۲۴خردادماه،
مطمئناً موقعیتهایی در زندگی پیش میآید که زندگی را ناشاد میکند……

مخربترین عادات زندگی
مطمئناً موقعیتهایی در زندگی پیش میآید که زندگی را ناشاد میکند. اما معمولاً بخش بزرگی از این عدم خوشبختی از طرز تفکر، رفتارها و عادات خودمان ناشی میشود.
در این مقاله به ۶مورد از مخربترین عادات روزانهای که زندگیتان را از خوشبختی خارج میآورد اشاره میکنیم. در کنار آن راهکارهایی نیز برای کم کردن و غلبه بر این عادات عنوان میکنیم.
جستجوی کمال
آیا برای اینکه شاد باشید زندگیتان باید کامل و ایده آل باشد؟آیا برای شاد بودن باید رفتاری کامل و بیعیبونقص داشته باشید و همیشه نتایجی عالی و ایده آل بگیرید؟
اگر اینطور باشد، رسیدن به خوشبختی بسیار دشوار خواهد بود. اگر مقیاس سنجش عملکردهایتان را در سطحی غیرانسانی قرار دهید، اعتمادبهنفستان پایین آمده و حتی اگر نتایجی عالی به دست آورید، تصور خواهید کرد که به اندازه کافی خوب نیستید. خودتان و کارهایی که میکنید هیچوقت اینقدر خوب به نظرتان نخواهد آمد مگر گاهی اوقات که تصور میکنید همه چیز عالی و بینقص است.
سه روش زیر برای غلبه بر عادت کمالگرایی کمکتان میکند
• تا اندازهای پیش بروید که کافی است. به دنبال ایده آل بودن بسیار وقتها سبب میشود بسیار کارهایتان ناتمام بماند. پس تلاش کنید تا جایی پیش بروید که کارتان تا مقداری که لازم است خوب باشد. از این بعنوان بهانهای برای تنبلی استفاده نکنید. مسئله این است که درک کنید برای کاری تا چه سطح خوب بودن کافی است و وقتی به آن مقطع رسیدید، کارتان تمام شده است.
• ضربالعجل داشته باشید. هر زمان که کار یا پروژهای را آغاز میکنید، برای تمام کردن آن زمان تعیین کنید. فقط کار کردن روی پروژههایتان و تحویل دادن آن هر زمان که تمام شد موثر نخواهد بود زیرا همیشه چیزهایی برای اضافه کردن به آن پیدا خواهید کرد. همچنین سبب میشود بیش از اندازه نیاز روی یک پروژه کار نکنید.
• وقتی اسیر ایده آلگرایی میشوید، ببینید به چه قیمتی برایتان تمام میشود. با دیدن فیلمهای سینمایی و گوش دادن به موزیکهای مختلف، افتادن در دام ایده آلگرایی آسان است. همه آنها بسیار خوب و عالی به نظر میرسند و شما طالبشان میشوید.
اما در زندگی واقعی، اغلب این مسائل با واقعیت در تضاد می باشند و سبب استرس و عذاب بیشتر شما و اطرافیانتان میشوند. ممکن است حتی به شما آسیب برساند یا سبب تمام شدن روابطتان، کارتان، پروژههایتان و … شوند، فقط به این سبب که انتظاراتتان فرای دنیای واقعی است. یادآور شدن این واقعیت ساده میتواند کمکتان کند.
زندگی در دریایی از نداهای منفی
هیچکس تنها نیست. کسانیکه با آنها ارتباط برقرار میکنیم، چیزهایی که میخوانیم، تماشا میکنیم و گوش میدهیم، تاثیری شگرف بر احساس و فکر ما دارند.
اگر اجازه بدهید اسیر نداهای منفی شوید، خوشبخت و شاد بودن برایتان سختتر خواهد شد؛ نداهایی که میگویند زندگی در اکثر مواقع توام با ناراحتی و بدبختی، خطر و پر از ترس و محدودیت است؛ نداهایی که به زندگی از دیدگاهی منفی نگاه میکنند.
جایگزین کردن این نداهای منفی با تاثیراتی مثبتتر، بسیار مفید خواهد بود. مثل این میماند که دنیای تازه رو به شما گشوده میشود.
پس سعی کنید وقت بیشتری را با اشخاص مثبت، موسیقی و کتابهای الهامبخش، فیلمها و برنامههای تلویزیونی که سبب خندهتان میشوند و سبب میشوند به دنیا از دیدی تازه نگاه کنید، بگذرانید.
میتوانید از کم آغاز کنید. به طور مثالً وقتی مشغول خوردن صبحانه میباشید، به جای خواندن روزنامه یا گوش دادن به خبرها رادیو یا تلویزیون، یک کتاب جالب و الهامبخش بخوانید یا یک موزیک مثبت و شاد گوش کنید.
گیر کردن در قبل یا آینده
گذراندن بیشتر وقتتان در زمان قبل و زنده کردن خاطرات قدیمی، تعارضها، فرصتهای از دست رفته و از این قبیل، میتواند بسیار مخرب باشد. گذراندن بیشتر زمانتان در زمان آینده و تصور و تجسم اتفاقاتی که ممکن است برای کارتان، روابطتان و سلامتتان بیفتد میتواند به سناریوهایی ترسناک تبدیل شود که مرتب در ذهنتان پخش میشود. زندگی نکردن در زمان حال سبب میشود تجربیات عالی بسیاری را از دست بدهید. و جلوی احساس شادی و خوشبختی شما را میگیرد.
غیرممکن است که بتوانید به قبل و آینده اصلاً فکر نکنید. و البته بسیار مهم است که برای آیندهتان برنامه داشته باشید و سعی کنید از قبلتان درس بگیرید.اما اگر بخواهید خودتان را اسیر آنها کنید، خوب نیست.
