
باورش سخت است. سخت میتوان باور کرد کارلوس کروش مشورتپذیر باشد یا کارش را به دیگران بسپارد اما انگار علی کریمی فراتر از یک دستیار، به مهرهای تصمیمساز برای سرمربی تیم ملی تبدیل شده است.
روزی که کروش تصمیم گرفت کریمی را به کادر فنی تیم ملی اضافه کند، عدهای گفتند سرمربی تیم ملی از لج جواد نکونام – که در جام جهانی ۲۰۲۴ برزیل خودش را همهکاره تیم ملی معرفی میکرده و حتی چند باری هم شایعه شده بود به همبازیان خود میگفته حرف کروش را گوش نکنید و ببینید من چه میگویم- کریمی را در جایگاه مربی تیم ملی قرار داده. گروهی ادعا کردند کروش قصد استفاده از محبوبیت جادوگر را دارد و اندکی هم این انتخاب را به لجبازی کروش با مسئولانی که میگفتند سرمربی تیم ملی حتماً باید دستیار ایرانی داشته باشد، ربط دادند و مدعی شدند کروش، علی کریمی را برگزیده تا به زبان بیزبانی بگوید به جای اعتماد به دستیار ایرانی، ترجیح میدهد برای ما مربی بسازد اما در این میان، بودند معدود افرادی که میگفتند کروش آگاهانه کریمی را برگزیده و در وجود او قابلیت مربی شدن و قدرت رهبری تیم را دیده است. آنها روزی را مثال میزدند که تیم ملی در ورزشگاه آزادی و در راه رسیدن به جام جهانی با کرهجنوبی بازی داشت و کروش آگاهانه کریمی نیمکتنشین را با کاور به بهانه گرم کردن کنار زمین قرار داده بود تا هم تماشاگران و هم ملیپوشان را به تلاش بیشتر تحریک و ترغیب کند…
کار کریمی و کروش لابهلای همین حرفها شروع شد. تیم ملی به اردوی پرتغال رفت و برگشت و علی فعالتر از قبل، در کمپ تیمهای ملی و در اتاقی که کروش تعیین کرده بود، سرگرم تماشای بازیهای لیگ برتر و آنالیز نفرات مورد نظر سرمربی تیم ملی شد. او در اردوی تیم ملی، وسط معرکه بود و در جریان بازیهای لیگ برتر روی سکو، تماشاگر عملکرد مردان موردنظر کروش… او در جایگاه تصمیمساز و نه تصمیمگیر، آنچه دید را به کروش انتقال داد و نتیجهاش جابهجاییهایی در فهرست جدید تیم ملی شد…
میگویند در همین فهرست اخیر، علی کریمی روی خط خوردن نام ۳ بازیکن و دعوت ۴ بازیکن دیگر نقش داشته است. منابع آگاه معتقدند ایمان مبعلی، مسعود حسنزاده، حبیب گردانی و رامین رضاییان را علی کریمی پسندیده و در نقش دستیار کارلوس کروش دعوت از این ۴ بازیکن را به سرمربی تیم ملی پیشنهاد کرده است. اسم سه مهرهای که شایعه شده کریمی در گزارش آنالیز آنها خطاب به کروش نوشته: «در مقطع فعلی برای تیم ملی کارآیی ندارد»، «هنوز زود است به تیم ملی دعوت شود و ممکن است از مسیر پیشرفت خارج شود» و «چیز خاصی از او ندیدم، در این پست انتخابهای بهتری داریم!» نزد ما امانت میماند، فقط برای جلوگیری از سوءتفاهم!
یک دستیار باید همین باشد، فعال در تمرین و مشاور در مرحله تحقیق… علی کریمی با فعالیتهای اخیرش، نشان داده دستیاری قابل اعتنا برای سرمربی سختگیر تیم ملی است؛ دستیاری که محبوبیت و ضریب هوشی بالایش به او کمک میکند سرمربی خوبی برای آینده باشد.
