یکی از حقوقدانان فمینیست که اکنون در انگلستان زندگی می کند و جزء گروه های اپوزوسیون محسوب می شود، در واکنش به این بیانیه یادداشتی منتشر کرد و ضمن حمایت از فعالیت های تجزیه طلبانه همه اقوام ایرانی در راستای دفاع از حقوق بشر، امضا کنندگان بیانیه را که بر حفظ تمامیت ارضی ایران تاکید می کردند، مورد انتقاد شدید قرار داد و مدعی شد رنج قومیت ها را در ایران درک نمی کنند.
به گزارش مهرخانه، بلافاصله پس از انتشار این توافقنامه، جمعی از فعالان فرهنگی و سیاسی که تعداد قابل توجهی از مخالفان جمهوری اسلامی هم در بین آنان هستند، بیانیه ای منتشر کردند و ضمن محکمومیت شدید فعالیت های تجزیه طلبانه، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران را سرآغاز هر فعالیت سیاسی دانستند.

یکی از حقوقدانان فمینیست که اکنون در انگلستان زندگی می کند و جزء گروه های اپوزوسیون محسوب می شود، در واکنش به این بیانیه یادداشتی منتشر کرد و ضمن حمایت از فعالیت های تجزیه طلبانه همه اقوام ایرانی در راستای دفاع از حقوق بشر، امضا کنندگان بیانیه را که بر حفظ تمامیت ارضی ایران تاکید می کردند، مورد انتقاد شدید قرار داد و مدعی شد رنج قومیت ها را در ایران درک نمی کنند. آش به قدری شور بود که موجی بر علیه مواضع وی بین اپوزوسیون داخل و خارج به ویژه از میان قومیت ها، برانگیخت و ادعاهای حقوقی وی در حمایت از فعالیت های تجزیه طلبانه و توصیف غیرمنصفانه و غیرواقعی از وضعیت قومیت های ایرانی، به چالش کشیده شد.
اگرچه او در این ماجرا بیشتر در کسوت یک حقوق دان اپوزوسیون وارد شد و به اشاره ای مختصر در بحث حقوق زنان کردستان پس از تجزیه بسنده کرد، اما اینگونه موضع گیری های رسوای سیاسی و تفسیرهای شاذ و سوگیرانه از آموزه های حقوقی به دلیل شهرت وی به فعالیت های فمینیستی، مسلماً بر فعالیت ها در حوزه دفاع از حقوق زنان، که طیف وسیعی از گروه های فعال را در بر می گیرد، تاثیر می گذارد. از یک سو ماهیت بخشی از فعالان فمینیست و نسبت آنان با منافع ملی و ارزش های اسلامی- ایرانی آشکارتر از پیش می شود و از سوی دیگر، این بدنامی، عرصه را بر فعالان دفاع از حقوق زنان تنگ می کند.

ماهیت این گروه از فعالان فمینیست، البته پس از مهاجرت تعدادی از اعضای آن به کشورهای دیگر در موضع گیری های مختلف آشکار شده و بارها اذعان کرده اند که تنها به خاطر ارزش های حاکم بر جامعه و حفظ ارتباط با زنان است که آشکارا به آموزه های دینی نتاخته اند و همچنین تصریح کرده اند هدف اصلی عمده فعالیت های فمینیستی شان، سرنگونی نظام دینی حاکم است؛ حمایت خائنانه از تجزیه ایران فصل جدیدی در کارنامه گروهی از فمینیست های ایرانی است که آشکارا نشان می دهد این گروه ابزار دست حلقه های قدرت صهیونیستی اند. ابزاری که آگاهانه یا غافلانه و مستقیم یا غیرمستقیم، تطمیع و توجیه شده است.
طبیعی است ادعای دفاع از حقوق زنان از سوی چنین افرادی تا چه حد حساسیت ها را نسبت به سایر فعالان حقوق زنان بر می انگیزد و عرصه را بر آنان تنگ می کند و چه میزان باید هزینه بدهند و انرژی صرف کنند تا اثبات کنند راهشان به کلی از این گروه ها جداست.
انتهای پیام/۹۰۰۷۱۱
![]()
پایگاه تحلیلی خبری مهرخانه