بنابراین باید سعی کنید بخش مهمی از زمان خود را صرف زندگی کردن در زمان حال کنید. هر کاری که انجام میدهید سعی کنید تمام تمرکزتان را به آن معطوف کنید، حتی درمورد نفس کشیدنتان.
مقایسه کردن خود و زندگیتان با دیگران و زندگیهایشان
یک عادت بسیار متداول و مخرب این است که مداوم خودتان و زندگیتان را با دیگران و زندگیهایشان مقایسه کنید: اتومبیل، خانه، کار، کفش و لباس، حساب بانکی، روابط، محبوبیت اجتماعی و امثال آن. و آخر کار خواهید دید که هیچ اعتمادبهنفسی برایتان باقی نمانده است و کلی احساسات منفی در خود جمع کردهاید.
این عادت مخرب را با دو عادت مثبت دیگر جایگزین کنید
• خودتان را با خودتان مقایسه کنید. اول به جای اینکه خودتان را با دیگران مقایسه کنید، سعی کنید خودتان را با خودتان مقایسه کنید. ببینید چقدر رشد داشتهاید، به چه چیزهایی رسیدهاید و چقدر به سمت رسیدن به اهدافتان پیشرفت کردهاید. این روش این فایده را دارد که وقتی میبینید چقدر جلو رفتهاید و چطور بر موانع غلبه کردهاید، قدرشناسی و مهربانی نسبت به خودتان ایجاد میکند. با این روش بدون اینکه به دیگران فکر کنید، احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا میکنید.
• مهربان باشید. رفتار و طرز فکر شما نسبت به دیگران تاثیری شگرف بر رفتار و طرز فکرتان نسبت به خودتان دارد. اگر عادت داشته باشید دیگران را مدام نقد کنید، از خودتان هم مدام انتقاد خواهید کرد. با دیگران مهربانتر باشید و به آنها کمک کنید و خواهید دید که چطور با خودتان نیز مهربانتر خواهید شد. روی نقاط مثبت خود و اطرافیانتان تمرکز کنید و آنها را تحسین کنید. با این روش به جای اینکه دیگران، خودتان و دنیای اطراف را طبقهبندی کنید، با خودتان راحتتر خواهید شد.
و یادتان باشد اگر مدام در حال مقایسه باشید، هیچوقت برنده نخواهید شد. دانستن همین نکته میتواند کمکتان کند. هر چقدر هم که خوب باشید به قول معروف دست بالای دست بسیار است و بالاخره کسی پیدا خواهد شد که از شما بهتر باشد، پس سعی نکنید ببینید که کی از شما بهتر است.

تمرکز بر جزئیات منفی زندگی
دیدن نقاط منفی موقعیتهایی که در آن میباشید و درگیر آن جزئیات شدن یکراه قطعی برای ناراحت کردن خود و گرفتن شانس خوشبختی از خودتان است. با این کار روحیه اطرافیانتان را هم خراب میکنید.
غلبه بر این عادت کمی سخت است. یک روش این است که ایده آلگرایی را کنار بگذارید و قبول کنید که همه چیز و همه موقعیتها بالا و پایین دارند و لزومی ندارد همه چیز همیشه عالی و مثبت باشد. باید همه چیز را همانطور که هست بپذیرید. با این روش میتوانید منفیها را از فکر و احساس خود دور کنید و دیگر از کاه کوه نسازید.
یک روش دیگر این است که سعی کنید سازنده باشید، به جای اینکه خودتان را اسیر منفیها کنید. این کار را میتوانید با پرسیدن سوالاتی بهتر انجام دهید. سوالاتی مثل:
چطور میتوانم این چیز منفی را به چیزی مثبت و مفید تبدیل کنم چطور میتوانم این مشکل را حل کنم؟
یک روش سومی هم وجود دارد. اینکه وقتی به مشکلی برمیخورید، از خودتان بپرسید، چه اهمیتی دارد؟ با این روش آن مشکل دیگر چندان مشکل به نظر نخواهد رسید
محدود کردن زندگی به این سبب که باور دارید دنیا حول شما میچرخد
اگر تصور میکنید که دنیا حول شما میچرخد و بخاطر اینکه میترسید وقتی کاری تازه و متفاوت انجام میدهید، دیگران چه فکری در موردتان بکنند یا چه بگویند خودتان را عقب می کشید، فقط زندگیتان را محدود کردهاید.
بااین طرز فکر احتمال امتحان کردن چیزهای تازه و درنتیجه رشد کردن را از خود میگیرید چون فکر میکنید که آن منفیگرایی و انتقادی که با آن برخورد کردهاید به شما برمیگردد و تقصیر شماست (درحالیکه در واقعیت ممکن است به این سبب باشد که فرد مقابلتان هفته خوبی نداشته است یا اینکه تصور میکنید میتوایند ذهن دیگران را بخوانید.
• بدانید که مردم چندان به کاری که شما میکنید توجه نمیکنند. آنها بیشتر نگران زندگیهای خودشان و اینکه دیگران درموردشان چه فکر میکنند می باشند. بله، ممکن است با درک این مسئله در ذهنتان تصور کنید که بسیار مهم نیستید اما از بسیار قید و بندها آزادتان خواهد کرد.
به خارج توجه کنید. به جای اینکه به خودتان و اینکه دیگران چه تصوری از شما دارند، فکر کنید، روی اطرافیانتان تمرکز کنید. به حرفهایشان گوش دهید و کمکشان کنید. اینکار سبب میشود اعتمادبهنفستان بالا رفته و خودمحور بودنتان کمتر شود.
![]()
باز نشر: پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com