این آندو کیست که…
آندو که پولدارهای لیگ برتر به شدت دنبال جذبش هستند و مردم با تعجب از خودشان میپرسند او این پیشنهادهای میلیاردی را مدیون کدام بازی نکردهاش در استقلال است، بدون آن که تکلیف تیم بعدی خود را مشخص کند، همراه تیم ملی به اردوی آفریقای جنوبی رفت. الان چند تیم لیگ برتری ناچارند تا بازگشت تیموریان از اردوی تیم ملی صبر کنند و هافبک دفاعی نگیرند. این وسط کارشناسان میگویند آندو امسال برای استقلال «آندویی» بازی نکرد و مربیان تیمهای مشتری او میگویند برای ما بازی میکند!
آندو لحظه آخر هم سربهسر نوری گذاشت
هنگام خروج کاروان تیم ملی از فرودگاه امام(ره) مشخص شد جناب نوری، کاپیتان پرسپولیس به دلیل مشکل مالیاتی ممنوعالخروج است و نمیتواند همراه ملیپوشان پرواز کند. این اتفاق سوژه خندهای شد برای آندو تا سربهسر رفیق صمیمیاش بگذارد. آندو به جای آن که به نوری دلداری بدهد، خندید و گفت: «آدم توی پیت حلبی شنا کنه بهتره تا این جوری ضایع شه!» البته نوری هم در جواب گفت: «آندوجون، خارج نرفته که نیستم، شما بروید به جای ما!» قرار است نوری به زودی و پس از حل مشکل مالیاتیاش به اردو برود.
پاداش سکوت یا پاداش صعود؟
شبی که کروش در برنامه تلویزیونی ورزش از نگاه ۲ اعلام کرد چرا همه به دعوت نشدن رحمتی پیله کردهاند و کسی از من درباره رحمان احمدی که تیم ملی را به جام جهانی رساند، نمیپرسد؟! میشد حدس زد کروش قصد برگرداندن رحمان را دارد. رحمان حالا به اردوی تیم ملی برگشته تا کنار بیرانوند و فروزان بخت خود را برای حضور در جام ملتهای آسیا آزمایش کند. اینکه رحمان به جام ملتها برود یا نه، قبل از هر چیز به وضعیت دانیال داوری بستگی دارد. انتخاب اول کروش، حقیقی است و دو نفر دیگر از میان بیرانوند که سرمربی تیم ملی اخیراً به او علاقهمند شده، داوری و رحمان احمدی انتخاب میشوند… به هر حال امروز رحمان احمدی هم پاداش صعود به جام جهانی و هم پاداش سکوت بعد از جام جهانی را گرفته است!
تا میتوانید سروش رفیعی بسازید!
سروش رفیعی با وجود نمایش قابل تحسینی که در لیگ برتر چهاردهم داشت، هنوز جوانتر، خامتر و ناپختهتر از آن است که در کانون توجه قرار بگیرد و سرمربی تیم ملی برای داشتن او سر و دست بشکند اما فقر استعداد باعث شده حالا که یکی مثل سروش رفیعی در آسمان این فوتبال درخشیده، همه او را دو دستی بچسبند. سروش رفیعی درگیر مسئله کارت پایان خدمت خود است اما کروش دلش نمیآید او را کنار بگذارد. فوتبال ایران امثال سروش رفیعی کم ندارد، فقط کمی شجاعت میخواهد تا به این جوانان مستعد فرصت رشد بدهیم. نسل مربیان نترس هنوز منقرض نشده و اگر برخی مدیران ترسو پای خود را از روی خرخره این مربیان بردارند، میتوان باز هم سروش رفیعی ساخت. کار سختی نیست، آن وقت لازم نیست برای یک پدیده خودکشی کنیم.
توریست یا تو «لیست»؟!
نام محمدرضا خانزاده باز هم در فهرست تیم ملی است. مردی که به عنوان نفر شماره ۲۴ تیم ملی به جام جهانی رفت و در برزیل «توریست» بود، حالا همیشه توی لیست است! خانزاده حتی اگر در تیم باشگاهیاش بد بازی کند، باز هم به تیم ملی دعوت میشود. او درست مثل امیرحسین صادقی در این هفتههای اخیر عملکرد خوبی در پرسپولیس نداشت اما همچنان در جمع مردان منتخب کروش ماند. یکی از همکاران به شوخی میگفت خانزاده و امیرحسین صادقی چه کار باید بکنند تا کروش خطشان بزند؟! اما از شوخی گذشته کروش در مورد بازیکنانی که قبولشان دارد، اصلاً به عملکرد آنها در بازیهای باشگاهی توجه نمیکند و میگوید باید کیفیت آنها را به چشم خودش ببیند. احتمالاً سرمربی تیم ملی موقع دیدن کمبودهای فنی خانزاده، عینک دودی به چشم میزند.
