقعه محل می رفتند. قبل و بعد از ناهار بسیاری به زیارت بقعه می رفتند و نذورات خود را در بقعه قرار می دادند. علم عبارت بود از چوبی که اندازه دور آن تقریبا ۳۰ سانتی متر و به ارتفاع دو متر که در نقاط کوهستانی معمولا از چوب درخت نوج در جلگه از چوب شمشاد تهیه می شد. گاه چند خانواده علم مشترکی داشتند.

مراسم علم واچینی
خانواده های عزادار، تازه ترین لباس جوان ناکام خود را دور علم می پیچیدند و به آن علم رخت می گفتند. چند جای دور کمر علم را با نوارهای پارچه ای می بستند. این علم ها یادآور عزای خانوادگی بود و گشودن علم رخت در روز علم واچینی نوعی مراسم سالگرد برای جوانمرده ها محسوب می شد. متولی، علم را از داخل بقعه به صحن می آورد. خانواد ها و بیشتر تازه داغدیده ها با شیون و فغان دور علم جمعی می شدند، نوحه خوان که اغلب خود متولی بود نوحه خوانی می کرد و مردم،علم در دست، بقعه را طواف می کردند. نوجوانان و کودکان دامداران دست های شاخه نورس و گاهی علف را برای یمن و تبرک به علم می مالیدند. اعتقاد بر این بود که نباید علف متبرک را به زمین بگذارند تا به خانه برند و به دام های خود دهند که از بیماری ها محفوظ باشند.
با توجه به قدمت علم واچینی به پیش از اسلام، نوحه سرایی و ذکر مصیبت این مراسم نیز سابقه ای کهن دارد و از افسانه های سوگ سیاوش نشات گرفته است. با گسترش و نفوذ آیین تشیع به وسیله علویان که خود شرح و بیان ایثار و شهادت مظلومیت امامان شیعه را به همراه داشت و خصوصا حماسه آفرینی شهیدان کربلا که مضمون گفتار شاعران و مناقبان و قوالان قرار گرفت، به تدریج در طی سال های و قرون متوالی مراسم علم واچینی از جشن خرمن به مراسمی مذهبی بدل گردید.
مراسم علم بندی که مقدمه علم واچینی محسوب می گردد (یعنی بستن و پیچیدن پارچه ها به دور علم) در هفته اول محرم و در بقاع متبرکه انجام می گردد. علم بندی با روشن کردن شمع، نذر و نیاز و حاجت خواهی همراه است. شخصی که نذر و نیتی دارد پارچه سبز رنگی را بر علم می بندد.
علم واچینی در روزی دیگر، معمولا عاشورا و یا سومین روز درگذشت امام حسین(ع)- که البته زمان آن برای بقاع مختلف فرق می کند- با مشارکت مستقیم کسانی که علم را بسته اند و دیگران انجام می گیرد. در این روز کسانی که در فاصله علم بستن و علم واچیدن نذر و نیازشان برآورده شده با قربانی کردن گوسفند و طعام دادن به زایران حضور فعال تری دارند.
پس از باز کردن پارچه های دور علم، چوب علم را در مسجد گذاشته می گردد. و علم رخت (پارچه های علم) را در بقچه ای می پیچیدند و داخل خمره ای که داخل بقعه و یا مسجد بود جا می دهند و روی آن را می پوشاندند و گاه برای آنکه دستبرد نخورد به خانه متولی برده می گردد تا ماه محرم سال آینده، دوباره آن را دور علم ببندند یا به اصطلاح علم بندی کنند.

مراسم علم واچینی
کرنا نوازی سنت دیرینه گیلانیها در سوگواری سالار شهیدان
کرنانوازی از سنتهای قدیمی استان گیلان است که در ماه های محرم و صفر در مناطق مختلف این استان نواخته می شود.
این سنت مذهبی بیشتر در شهرهای آستانه اشرفیه، رحیم آباد، واجارگاه و کلاچای در شرق استان گیلان پا برجا و به قوت خود باقی است.
کرنا نوازی در گیلان به عنوان یک نوع عزاداری مرسوم است.

کرنا نواری
کرنا یکی از سازهای منطقه است که تا پیش از این برای اطلاع رسانی و اعلام خبری به مردم از آن استفاده می شده و امروزه تنها به عنوان ساز مراسم عزاداری شخصی و مذهبی از آن استفاده می شود.
