بیانیه شوراهای احیای انجمن های اسلامی به مناسبت ۱۶ آذر

گردآوری توسط گروه آموزش ممتازنیوز

خبرگزاری آریا-شوراهای احیای انجمن های اسلامی و انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های کشور در بیانیه‌ای به مناسبت فرارسیدن روز دانشجو برداشته شدن آنچه نگاه امنیتی به دانشگاه و آزادی فعالیت‌های علمی، سیاسی و فرهنگی در فضای دانشجویی می‌نامید، را خواستار شدند.
به گزارش خبرگزاری آریا،در این بیانیه آمده است: شانزدهم آذر ماه را بیش و پیش از هر چیز با شهادت سه دانشجو در راهروهای دانشگاه تهران، در سالی به یاد می‌آوریم که ملت ایران سوگوار کودتای ۲۸ مرداد و فروپاشیدن امیدها و آرزوهای خود برای استقلال، آزادی و عزت سرزمین‌شان بودند. این سه آذر اهورایی شعله‌هایی بلند از آتش استقلال‌طلبی و آزادی‌خواهی جامعه‌ی ایران بودند. آتشی که بیش از یک صد سال است در سینه‌ی ملتهب این سرزمین شعله می‌کشد و هر بار، شراری تازه‌تر می‌افکند. شصتمین سال‌روز شهادت این سه دانشجو که بر پیشانی تاریخ معاصر ایران به نام روز دانشجو رقم خورد، فرصت مغتنمی برای دانشگاه و جریان دانشجویی است تا با بررسی انتقادی وضعیت فعلی جامعه‌ی ایران به روشن ساختن نقش و جایگاه دانشگاه و افق‌های تحلیلی و راهبردهای آتی جنبش دانشجویی بپردازند.
جامعه‌ی ایران بیش از یک سده است که از بحران‌های عمیق و همه‌جانبه رنج می‌برد، آگاهی یافتن مردم و به خصوص لایه‌های فرهیخته‌تر جامعه‌ی ایران از واقعیت انحطاط کشور و دور ماندن آن از رشد و توسعه‌ی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، تکاپوهای بسیاری در داخل آن آفرید، دو انقلاب بزرگ آزادی‌خواهانه و تحمل یک جنگ طولانی و تحمیلی در کنار جنبش‌های متعدد اصلاح‌طلبانه، همه و همه جلوه هایی از کوشش درازدامن گروه‌های مختلف اجتماعی، هر چند با افق و آرمان‌هایی متفاوت بوده است. حفاظت از استقلال و تمامیت ارضی کشور علی‌رغم همه‌ی دشواری‌ها و برکندن بساط یک دیکتاتوری سلطنتی با تکیه بر خواست و اراده‌ی اکثریت بی‌گمان حلقه‌های طلایی این زنجیره‌ی کوشش و مقاومت است.
با وجود این کوشش‌ها، کشور ما امروز نیز با بحران‌هایی مواجه است که ریشه در تاریخ دارد و سایه بر آینده‌ی حیات ملت ایران افکنده است.
در عرصه‌ی اقتصادی، فاصله‌ی طبقاتی و عدم بهره‌مندی عادلانه‌ی شهروندان از فرصت‌ها و منابع ادامه یافته و به ویژه بیکاری تحصیل‌کردگان، فقر گسترده و عدم اطمینان به آینده، سهم بخش‌های مهمی از جامعه‌ی ایران شده است. رواج گسترده و هولناک آسیب‌های اجتماعی، بی‌اعتنایی به اخلاق و قانون و فقدان انسجام اجتماعی چهره‌ی کشور ما را لکه‌دار کرده است. از سوی دیگر، جامعه‌ی فرهنگی و هنری ایران، در حصار بدبینی‌ها و بی‌اعتمادی‌ها مجالی برای آفرینش آزاد و خلاقانه نیافته و فرهنگ ایرانی-اسلامی هر روز بیشتر رنگ فراموشی می‌گیرد و سرانجام، در عرصه‌ی سیاسی، حقوق و آزادی‌های قانونی ملت با محدودیت‌های جدی مواجه گردیده است. گروه‌های مختلف دانشجویی، سیاسی، اجتماعی و اصحاب رسانه از فعالیت آزادانه وامانده و عده‌ای از اثرگذارترین شخصیت‌های ایشان در حبس، حصر و انزوا از حقوق بدیهی محروم مانده‌اند.