نصف جهان، وفادار به فوتبال فردا
اوایل سال از اصفهان یک جوان به نام مهدی شریفی وارد جغرافیای تیم ملی شد و حالا مسعود حسنزاده از یک تیم اصفهانی دیگر چشم کارلوس کروش را گرفته است. ملیپوش شدن شریفی جوان از سپاهان و مسعود حسنزاده احیاشده از ذوبآهن نشان میدهد تیمهای اصفهانی با وجود دست و دلبازیشان در جذب ستارهها، از ساختن بازیکنان فردا و معرفی پدیدهها غافل نشدهاند. اینکه میگوییم فوتبال فردا را با عمل باید ساخت، نه با حرف، دقیقاً همین است. سپاهان حداقل سالی یک پدیده به فوتبال ایران معرفی میکند و ذوبآهن هم هر از گاهی جوانان خودساخته یا احیاشده را تحویل فوتبال ما میدهد تا چراغ فوتبال در نصف جهان روشن باشد. البته در تهران هم راهآهن داشت با استیلی کارخانه بازیکنسازی میشد که تعطیلش کردند.
پای خسرو، کارت مهرداد و ذهن لژیونرها
دغدغههای ۳گانه کروش این است؛ پای آسیبدیده خسرو حیدری، کارت پایان خدمت مهرداد پولادی و ذهن آشفته لژیونرهایی که تیمهای باشگاهیشان در ردههای پایین جدول دست و پا میزند و از لحاظ ذهنی نمیتوانند دست تیم ملی را بگیرند.
کارلوس حالا باید مرحله به مرحله این دغدغهها را برطرف کند. قدم اول برای او مطمئن شدن از اوضاع خسرو حیدری است. خسرو با وجود آسیبدیدگی خود همراه تیم ملی به اردوی آفریقا رفته تا زیر نظر کادر پزشکی یک جواب روشن به کروش بدهد؛ «در جام ملتها میتوانی روی من حساب کنی!»
شانس به سردار رو کرد
سردار آزمون را میتوان پسر فوتبالی کروش نامید. سرمربی پرتغالی تیم ملی به آزمون علاقه خاصی دارد و عملکرد عالی این جوان در تیم ملی و لیگ روسیه نشان میدهد علاقه و اعتماد کروش بیدلیل نیست. حالا که کروش، آزمون را میپسندد، شانس هم به او رو کرده و سردار میتواند با استفاده از فصل تعطیلی لیگ روسیه (به خاطر سرما) تیم ملی را در اردوی آفریقا همراهی کند و از این طریق چند گام از سایر رقیبان خود سبقت بگیرد. خدا را چه دیدید، شاید سردار در جام ملتهای آسیا (استرالیا ۲۰۲۴) فیکس تیم ملی شد.
دوباره آفریقا، دوباره تیم ملی
تیمی که چند ماه پیش در آفریقا برای جام جهانی برزیل ساخته شد تا مثل یوزپلنگ پابهپای شیرهای نیجریه بدود و مثل «مرد» سربهسر ستارههای آرژانتین بگذارد، دوباره به آفریقا رفت… دوباره در غیاب لژیونرها، کروش مردان منتخب خود را به قاره سیاه برد تا از آنها سربازانی روسفید بسازد. این تیم قرار است در جام ملتهای آسیا مدافع اعتبار ایران باشد، با این تفاوت که در فستیوال جهانی فوتبال (برزیل ۲۰۲۴) پابهپای حریفان دویدن، کم نیاوردن و مقابل آنها ایستادن مهم بود و در استرالیا ۲۰۲۴ نتیجه هم اهمیت دارد. به بهانه اردوی تیم ملی در آفریقایجنوبی و سفر بامدادی ملیپوشان به اردوگاهی که قرار است میدان هماهنگی و آمادهسازی آنها باشد، نگاهی میاندازیم به متن و حاشیه تیم ملی …
منبع خبر ورزشی