کرنا معمولا به صورت دسته جمعی و در قالب گروههای ده نفره کرنانواز نواخته می شود که یک نفر سرگروه بوده و بقیه او را همراهی می کنند.
طریقه نواختن کرنا بدین گونه است که شخص با تجربه ای به عنوان تک نواز گروه، نوایی را در کرنا می دمد و بقیه نفرات پاسخ می دهند.
تک نواز گروه، مصیبتی از حضرت امام حسین (ع) را در داخل کرنا دمیده و پس از آن صدای “وای وای” از کرنای وی به گوش می رسد در این لحظه گروه، نوای “حسین وای” را در کرنا می دمند بدین ترتیب شنوندگان “وای وای، حسین وای” را از تک نواز و گروه او می شنوند.
کرنا به جز ایام سوگواری امامان به ویژه امام حسین (ع ) در یادبود شهدا و برای خانواده های که داغ جوان دیده باشند نیز نواخته می شود.
“کرنا” آلتی بادی و بلند که دارای صدای بم و رسائی است، چون سوراخ ندارد با انگشتان نواخته نمی شود از این رو فقط با دم نوازنده از آن صدا حاصل می شود.
جنس بدنه کرنا از نی است که برای استحکام بیشتر پوششی از بریده های نی روی بدنه آن بسته می شود طول آن متفاوت بین دو تا چهار متر و گاهی بیشتر است “سر عصایی شکل کرنا” محل خروج و تشدید صدا از جنس کدو است.
کرنا سازی قدیمی و تاریخی است که در استانهای مخـتـلف ایران به شکـلهای متـفاوت ساخـته و اجرا می شود مهـمترین کرناهـا، کرنای شمال، گـیلان و کرنای مشهـد است و این ساز بـیـشتر در کردستان و آذربایجان مورد استـفاده قرار می گـیرد.
“کرنی” یا “کرنا” مرکب از دو لغت کر و نای است “کر به معنی جنگ و در فارسی به صورت کارزار آمده است و نای همان “نی” است که در گیلان از نی ساخته می شود.

کرنا نوازی
با سری به شکل دایره “ن” یا “ل” و به طول ۲٫۵ متر است که به وسیله هیئتهای سه یا چهار نفری در نمایش وقایع جنگلی نظیر واقعه کربلا نواخته می شود.
کرنای شمال را ” درازنای” نیز می نامند چون لوله فاقد سوراخ تغییر دهنده صوت است لذا اصوات با تغییر فشار دم در لوله ایجاد می شود و فاقد تنوع صوتی است.
استفاده از کرنا در گیلان، خراسان و فارس مرسوم است، کرنا در گیلان بدون زبانه و سوراخ بوده از سه قسمت تشکیل می شود قسمتی که در دهان قرار می گیرد، قسمت بدنه که در ازای آن گاه به بیش از ۳٫۶۰ متر می رسد و قسمت سر آن که خمیده و به شکل عصا است.
حفظ آئینها و سنتهای عاشورایی از مصادیق خودباوری و اعتقاد قلبی ما به ائمه اطهار است
به هر حال حفظ آئینها و سنتهای عاشورایی از دیگر مصادیق خودباوری و اعتقاد قلبی ما به ائمه اطهار است و هر ساله با شور و اشتیاق به استقبال ماه محرم می روند و بر سر و سینه خود می زنند و بر این ماتم عظما اشک می ریزند.
محرم در آئین ما جایگاه والایی دارد و هر منطقه و اقلیم از کشور بر اساس باورها و اعتقادات و برخاسته از فرهنگ محلی خود این آئین را برگزار می شود.
بدین ترتیب هنرهایی چون شعر، تعزیه، موسیقی، نوحه خوانی و … از آئینهای محرم جدایی ناپذیرند و به واسطه این هنرها مسائل و پیامهای عاشورا توانسته تا به امروز به خوبی انتقال پیدا کند.
با توجه به وضعیت “هنر محرم” در دهه های اخیر، استادان فن احساس نگرانی می کنند از اینکه این هنرها از اصالت و مسیر اصلی خود در حال خارج شدن می باشند و چه بسا در برخی از جهات در جهت مخالف اهداف اصلی حرکت و سبب تحریف و مسخ پیامهای اصیل محرم، عاشورا و کربلا باشند.