در میانه‌ی این تنگناها و دشواری‌ها امید، مهم‌ترین سرمایه‌ی کشور ماست و آن‌گونه که در انتخابات ریاست جمهوری دوره ی یازدهم چهره نمود، با تدبیر ملت، دولت تدبیر و امید به عرصه آمد. پیروزی حسن روحانی و تشکیل دولتی که خرد و میانه‌روی را مبنای عمل خود قرار داده است، امیدها را برای غلبه بر بحران‌های پیش گفته، فزونی بخشیده است و فرصتی را برای تغییر و بهبود فراهم نموده که برای بهره‌گیری از آن، توجه به چند نکته ضروری است.
نخست آن‌که هیچ گروه اجتماعی یا سیاسی به تنهایی مسئول این دشواری‌ها و پیچیدگی‌ها نیست. همه‌ی گروه‌ها و اشخاص جامعه در برابر این وضعیت و تغییر آن مسئول‌اند و برون‌رفت از این بحران جز با مسئولیت پذیری و گفتگوی آزادانه و انتقادی میان گروه‌های اجتماعی میسر نخواهد بود. پرهیز از گفتگو، کاهش تساهل و شدت یافتن تنش میان لایه‌های مختلف اجتماعی، خود از بارزترین وجوه بحران در جامعه‌ی ایران است که در صورت تداوم و بازتولید آن، تلاش‌های اصلاح‌طلبانه را با بن‌بست مواجه می‌کند. تغییر وضع موجود و بهبود شرایط را نمی‌توان صرفاً از هیچ نهاد یا گروه سیاسی و یا اجتماعی خاصی مطالبه نمود. همه نهادها و گروه‌های سیاسی و اجتماعی – البته با سهم و نسبت های گوناگون- مسئول وضع موجود و بخشی از این مشکلند و البته راه‌حل‌های احتمالی نیز باید در داخل همین نهادها و گروه‌های اجتماعی و سیاسی و از مسیر گفتگوی انتقادی میان آنها ساخته و پرداخته شوند و صرف مطالبه‌محوری گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی چندان راهگشا نخواهد بود.
از سوی دیگر برای برون‌رفت از وضعیت فعلی هیچ راه‌حل واحد، جامع و کوتاه‌مدتی وجود ندارد. راه‌حل‌ها متعدد، نسبی و درازمدتند که تنها در سایه‌ی گفت‌وگوی آزاد و انتقادی به دست خواهند آمد. مدارای منطقی و منطق مدارا، تکیه‌گاه همه‌ی گروه‌های اجتماعی و سیاسی در این راه دشوار است. با تکیه بر چنین تحلیلی است که می‌توان از نقش مهم و حیاتی دانشگاه در سالیان پیش‌رو سخن گفت.
خرد انتقادی، آزادی، تساهل و دانش، جان‌مایه‌های دانشگاهند و در سایه‌ی آنها، دانشگاه می‌تواند به ایضاح جنبه‌های گوناگون بحران‌ها و تنگناها بپردازد و راه‌های برون‌رفت را جستجو کند. دانشگاه، می‌تواند و باید چراغ راه گذار جامعه‌ی ایران به سوی جامعه‌ای در خور شأن و کرامت انسانی باشد. آموخته‌های ما از میراث ملی و دینی‌مان و نیز سایر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، آن‌گاه که در فضایی آزاد و امن به نقد و گفتگو نهاده شود، دست‌مایه‌ی توسعه‌ای دورن‌زا، همه‌جانبه و پایدار خواهد بود. نزدیک شدن به چنین ایده‌آلی در گرو ایجاد تغییراتی مهم در فضای کنونی دانشگاه‌های ایران است.
در ادامه این بیانیه برداشته شدن آنچه نگاه‌های امنیتی به دانشگاه‌ها خوانده می‌شد، احقاق حق اساتید محروم از تحصیل ،ایجاد فضای مساعد برای فعالیت‌های صنفی، سیاسی و فرهنگی دانشجویان، احیای تشکل‌های ریشه‌دار دانشجویی و رفع هر گونه تبعیض جنسیتی، جغرافیایی و عقیدتی در گزینش اساتید و دانشجویان مورد تاکید قرار گرفت.


خبرگزاری ممتاز به نقل از آریا
باز نشر: پایگاه اینترنتی خبری تحلیلی ممتاز نیوز www.momtaznews.com

نظرتان را در مورد مطلب فوق بنویسید. نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.