موسیقی مذهبی بخشی از هویت موسیقی ملی ماست و این تعامل به حدی است که حتی در قرائت قرآن نیز از اسامی فواصل و دستگاههای موسیقی که در طول تاریخ داشته ایم استفاده می کنیم علاوه بر این در نوحه ها و تعزیه ها نیز باز از همین عناوین استفاده شده و می شود.
موسیقی مذهبی در ماه محرم نیز موسیقی است که متناسب با سوگواری در این ماه و روحی باشد که در اشعاری که به عنوان مرثیه از قدما و مرثیه سراها و نوحه خوانان قدیمی باقی مانده، دیده می شود که البته متاسفانه این روزها کمتر آنها را می شنویم.
علم بندی در ماسوله
«علم بندی» یکی از آئین های ماه محرم در ماسوله هست که در آئینه زمان شکل گرفته است. اهالی ماسوله به این رسم «طوق بندی» می گویند. بعضی مورخان معتقدند که این مراسم در دوره صفویه به شکلی مدون و نظام مند درآمد.
در ماسوله پنج امامزاده وجود دارد: عون ابن علی(ع) (در مرکز ماسوله)، عین علی زین علی (در یک کیلومتری ماسوله)، امامزاده هاشم (در فاصله ۳ کیلومتر دامنه کوه)، امامزاده ابراهیم (در بالای ماسوله).
ماسوله ۶ محله دارد که عبارتند از: مسجد بر، ریحانه بر، خانه بر، کشه سرعلیی، کشه سر سفلی و اسد محله. ناحیه ریحانه بر و مسجد بر را که مجاور همدیگرند به نام مسجد بر و کشه سر علیی و سفلی را نیز به نام کشه سر می شناسند.
محلات اصلی چهارگانه ی ماسوله هر کدام یک علم دارند که شکلی عمودی دارد تا متناسب با ساختار معماری خاصی که ماسوله دارد، بتوان آن را به راحتی در کوچه های باریک و تو در توی ماسوله حرکت دارد. در بالای بعضی علمها پنجه ای فلزی که نماد دست بریده ی ابوالفضل است قرار دارد. علم ها در سراسر سال تا روز هفتم محرم، در مساجد محله ها نگهداری می شوند.
محرم در ماسوله از غروب ۲۹ ذی الحجه با مراسم سنج زنی آغاز می گردد. اولین صدای سنج حوالی ساخت ۵ عصر از کوچه های مسجد بر آغاز می گردد و پس از آن صدای سنجهای محلات خانه بر، کشته سر و اسد محله نیز آغاز می گردد و طنینشان در هم می آمیزد و بدین ترتیب آغاز ماه محرم رسما اعلام می گردد.
مراسم علم بندی در روستاهای دیگر فومن نیز انجام می گردد اما در ماسوله نظم و جلوه بیشتری دارد و استقبال بیشتری از آن می گردد، به طوری که در شهرک ۱۰۰۰ نفری ماسوله، ۶۰۰۰ نفر برای این مراسم گرد هم می آیند.
در روز پنجم محرم اعضای هیات عزاداری کشه سر تشتی را که داخل آن مقدری آب ریخته شده و روی آن را با پارچه سیاهی پوشانده اند دور مسجد می گردانند و مردم بر حسب وسع خود نذورتی را داخل آن می ریزند که خرج مراسم عزداری و تهیه لباس برای علم می گردد.
در روز هفتم ماه محرم، ریش سفیدان هیات های چهار محله ماسوله علم های هیات های عزداری را به بقعه عون ابن علی (ع) می برند. علم ها به وسیله ریش سفیدان محله ها همراه با مشایعت مردم به دست ها اعطا می شوند. علم های محلات، توسط هیأت امنای هر محله با پارچه های سبز رنگ و نمادهایی عاشورایی ملبس می شوند. دست ها به نوبت و اولویت مسجدها (که دسته «مسجد بر» به احترام وجود بقعه، اولین علم را دریافت می کند) جمع می شوند تا علم را دریافت کنند. برای نظم دادن به جمعیت سوگواران و رعایت اولویت در اعطای علم، هیاتی به نام «هیات محرم» وجود دارد که نزدیک مکان اعطای علم مستقر می گردد.
بر طبق سنت های قبل، هر محله چند علمدار از خانواده های قدیمی دارد که وظیفه علمداری، نسل به نسل به آنان رسیده است. آنان نیز بر اساس یک نظام گردشی سالانه در محله خود نوبت خانواده علمدار را مشخص می کنند تا این مشارکت جلوه ی عامتر و مردمی تری به مراسم محرم ببخشد. دسته های عزاداری ماسوله را دور می زنند و با رسیدن به مسجد هر محل،علم داخل مسجد گذاشته می گردد.
مراسم پایان عاشورا نیز در شب عاشورا با نظمی خاص از ساعت ۲ شب از مسجد بر با حرکت دسته ی عزداری آغاز می گردد. دسته ی خانه بر وقتی حرکت خود را آغاز می کند که دسته ی مسجد بر از بام محله خانه بر قبل باشند و همینطور محله های کشه سر و اسد محله در انتظار دسته ی عزاداری خانه بر و کشه سر می مانند که در پی آنان ماسوله را دور بزنند و شب عاشورا را صبح کنند.

مراسم علم بندی
مراسم علم بندی به سبب اعتقاد مردم ماسوله به متبرک بودن بقعه عون بن محمد همه ساله در کنار این بقعه برگزار می گردد. عون بن محمد از یاران سید جمال الدین اشرف از سادات علوی گیلان بود که در قرن سوم هجری در ماسوله درگذشت. او به چوپانی وصیت کرد که پیکرش را در همان جایی که درگذشته بود به خاک بسپارد. چوپانان کهن بر گرد مزار او خانه ساختند و هسته ماسوله را بنا نهادند. پیشترها مراسم تغزیه در ایام محرم در ماسوله برگزار می شد اما با مرگ رضا نعمت زاده آخرین تعزیه گردان ماسوله به فراموشی سپرده شده است.
مراسم محرم در انزلی
در دوازدهمین روز ماه محرم یعنی سومین روز از شهادت امام حسین، در بعضی نقاط گیلان از جمله انزلی دسته ای به نام دسته قوم بنی اسد به راره می افتد. بنا به روایات تاریخی، قوم بنی اسد که از اعراب ساکن سواحل فرات بودند، روز سوم عاشورا به محل قتلگاه رفتند و اجساد شهیدان را دفن کردند.
دسته قوم بنی اسد لباسهای بلند سفید می پوشند و بعضی بیل و کلنگ بر دوش می گیرند و چنین می نمایند که برای دفن شهیدان کربلا می روند و نوحه هایشان نیز حکایت از همین امر دارد.
مراسم محرم در لاهیجان
۱- کرپ زنی
در این عزاداری که در ایران کم نظیر است، اشخاص دو قطعه چوب (کرپ) در دست دارند، با وزن مرثیه ی خاصی که مرثیه خوان آن را می خواند آنها را به هم می کوبند و قسمتی از مرثیه را به عنوان جواب خواننده ی مرثیه، تکرار می کنند. کرپ، تکه چوبی استوانه ای است به سنگینی ۴۰۰ تا ۶۰۰ گرم که از میان به دو برابر تقسیم شده و هر پاره تسمه ای چرمی پیکر خود دارد و دست کرپ زن در میان آن قرار میگیرد و کرپ زن می تواند به آسانی آن را بر هم بکوبد.
محمد ابراهیم غبرائی (متخلص به فانی) در سفری که در اواخر قرن ۱۲ شمسی به کربلا داشت، این نوع ویژه ی عزاداری را دریافت و پس از جست و جو دربارهٔ ی تاریخچه و فلسفه ی وجودی آن، در بازگشت به شهر خود (لاهیجان)، با توجه به طبع شعری که داشت ریتم های تازهی برای آن ابداع کرد و مرثیه هایی به زبان فارسی برای آن سرود و آن را در شب دسته ی محله ی شعربافان به اجرا درآورد. در یک نوع آن، عزاداران خم و راست می شوند و کرپ ها را به هم می کوبند و در نوع دیگر هم ایستاده این کار را انجام می دهند.
گفته می گردد آن روز که پیکر خونین سیاوش را از توران به ایران می آورند سوگوارانی که در پی او روان بودند سنگ بر هم کوفته و مویه می کردند.
باید توجه شود که در سده های قبل، عراق از سرزمین های ایران قدیم بود.
۲- چهل منبر
در شب عاشورا پیش از به راه افتادن سوگواران، مراسم چهل منبر در تمامی محله های قدیمی لاهیجان برپاست. در این مراسم، خانه هایی که در طول سال مجالس روضه خوانی داشته اند. منبری را که بر آن روضه خوانده شده است از خانه خارج آورده و در کنار خانه قرار می دهند و تشتی که تا نیمه از گل انباشته شده بر روی منبر می گذارند و مقداری برنج در کنار تشت در ظرفی دیگر قرار می دهند.

با غروب آفتاب، سوگوارانی که نیازی در دل دارند در حالی که ۷۲ شمع و ۷۲ دانه خرما به یاد ۷۲ شهید دشت کربلا در دست دارند از چهل منبر می گذرند. سوگواران در کنار هر منبری که می گذرند شمعی را بر می افروزند و بر گل داخل تشت فرو می کنند. سپس دانه ای خرما در کنار تشت می گذارند و چند دانه برنج از کنار تشت برمی دارند و پس از خواندن دعا و بیان خواسته اش به سوی منبر دیگر می روند و از ۴۰ منبر می گذرند.

این مراسم در سکوت انجام می گردد. عزاداران وقتی به خانه می رسند برنجی را که در چهل منبر گردآورده با برنجی که در خانه دارند آمیخته و فردای آن روز آن را پخته و می خورند با این امید که به خواسته شان دست یابند و به سفره شان برکت داده شود.
۳-لال پله
در شبی ک شمع به دستان از کوچه های تاریک لاهیجان می گذرند زن هایی پیچیده در چادر که تلاش می نمایند کسی آن ها را نشناسد، از کوچه ها می گذرند و خانه های ویژه ای را می جویند که از آشپزخانه هایشان بویی برخاسته از شیرین پلو آمیخته به زعفران می آید. این زنان که بیماری در خانه داشته و یا خواسته ای در دل و یا شکمی گرسنه؛ کفیگیری بر در می کوبند و چون در باز می گردد بدون هیچ کلامی دیگ و کفیگیر را به صاحبخانه داده و او مقداری از شیرین پلو ریخته شده را که نثار نام دارد با همان کفگیر در دیگ ریخته و به وی باز می گرداند. زن دارای خواسته این کار را در چهل یا هفتاد و دو خانه انجام می دهد و آنچه را که گرد آورده به خانه برده و با دیگر اشخاص خانه خورد به این امید که حاجت و خواسته اش برآورده شود. این مراسم لال پله نام دارد زیرا دارنده خواسته و گردآورنده خوراکی در همه زمان هایی که در کوچه ها می گردد تا خوراک گردآورد سخنی نمی گوید. پله هم در زبان گیلکی به معنی برنج پخته است.
۴- برات
با آغاز روز عاشورا، آنگاه که سوگواران آماده می شوند تا سوگ امام حسین(ع) و یارانش را برگزار کنند، بعضی از مردم که خواسته ای در دل دارند در هر نان تیمیجیان که نانی بومی و ساخته شده از برنج است چند دانه خرما قرار داده و دور نان را کلش (ساقه برنج) پیچیده و در میان نزدیکان و همسایگان پخش می کنند تا شاید خواسته شان برآورده شود. مردم لاهیجان این مراسم را برات می نامند.
“ککه” یا “کشته” نذری مردم گیلان
پخت نوعی شیرینی به نام “ککه” یا “کشته”، دادن شربت و نصب منبع های آب در اطراف مساجد و سطح شهر، اطعام دهی ، پرداخت نذورات ، راه اندازی علم و کتل ، حمل پرچم های سبز با عبارت های “یا حسین شهید” به وسیله کودکان و نوجوانان و سقاشدن کودکان سیاهپوش با عنوان نذر حضرت علی اصغر (ع) از جمله جلوه های زیبای آیین های سوگواری در منطقه گیلان است.
انتهای پیام/
![]()
باشگاه خبرنگاران
باز نشر: پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com